امروز به دلیلی به این قسمت از متن کتاب ریاضی دانشآموز محور مراجعه کردم:
《چه اندازه بگوییم و چه اندازه نگوییم؟
یکی از معضلاتی که معلمها با آن مواجه هستند میزان اطلاعات و راهنماییهایی است که در طول پرسش و پاسخ باید در اختیار بچهها قرار دهند. از طرفی، «گفتن» باعث میشود تقلای سازنده، که یک موضوع کلیدی برای درک مفهومی است، از بین برود و میتواند یادگیری را تضعیف و سطح بار شناختی را کم کند و از طرف دیگر، خیلی کم گفتن، گاهی میتواند منجر به دست و پا زدن بچهها شود.
در اینجا پیشنهادهایی برای آنچه که لازم است به بچهها بگویید آمده است:
🟢 قراردادهای ریاضی: نمادهایی مثل + و =، قرارداد هستند. اصطلاحات ریاضی نیز قرارداد میباشند. به عنوان یک قاعده کلی، معرفی نمادها و اصطلاحات باید به عنوان ابزارهای خاصی برای بیان و نشان دادن نظرات و بعد از توسعه مفاهیم اتفاق بیفتد.
🟢 روشهای جایگزین: زمانی که یک راهبرد به شکل طبیعی از جانب بچهها مطرح نمیشود، شما باید آن را به عنوان «یکی دیگر» از روشها معرفی نمایید، نه به عنوان تنها روش یا روش ارجح.
🟢 شفاف یا رسمی کردن روشهای بچهها: به بچهها کمک کنید نظرات خود را به صورت شفاف بیان کنند یا آن را تفسیر نمایند و به مفاهیم مرتبط اشاره کنید. ممکن است بچهای ۳۸ را با ۵ جمع کند، با این ملاحظه که ۲ تا بیشتر از ۳۸ میشود ۴۰، و ۳ تا بیشتر میشود ۴۳. این راهبرد میتواند با راهبرد «۱۰ را بساز» که پیش از آن برای جمع ۸+۵ به کار میرفت، متصل شود. در این راهبرد، انتخاب ۴۰ به عنوان یک هدف موقت، مفهوم مهمی است که به ارزش مکانی مرتبط میباشد. جلب توجه همه به این اتصال همزمان با افزایش اعتماد به نفس کودکی که راهبرد را مطرح کرد، میتواند به بقیه بچهها هم کمک کند که این اتصال را ببیند.
🟢 نکته کلیدی این است که شما تا جایی میتوانید اطلاعات بدهید که اطلاعات شما سؤال را حل نکند، نیاز دانشآموزان به تأمل درباره روش خودشان را از بین نبرد، یا آنها را از توسعه روشهای حلی که برایشان معنادار است باز ندارد.》
حسم این است که همه اینها درست است ... البته به شرطی که فعالیتی که در کلاس مطرح شده است، درست انتخاب شده باشد 🤔
Post #1053
742