دردت به جانم،
من
درخت این باغ بودهام؛
-بیبر، بیثمر، بیمیوه-
که ریشههایم
چنان برایم قید شده
که مرا پای رفتن نیست.
لیک بیم آن داشتم
-و دارم-
که اگر مرداب شوم
و
-زبانم لال-
مزرعه نحیف حقیقت
دچار هجوم ملخهای انکار شود،
تو
-قناری کوچک من-
قصد کوچ میکنی.
دردت به جانم،
من قصد آن نداشتم
-و ندارم-
که با انتخابم آزارت دهم.
باور کنی یا نه
بیم آن دارم که اشتباهی کنیم
و باغ
چنان تهی شود از تو
که دلتنگت شوم؛
فقط همین.
مجید میرزاوزیری
۱۱ تیر ۰۳
@mirzavaziribooks
Post #3251
1.85K
Forwarded from آثار مجید میرزاوزیری
- ❤ 11
- 👎 7
- 👍 2