TGViewer
Channel Public Channel
مطارح الانظار

مطارح الانظار

@matareh_al_anzar

⚡️السلام علی المهدی عج⚡️

[هر چه کردم بنویسم ز تو مدح و سخنی
ز مقام تو که یابن الحسنی
این قلم یار نبودُ فقط این جمله نوشت
پسر حیدر کرار تو ارباب منی]
▪️دفاع از حریم امامت و ولایت.
▪️محل درج مقالات علمی و مباحث.

پیشنهادات و انتقادات: [ @seyedali333 ]
Subscribers
124
Photos
175
Videos
3
Links
70
Recent Posts 18 shown
Post #463 79
دو بحث از مباحث آیه وضو باقی مانده بود .
1. بررسی روایات مورد استناد مخالفین .
2. بحث از ترکیب آیه .

بحمد الهی مطلع شدم که دیگر دوستان زحمت کشیدند و بدان پرداخته اند .
لذا میتوانید بحث روایی را در اینجا👇🏻
https://t.me/javaheralklam/2484

و بحث از ترکیب آیه را نیز 👇🏻
https://t.me/mazhabe_ahlebeyt_313/33

در اینجا پیگیری کنید .
و من الله التوفیق🌹
  • 👍 3
  • 👏 1
Post #462 90
مطارح الانظار Photo
ابتداء مبحث آیه وضو
Post #461 622
مطارح الانظار Photo
ان شاء الله که این اشتباه لفظیه😂🥶

اغسلوا وجوهکم دوستان از این به بعد به معنای بشویید پاهایتان را، هست😂😂
دوستان وجه به معنای پا هست😁

پی نوشت : وجه در عربی به معنای صورت هست و جمعش میشود وجوه و معنای این قسمت از آیه میشود بشویید صورت هایتان را .
  • 😁 3
Post #458 74
#الردود_علي_واله_الجهول ⚡️
[ اثبات سرگردانی و بیسوادی این شخص در پنج دقیقه‼️ ]

1⃣ سکانس اول:
او مدعی می‌شود «باء» در عربی به معنای «بر روی» و «نصب» معادل «را» در فارسی است. در حالی که «بر روی» معنای استعلاء دارد و نصب نیز به‌خودی‌خود معادل «را» نیست؛ بلکه یکی از حالات اعرابی است و اسم منصوب می‌تواند نقش‌های نحوی گوناگونی داشته باشد.
2⃣ سکانس دوم:
وقتی برای ادعای خود مثال می‌آورد، در ترجمه‌ی مثال اصلاً معنای «بر روی» را برای باء نمی‌آورد و حتی باء را ترجمه نمی‌کند! پس مثالش با ادعای قبلی خودش سازگار نیست.
3⃣ سکانس سوم:
در ادامه تصریح می‌کند که باء در آیه‌ی وضو معنای استعلاء ندارد؛ در حالی که در سکانس اول آن را «بر روی» ترجمه کرده بود؛ یعنی دقیقاً همان معنایی که در فارسی مفهوم استعلاء دارد!
4⃣ سکانس چهارم:
سرانجام می‌گوید باء در آیه‌ی وضو برای إلصاق است، اما آن را «به روی سرهایتان» ترجمه می‌کند؛ در حالی که «روی/بر روی» دلالت بر استعلاء دارد، نه إلصاق. اگر بخواهد معنای إلصاق را برساند، تعبیر «به سرهایتان» مناسب است؛ یعنی: «دست‌هایتان را به سرهایتان بکشید.»
Post #457 78
مطارح الانظار #الردود علی واله الجهول⚡️👇🏻
#الردود علي واله الجهول⚡️

