چرا طبقهبندی بلوم مهم است؟
این طبقهبندی "برای مربیان و طراحان آزمون" ایجاد شده است.
"تقریباً هر برنامه درسی در سطح بینالمللی بر اساس طبقهبندی بلوم یا طبقهبندی مشابه طراحی شده است."
این بدان معناست که طراحان آزمون "به این شیوه فکر میکنند تا سؤالاتی را ایجاد کنند که دانشجویان خوب را از عالی فیلتر کنند"، و شما میتوانید "انواع سؤالاتی که از شما پرسیده میشود را پیشبینی کنید و حتی برگههای تمرین خود را ایجاد کنید."
روشهای دستیابی به سطوح بالاتر:
روش معمول (و ناکارآمد): شروع از پایین (سطح 1) و حرکت به بالا. این روش "بسیار زمانبر است" و به دلیل "زوال دانش (منحنی فراموشی حافظه)، یادگیرندگان زمان زیادی را صرف "یادگیری مجدد چیزهایی میکنند که به طور مداوم فراموش میکنند."
روش بهتر (و توصیه شده): "به جای شروع از سطح یک و حرکت به بالا، از سطح پنج شروع میکنیم و در واقع به سمت پایین حرکت میکنیم."
دلیل: "مغز ما در سطح پنج اطلاعات را قویتر پردازش میکند و حافظه قویتری شکل میدهد تا در سطح یک." وقتی هدف خود را در بالا قرار میدهیم، مغز ما در واقع سطوح پایینتر نتایج را در طول مسیر به عنوان یک اثر جانبی پر میکند و به دست میآورد.
اگر تلاش میکنیم مقایسه و اولویتبندی کنیم، حافظه بهتری به دست میآوریم تا اگر لازم باشد، بتوانیم مطالب را بازگو کنیم، توضیح دهیم و مسائل را حل کنیم. هنگام شروع به مطالعه، به جای تلاش برای به خاطر سپردن یا فهمیدن، بیشتر توجه خود را بر تلاش برای ارزیابی متمرکز کنید، که شما را مجبور میکند ابتدا آن را درک و تحلیل کنید.
پرسشهای متداول درباره سطوح تفکر
۱. شش سطح تفکر چیست و چرا تسلط بر آنها مهم است؟
شش سطح تفکر شامل: به خاطر سپردن، فهمیدن ، به کار بردن، تحلیل کردن، ارزیابی کردن، و خلق کردن است. این سطوح بر اساس طبقهبندی بازنگری شده بلوم بنا شدهاند. تسلط بر این سطوح ضروری است زیرا هر سطح به نتایج متفاوتی منجر میشود. بسیاری از دانشآموزان در سطوح پایینتر تفکر گیر افتاده و به همین دلیل در دستیابی به نتایج برتر در تحصیل و زندگی حرفهای خود با مشکل مواجه میشوند. تفکر آگاهانه در سطح مناسب، استرس را کاهش میدهد، زمان را هدر نمیدهد و دستیابی به اهداف را ممکن میسازد.
۲. تفاوت بین سطوح تفکر "به خاطر سپردن" و "فهمیدن" چیست؟
به خاطر سپردن پایینترین سطح تفکر است که بر یادگیری طوطیوار و تکرار متمرکز است، مانند صدها بار تکرار فلشکارتها. این سطح منجر به نتیجه "بازگو کردن" میشود، یعنی صرفاً قادر به فهرست کردن، تعریف کردن، و بیان حقایق بودن. این روش برای حفظ طولانیمدت اطلاعات ناکارآمد است.
در مقابل، فهمیدن سطح دوم است که هدف آن درک واقعی مطالب است، نه صرفاً فرو کردن آنها به مغز از طریق تکرار. در این سطح، فرد میخواند تا "معنی آنچه را که میخواند درک کند". نتیجه این سطح، "توضیح دادن" است، که به فرد امکان میدهد مفاهیم و فرآیندها را توضیح دهد و بخش عمدهای از ارزیابیها در مراحل اولیه دانشگاه را تشکیل میدهد.
۳. سطح "به کار بردن" چگونه با حل مسئله ارتباط دارد؟
سطح به کار بردن شامل استفاده از دانش آموخته شده برای حل مسائل است. این سطح میتواند شامل حل مسائل سادهای باشد که در آن یک مفهوم آموخته شده مستقیماً برای حل یک مشکل به کار میرود (مانند استفاده از یک فرمول در ریاضی). اما میتواند به مسائل پیشرفتهتر نیز اشاره داشته باشد که در آنها نیاز به تفکر استراتژیک و ترکیب چندین مفهوم برای یافتن بهترین رویکرد وجود دارد. در این چارچوب، سطح بهکار بردن عمدتاً به حل مسائل سادهتر و "یک به یک" اشاره دارد که در آنها یک مفهوم برای حل یک مشکل واحد مورد نیاز است. این سطح از طریق تمرینهای زیاد و حل مسائل موجود در برگههای امتحانی و آزمونها قابل دستیابی است.
۴. چرا تفکر در سطح "تحلیل کردن" به تلاش ذهنی بیشتری نیاز دارد؟
سطح تحلیل کردن اولین بار است که به جای صرفاً نگاه کردن به اطلاعات، به بررسی آن در رابطه با سایر اطلاعات میپردازید. این سطح شامل مقایسه، یافتن شباهتها و تفاوتها است. تکنیکهایی مانند نمودارهای ون، جداول، خلاصهسازی و نقشههای ذهنی برای این سطح مفید هستند. دلیل نیاز به تلاش ذهنی بیشتر این است که در این سطح، ذهن شما باید ارتباطات و روابط بین قطعات مختلف اطلاعات را برقرار کند، که عمیقتر و پیچیدهتر از صرفاً به خاطر سپردن یا فهمیدن است. این امر منجر به تشکیل دانش عمیقتر و حافظه قویتر میشود، اما ممکن است احساس کنید که سرعت شما کاهش یافته است، که برخی آن را اشتباه تفسیر میکنند و آن را کنار میگذارند!
Post #2790
2.12K