انسان ها زندگانی را پیوسته دشوار نموده و گمان می کنند به خوشبختی خواهند رسید.
-صادق هدایت
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند
-صادق هدایت
آستلی با آن خونسردی انگلیسیاش گفت: "شما خودخواسته رنج میبرید. این یک انتخاب است."
گفتم: "انتخاب؟ وقتی هیولایی در درونت باشد که تو را به سوی چرخ رولت میکشد، دیگر از کلمه "انتخاب" سخن مگوی. شما فقط تماشاچی هستید. شما نمیفهمید."
او آرام پاسخ داد: "فهمیدن، همیشه به معنای انجام دادن نیست. من هم میفهمم." و در نگاهش چیزی شبیه ترحم دیدم که از هر خشم و اهانتی سوزانندهتر بود
-قمار باز
امید، بیرحمترین دشمن قمارباز است. هر بار که همه چیز را میبازی، این امید است که در گوشت زمزمه میکند: "دفعۀ بعد… دفعه بعد حتما برمیگردی." و تو باور میکنی. با وجود همۀ شکستها، با وجود همۀ منطق، تو به این "دفعۀ بعد" پناه میبری. این امید، تو را زنده نگه میدارد تا بار دیگر تو را به کام مرگی تازه بفرستد
-قمار باز
انجمن علمی دانشجویی ریاضی