خانم هانی ،خانم هانی است،
یک برند است
برندی که خانه ریاضیات یکی از بزرگترین ستون هایش را بانام ووجود پر صلابت او استوار نمود واو با سایه بانی که بر فراز ش افراشته بودهمه مشتاقان ریاضی و آموزش ریاضی را از عشقی که به یاددهی ویادگیری داشت سیراب می کرد
او می آموخت که یاددهد ، ویاد می داد که بیاموزد
خط قرمز او خانه ریاضیات بود، رسالت ،اهداف ساختار آن .
خانه ریاضیات که می توان به نوعی آن را خانه اول اودانست
وبرای این خط قرمز مبارزه ها می کرد مبارزه ای که اینقدر صادقانه وعاشقانه بود که خیلی ها به آن باور پیدا می کردند
اوهمیشه نگران بود نگران آموزگاران نگران دانش آموزان نگران کتاب های درسی نگران روش های تدریس ونگران همه وهمه وهمه در امر آموزش ریاضی
وبرای این نگرانی از همه وجودش مایه می گذاشت
هیچگاه هیچگاه رفتن خانم هانی عزیز ومهربان وبا ارزش راباور ندارم
همچنین آخرین گفتاری راکه با هم داشتیم را فراموش نمی کنم وبه نوعی توصیه های دلسوزانه که به من کرد :
الله بخش ازت می خوام دانشگاه فرهنگیان رادنبال کنی وبرای دانشجویانشان بطور مستمر برنامه داشته باش چون فقط خانه می تونه به داد اینها برسه
گفتم سفری در پیش دارم وقتی برگشتم با خود شما برنامه ریزی می کنم
یادم نمی رود لبخند تلخی کرد وگفت حالا ببینم
وآن لبخند تلخ بند دل من را پاره کرد آیا آخرین دیدار است
نغمه در نغمه در افکنده
ای مسح مادر،ای خورشید
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می توانم گفت
رنگها در رنگها دویده
از رنگین کمان بهاری تو
که سراپرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است
نقش ها می توانم زد
چشمه ساری در دل و
آبشاری در کف
آفتابی در نگاه و
فرشته ای در پیراهن
از انسانی که تویی
قصه ها می توان گفت
خانم هانی عزیز
یادت گرامی
الله بخش
Post #1242
1.07K
Forwarded from Simindokht Alahbakhsh
- ❤ 2
- 👍 2