العجب کل العجب‼️
واقعا نمیدانم از جهل این جماعت چه بگویم...
این شخص ادعا نموده که ماده مسح دو معمول به همراه خود دارد :
1. ممسوح .
2. ممسوح علیه .
[ در واقع در دنیای پیرامونمان اگر مسح کردن را بخواهیم فرض کنیم «طبق تعریفی که داشتیم و هو إمرار الشیء علی الشیء که گذراندن و کشیدن چیزی بر چیز دیگر بود» باید دو چیز موجود باشد که یکی از آنها بر روی آن شیء دیگری کشیده شود! مثلا در مسح سر باید دست بر روی سر کشیده شود!
لذا ممسوحی که این شخص میگوید دست است و ممسوح علیه سر، چرا که دست بر روی آن کشیده میشود . ]
باید دقت شود که وجود دو طرف در مفهوم خارجی مسح ملازم با آن نیست که فعل مسح دو معمول با عنوان ممسوح و ممسوح علیه داشته باشد .
کما اینکه لغویین معمول های ماده مسح را چنین بیان نکردن!
چرا که در اصل اگر یادتان باشد ماده مسح به طور دقیق تعریفش بدین صورت بود که :
إِمراركَ يدك على الشيء السائل أَو المتلطخ، تريد إِذهابه بذلك كمسحك رأْسك من الماء و جبينك من الرَّشْح، مَسَحَه يَمْسَحُه مَسْحاً و مَسَّحَه، و تَمَسَّح منه و به.
📗لسان العرب ٥٩٣/٢ .
که مسح کشیدن و گذراندن دست تو است بر چیزی مایع یا آلوده در حالی که اراده میکنی رفتن آن را به واسطه آن مانند مسح کردن تو سرت را از آب و پیشانی ات را از عرق .
لذا مطرح کردن که ماده مسح دو معمول خواهد داشت :
1. مزیل .
2. مزال عنه .
برای فهم این مسئله لازم است در ابتداء به توضیح ماده « ز و ل / زوال » بپردازیم تا فهم این مسئله آسان شود .
این کلمه کما اینکه صاحب مقاییس بدان اشاره نموده به معنای قبول جدایی و دوری چیزی از مکانش است .
الزاء والواو واللام أصلٌ واحدٌ یدلُّ على تنحّی الشیءِ عن مکانه.
📗مقاييس اللغة .
لذا کلمه مزیل به معنای دور کننده و جدا کننده است و کلمه مزال عنه به معنای جدا شده از آن و دور شده از آن است .

لذا در ماده مسح ما شاهد دو معمول خواهیم بود طبق این قول :
و آن مزیل و مزال عنه است .
به همین دلیل این آقایان لغوی گفته اند که ماده مسح، مزال عنه را مستقیما نصب میدهد به عنوان مفعول به و مزیل نیز به همراه باء جاره معمول با واسطه وی میشود .

فإنْ مَسَحَ يَتَعَدَّى إِلَى المُزَالِ عَنهُ بنَفْسِه وَإِلَى المُزِيلِ بالباءِ، والأصْلُ امْسَحُوا رُؤوسِكُم بالماءِ .
📗تاج العروس ٤٠٤/٤ .

وقال بعضهم: للاستعانة نحو كتبت بالقلم لكن مسح يتعدى لمفعول بنفسه، وهو المزال عنه والآخر بالباء، وهو المزيل فحذف الأول .
📗حاشيه الصبان علي شرح الأشموني لألفية ابن مالك ٣٣١/٢ .

فإن مسح يتعدَّى إلى المزال عنه بنفسه وإلى المزيل بالباء، فالأصل امسحوا رءوسكم بالماء.
📗معترك الاقران في اعجاز القران ٩٣/٢ .
📗الإتقان في علوم القرآن ٤٦٤/١ .

فإن (مسح) يتعدى إلى المزال عنه بنفسه، وإلى المزيل بالباء، فالاصل امسحوا رؤسكم بالماء، ونظيره بيت الكتاب: 150 - كنواح ريش حمامة نجدية * ومسحت باللثتين عصف الاثمد يقول: إن لثاتك تضرب إلى سمرة، فكأنك مسحتها بمسحوق الاثمد، فقلب معمولي مسح .
📗مغني البيب ١٠٥/١ .
  • 👍 2
Post #456 46
#الردود علی واله الجهول⚡️👇🏻
  • 🔥 1
Post #455 61
مطارح الانظار #الردود علی واله الجهول⚡️👇🏻
#الردود علي واله الجهول⚡️
این شخص مدعی شده است معنای کلمه مسح [ إلصاق الشیء علی الشیء ] است!

این گفتار چیزی جز بی‌اطلاعی گوینده از ابتدایی‌ترین مباحث این مسئله را نشان نمیدهد .
کلمه إلصاق را اگر بخواهیم ترجمه کنیم معادل آن « چسباندن » خواهد بود لذا نحویین باء را برای الصاق نامیدند چون ما قبلش را به ما بعدش میچسباند .
الباءُ ، سَمَّاها النّحوِيُّون بذٰلك لأَنَّها تُلْصِقُ ما قبلَها بما بعدَها .
📗تاج العروس ٤٢٨/١٣ .

شما در مباحث گذشته مطلع شدید که همه کتب لغت کلمه مسح را به [ إمرار الشيء على الشيء .] معنا کردند .
و کلمه إمرار معنایی متفاوت نسبت به إلصاق دارد، از این جهت که إلصاق به معنای چسبیدن چیزی به چیز دیگر است که همین مورد رو هم نحویین به دو دسته حقیقی یا مجازی تقسیم میکنند .
اما إمرار : أصل ماده مرر به معناي رفتن و گذر کردن استعمال میشود .
ومَرَّ يَمُرُّ مَرًّا ومُروراً: ذهَبَ .
📗لسان العرب ١٦٥/٥ .
و خود «إمرار» همچنان متضمن معنای گذر و عبور است، با این تفاوت که در استعمال متعدی، معنای گذراندن و عبور دادن را افاده می‌کند.
يقال : أَمررت الشيء ، إذا جَرَرته ؛ قال الحادِرَةُ :
ونَقِي بصَالح مالنا أَحْسَابنا
ونُمر في الهَيْجا الرِّمَاحَ ونَدَّعِي
📗تهذيب اللغة ١٤٥/١٥ .

در نتیجه إمرار و إلصاق دو کلمه با دو معنای متفاوت هستند‼️
و اینکه لغویین در تعریف کلمه مسح گفته اند :
[ إمرار الشيء على الشيء . ]
بیانگر گذراندن و کشیدن چیزی بر چیز دیگر است!
اما إلصاق اساساً بر ایجاد اتصال و پیوستگی میان دو شیء دلالت دارد، در صورتی که در کلمه مسح ما چنین چیزی را اراده نمیکنیم.
  • 👍 1
  • 👏 1
Post #454 52
#الردود علی واله الجهول⚡️👇🏻
Post #453 44
به نظرتون ۱۰ مورد برای این مسأله کفایت میکنه یا این بخش رو باز ادامه بدیم؟!
اگر نظرتون اینه بریم مبحث بعدی ریکشن قلب بزارید و اگرم نظرتون اینه ادامه بدیم لایک کنید.
  • ❤ 6
  • 👍 1
Post #452 47
مطارح الانظار ❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❿ أحمد بن علی الرازی ملقب بالجصاص «مـتـوفي ٣٧٠»👤 وی یکی از عالمان حنفی مذهب است و میتوان از آثار وی کتبی چون : أحكام القرآن، شرح بدء الأمالي است، او خدمات متعددی برای مذهب حنفی داشت و برای…
بنابراین تفاوت میان آوردن «باء» و حذف آن در عرف و زبان عربی روشن شد. پس، چون چنین است، لازم است سخن خداوند متعال «وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ» را بر مسح بعضی از سر حمل کنیم، تا حق و فایده‌ای را که این حرف در کلام دارد ادا کرده باشیم؛ و نباید آن را نادیده بگیریم، زیرا در آن صورت «باء» در عبارت بی‌فایده خواهد شد و آوردن یا نیاوردنش تفاوتی نخواهد داشت.
و اگرچه «باء» برای الصاق به کار میرود، مانند اینکه می‌گویی: «كَتَبْتُ بِالْقَلَمِ»، «با قلم نوشتم»، و «مَرَرْتُ بِزَيْدٍ»، «از کنار زید گذشتم»، اما «باء» دخولش برای الصاق، با این منافاتی ندارد که در عین حال برای تبعیض نیز باشد. بنابراین میتوان هر دو معنا را در اینجا به کار گرفت؛ یعنی «باء» برای الصاق به آن بخشی از سر است که فرض شده طهارتش.
دلیل دیگری که نشان می‌دهد «باء» برای تبعیض است، روایتی است که عمر بن علی بن مقدم از اسماعیل بن حمّاد، و او از پدرش حمّاد، و او از ابراهیم دربارهٔ سخن خداوند: «وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ» نقل کرده است. ابراهیم گفت: «اگر کسی بخشی از سر را مسح کند، برای او کافی است.»
و نیز گفت: «اگر خداوند فرموده بود: «امسحوا رؤوسكم» سرهایتان را مسح کنید « یعنی بدون باء جاره خداوند متعال برؤسکم را بیان میکرد »، در آن صورت مسح تمام سر لازم بود.
پس ابراهیم تصریح کرده که «باء» برای تبعیض است؛ و او از اهل زبان عربی و از کسانی بوده که سخنش در این زمینه پذیرفته است.
دلیل دیگری که نشان می‌دهد در این آیه نیز «باء» به معنای تبعیض اراده شده، این است که همه بر جواز ترک مقدار اندکی از سر در هنگام مسح و اکتفا به بخشی از آن اتفاق نظر دارند. این همان به‌کارگیری لفظ در معنای تبعیض است.
اما سخن مخالف ما که مسح بیشتر سر را واجب می‌داند، او را از این اشکال نمیرهاند که در هر حال لفظ را بر معنای تبعیض حمل کرده است؛ با این تفاوت که او ادعا کرده آن «بعض» باید همان مقداری باشد که خودش تعیین کرده است. بنابراین، وقتی ثابت شد که مراد از آیه بعضی از سر است و همه بر این اصل اتفاق دارند، او برای اثبات مقدار معینی که تعیین کرده است، نیازمند دلیل جداگانه‌ای خواهد بود.
پس اگر گفته شود:
اگر «باء» برای تبعیض است، پس جائز نیست که بگویی: «مَسَحْتُ بِرَأْسِي كُلِّه»؛ یعنی «تمام سرم را مسح کردم» همان‌گونه که نمی‌توان گفت: «مَسَحْتُ بِبَعْضِ رَأْسِي كُلِّهِ»؛ یعنی «بخشی از کل سرم را مسح کردم».
در پاسخ گفته می‌شود:
ما پیش‌تر بیان کردیم که حقیقت و مقتضای اصلی «باء» هنگامی که به صورت مطلق به کار رود، دلالت بر تبعیض است؛ هرچند احتمال دارد در برخی موارد «باء» زائد و غیرمؤثر در معنا باشد. بنابراین، اگر کسی بگوید: «مَسَحْتُ بِرَأْسِي كُلِّه»، از این سخن درمی‌یابیم که او خواسته «باء» را ملغی و زائد بداند. اما اگر چنین قیدی را نیاورد، سخن او بر معنای حقیقی «باء» حمل می‌شود.
همانند حرف «مِن» که معنای حقیقی آن تبعیض است، اما گاهی به صورت زائد و صرفاً برای تکمیل ساختار کلام نیز می‌آید؛ مانند سخن خداوند متعال:
«مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ»
و نیز:
«وَيَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ»
بنابراین، صرف اینکه «مِن» در برخی موارد می‌تواند زائد و ملغی باشد، موجب نمی‌شود که در هر موردی آن را زائد بدانیم؛ بلکه در هر مورد باید دلیلی بر زائد بودن آن وجود داشته باشد.
همچنین از گروهی از سلف، سخنی مشابه دیدگاه ما دربارهٔ جواز مسح کردن بخشی از سر نقل شده است. از جمله ابن عمر که نافع از او روایت کرده است که او قسمت جلوی سرش را مسح می‌کرد.
و از عایشه نیز مانند همین مطلب نقل شده است.
شعبی گفته است:
«هر طرف از سرت را که مسح کنی، برایت کافی است.»
و ابراهیم نیز همین سخن را گفته است.
  • 👏 1
Post #449 54
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❿

أحمد بن علی الرازی ملقب بالجصاص «مـتـوفي ٣٧٠»👤
وی یکی از عالمان حنفی مذهب است و میتوان از آثار وی کتبی چون : أحكام القرآن، شرح بدء الأمالي است، او خدمات متعددی برای مذهب حنفی داشت و برای مدتی نیز ریاست حنفیان بغداد را به عهده داشت .
وی پیرامون معنای تبعیض برای باء استدلال بسیار جالبی می آورد :

وقوله تعالى: (وامسحوا برؤوسكم) يقتضي مسح بعضه، وذلك لأنه معلوم أن هذه الأدوات موضوعة لإفادة المعاني، فمتى أمكننا استعمالها على فوائد مضمنة بها وجب استعمالها على ذلك، وإن كان قد يجوز دخولها في بعض المواضع صلة للكلام وتكون ملغاة نحو " من " هي مستعملة على معان منها التبعيض، ثم قد تدخل في الكلام وتكون ملغاة وجودها وعدمها سواء. ومتى أمكننا استعمالها على وجه الفائدة وما هي موضوعة له لم يجز لنا إلغاؤها، فقلنا من أجل ذلك إن الباء للتبعيض وإن جاز وجودها في الكلام على أنها ملغاة. ويدل على أنها للتبعيض أنك إذا قلت: " مسحت يدي بالحائط " كان معقولا مسحها ببعضه دون جميعه، ولو قلت: " مسحت الحائط " كان المعقول مسحه جميعه دون بعضه، فقد وضح الفرق بين إدخال الباء وبين اسقاطها في العرف واللغة، فوجب إذ كان ذلك كذلك أن نحمل قوله: (وامسحوا برؤوسكم) على البعض حتى نكون قد وفينا الحرف حظه من الفائدة وأن لا نسقطه فتكون ملغاة يستوي دخولها وعدمها. والباء وإن كانت تدخل للإلصاق كقولك: " كتبت بالقلم " و " مررت بزيد " فإن دخولها للإلصاق لا ينافي كونها مع ذلك للتبعيض فنستعمل الأمرين فيكون مستعملا للإلصاق في البعض المفروض طهارته. ويدل على أنها للتبعيض ما روى عمر بن علي بن مقدم عن إسماعيل بن حماد عن أبيه حماد عن إبراهيم في قوله تعالى: (وامسحوا برؤوسكم) قال: إذا مسح ببعض الرأس أجزأه، قال: ولو كانت " امسحوا رؤوسكم " كان مسح الرأس كله. فأخبر إبراهيم أن الباء للتبعيض وقد كان من أهل اللغة مقبول القول فيها. ويدل على أنه قد أريد بها التبعيض في الآية اتفاق الجميع على جواز ترك القليل من الرأس في المسح والاقتصار على البعض، وهذا هو استعمال اللفظ على التبعيض، وقول مخالفنا بإيجاب مسح الأكثر لا يعصمه من أن يكون مستعملا للفظ على التبعيض، إلا أنه زعم أن ذلك البعض ينبغي أن يكون المقدار الذي ادعاه، وإذا ثبت أن المراد البعض باتفاق الجميع احتاج إلى دلالة في إثبات المقدار الذي حده.
فإن قيل: لو كانت الباء للتبعيض لما جاز أن تقول: " مسحت برأسي كله " كما لا تقول: " مسحت ببعض رأسي كله ". قيل له: قد بينا أن حقيقتها ومقتضاها إذا أطلقت التبعيض مع احتمال كونها ملغاة، فإذا قال: " مسحت برأسي كله " علمنا أنه أراد أن تكون الباء ملغاة، وإذا لم يقل ذلك فهي محمولة على حقيقتها، كما أن " من " حقيقتها التبعيض وقد توجد صلة للكلام فتكون ملغاة في نحو قوله تعالى: (ما لكم من إله غيره) [الأعراف: 59] و (ويغفر لكم من ذنوبكم) [الأحقاف: 31] ولا يجب من أجل ذلك أن نجعلها ملغاة في كل موضع إلا بدلالة.
وقد روي نحو قولنا في جواز مسح بعض الرأس عن جماعة من السلف، منهم ابن عمر، روى عنه نافع أنه مسح مقدم رأسه، وعن عائشة مثل ذلك. وقال الشعبي: " أي جانب رأسك مسحت أجزأك " وكذلك قال إبراهيم.
📗أحكام القرآن ٤٢٨/٢ .
و فرموده خداوند متعال: (وامسحوا برؤوسكم) دلالت بر مسح قسمتی از آن را دارد؛ زیرا معلوم است که این کلمات برای افاده معنا وضع شده‌اند، پس هرگاه بتوانیم آن‌ها را بر فوائد در برگرفته شده در آن‌ها به کار بگیریم، استعمال کردن بر آن واجب است، هرچند ممکن است ورود آن‌ها در برخی مواضع به عنوان صله کلام « یعنی صرفا برای اتصال کلام وضع شوند بدون بیان معنایی » در حالی که دارای معنا نباشد مانند حرف [مِن] که برای معانی متعددی به کار میرود که از یکی از این معانی تبعیض است، سپس ممکن است در کلام وارد شود و وجود و عدم آن یکسان باشد. و هرگاه استفاده از آن بنابر این که معنا داشته باشد ممکن شود و برای آن موضوع شده باشد، ابطال آن برای ما جایز نیست. از این رو گفتیم: حرف باء برای تبعیض است و اگرچه وجود آن در کلام جایز است که بدون معنی باشد .
و دلالت میکند بر بودن «باء» در اینجا برای تبعیض، هنگامی که میگویی «مَسَحْتُ يَدِي بِالْحَائِطِ»، یعنی «دستم را به دیوار کشیدم»، این معنا معقول است که دست خود را به بخشی از دیوار کشیده باشی، نه به تمام آن. اما اگر بگویی: «مَسَحْتُ الْحَائِطَ»، یعنی «دیوار را مسح کردم»، معنای متعارف این است که تمام دیوار را مسح کرده‌ای، نه فقط بخشی از آن.

ادامه👇🏻
  • 👏 1
Post #448 44
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❾

محمد بن إدريس الشافعي «مـتـوفي ٢٠٤»👤
وی که یکی از أئمه چهارگانه اهل سنت در فقه است و احمد بن حنبل شاگرد وی بوده طبق أقوال موجوده قائل به وجود معنای تبعیض برای باء بوده است‼️
[ نام وی را این قسمت آوردیم چون طبق أقوال اهل سنت وی در لغت تخصص داشته است ]

وَذَهَبَ إلَى مَجِيءِ الْبَاءِ بِمَعْنَى التَّبْعِيضِ الشَّافِعِيُّ وَهُوَ مِنْ أَئِمَّةِ اللِّسَانِ وَقَالَ بِمُقْتَضَاهُ أَحْمَدُ وَأَبُو حَنِيفَةَ حَيْثُ لَمْ يُوجِبَا التَّعْمِيمِ بَلْ اكْتَفَى أَحْمَدُ بِمَسْحِ الْأَكْثَرِ فِي رِوَايَةٍ وَأَبُو حَنِيفَةَ بِمَسْحِ الرُّبْعِ وَلَا مَعْنَى لِلتَّبْعِيضِ غَيْرُ ذَلِكَ...
📗المصباح المنير في غريب الشرح الكبير ٥٣/١ .

و قال بعض من لم يوجب الاستيعاب كإمامنا الشافعى هى للتبعيض نحو: عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ‌ [الإنسان: 6] لما فى صحيح مسلم من أنه صلّى اللّه عليه و سلّم مسح بناصيته و على عمامته، و ما فى سنن أبى داود و غيرها من أنه صلّى اللّه عليه و سلّم مسح مقدم رأسه بدون ذكر مسح على العمامة كما فى فتح البارى .
📗حاشية الصبان على شرح الأشموني على ألفية ابن مالك ٣٤٥/٢ .

وأما قوله تعالى: وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ فقد اعتبر بعضهم الباء للتبعيض كالإمام الشافعي...
📗الجدول في اعراب القران ٢٨٧/٦ .

وقال الشافعي رضي الله عنه إنها تفيد التبعيض...
📗تفسير الرازي لفخرالدين الرازي ٩٨/١ .

وأما الشافعية فقالوا: الباء للتبعيض، وأقل ما يطلق عليه اسم المسح داخل بيقين، وما عداه لا يقين فيه فلا يكون فرضاً، وإنما يحمل على الندب.
📗روائع البيان تفسير ايات الاحكام ٥٣٩/١ .

وقال الشافعي رضي الله عنه: احتمل قوله تعالى: {وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ} جميع الرأس أو بعضه، فدلت السنة على أن بعضه يجزئ .
📗شرح الزرقاني علي المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه ٢٣٥/١٠ .
📗روائع البيان تفسير ايات الاحكام ٥٣٩/١ .
◆در این نقل قول از شافعی، وی تصریح کرده که سنت پیامبر دلالت بر این دارد که مسح بعضی از سر کفایت میکند!

◆البته عده ای دیگر از علماء اهل سنت به شدت این منقول از شافعی را به شدت رد کرده اند مانند إبن جنی و...
و عليه حَمَلَ الشافِعِيُّ قولَه تعالى: وَ اِمْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ‌، أَي ببعضِ رُؤُوسِكُم. و قال ابنُ جنِّي: و أمَّا ما يَحْكِيه أَصْحابُ الشَّافِعي مِن أنَّ الباءَ للتَّبْعيضِ فشي‌ءٌ لا يَعْرفُه أَصْحابُنا، و لا وَرَدَ به ثبتٌ.
قُلْتُ: و هكذا نسَبَ هذا القَوْلَ للشَّافِعِي ابنُ هِشامٍ في شرْحِ قَصِيدَةِ كَعْبِ. و قالَ شيْخُ مشايخِ مشايِخنا عبْدُ القادِرِ بنُ عُمَر البَغْدَادِي في حاشِيَتِه عليه الذي حَقَّقه السَّيوطي: إنَّ الباءَ في الآيةِ عنْدَ الشَّافِعِي للإلْصاقِ، و أَنْكَر أنْ تكونَ عنْدَه للتَّبْعيضِ، و قالَ هي للإلْصاقِ، أَي أَلْصقُوا المَسْحَ برُؤُوسِكُم، و هو يصدقُ ببعضِ شعرةٍ و به تَمسَّكَ الشافِعِيُّ و نقلَ عِبارَةَ الأمّ و قال في آخرِها: و ليسَ فيه أنَّ الباءَ للتَّبْعيضِ كما ظنَّ كثيرٌ مِن الناسِ...
📗تاج العروس ٣٦٩/٢٠ .
◆ این آقایان با ادعاها و نقل قول هایی که صرفا از شافعی آوردند و هیچ نقل صریحی از وی در رد این مسئله نیاوردند در پی اثبات این هستند که شافعی معنای تبعیض را برای باء نپذیرفته است!
حال آنکه اگر ما بپذیریم این قیل و قال ها را، باز بحث تغییری نخواهد کرد چرا که در نتیجه شافعی قائل به مسح بعضی از سر بوده، نه همه آن، حالا برای رسیدن به این مسئله راه های متفاوتی وجود دارد، یکی از این راه ها قبول کردن معنای تبعیض برای باء است و یکی دیگر از راه های دیگر سیاق کلام و مجاز و... است « در ادامه مباحث بحث مهمی پیرامون این مسئله خواهیم داشت » میتوان با قبول این قیل و قال ها دلیل شافعی را برای مسح بعض از سر چنین بیان کرد که وی باء در آیه شریفه « امسحوا برؤسکم » را به معنای إلصاق گرفته کما اینکه در تاج العروس آمده و این مسح با أقل مسح کردن نیز متحقق میشود و میشود نام مسح بر آن گذاشت، لذا دیگر نیازی به مسح کل سر نیست و مسح بعضی از سر مکفی است « این مسئله بدون در نظر گرفتن معنای تبعیض برای باء لحاظ شده است »
والمشهور من مذهب الشافعي: وجوب أدنى ما ينطلق عليه اسم المسح .
📗تفسير البحر المحيط ٤٥١/٣ .
  • ❤ 1
  • 👍 1
  • 👏 1
Post #447 36
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❽

إبن مالك الاندلسي «مـتـوفي ٦٧٢»👤
او نیز یکی از نحاة مشهوری است که معنای تبعیض را برای کلمه باء ذکر نموده است، کتب و اشعار او همیشه مورد عنایت علماء پیرامون علم نحو بوده اند مانند ألفیة و شرح التسهیل و...

الحادي عشر: التبعيض: وعبر بعضهم عن هذا بموافقة من، يعني التبعيضية، وفي هذا المعنى خلاف، وممن ذكره الأصمعي، والفارسي في التذكرة. ونقل عن الكوفيين، وقال به القتبي وابن مالك. واستدلوا على ذلك بقوله تعالى " يشرب بها عباد الله " أي: منها. وقول الشاعر:
شربن بماء البحر، ثم ترفعت ... متى لجج، خضر، لهن نئيج
وبقول الآخر:
فلثمت فاها، آخذاً بقرونها ... شرب النزيف، ببرد ماء الحشرج
وجعل قوم من ذلك الباء في قوله تعالى " وامسحوا برؤوسكم. وجعلها قوم زائدة. وجعلها قوم للإلصاق على الأصل. وقال بعضهم: إنها باء الاستعانة، فإن مسح يتعدى إلى مفعول بنفسه، وهو المزال عنه، وإلى آخر بحرف الجر، وهو المزيل. فيكون تقدير الآية: فامسحوا أيديكم برؤوسكم.
📗الجني الداني في حروف المعاني ٤٤/١ .

الحادي عشر: التبعيض، أثبت ذلك الأصمعّي و الفارسيّ و القتبيّ‌ و ابن مالك، قيل: و الكوفيّون، و جعلوا منه: عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ‌ [الإنسان/ 6] أي منها، قال بعضهم: و يمكن أن تكون الباء سببيّة، أي أنّ العين في اللطافة بحيث تدعو الناظر بها أن يشرب منها، انتهى.
📗الحدائق الندية في شرح الفوائد الصمدية ٣٧١/١ .
  • 👏 1
Post #446 34
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❼

إميل بديع يعقوب 👤
وي که یکی از محققین لبنانی در زمینه ادبیات عرب است در کتاب خودش موسوعة النحو و الصرف و الاعراب که یکی از بهترین موسوعه ها برای آشنایی با قواعد و کلمات عربی است پیرامون معنای کلمه باء تبعیض را نیز مطرح مینماید .
  • 👏 1
Post #445 35
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❻

أبوعلي الفارسيّ «مـتـوفي ٣٧٧»👤
وی که یکی از علماء مکتب نحوی بصره است معنای تبعیض را برای کلمه باء برگزیده است .

ونَصَّ على مجيئها ( للتَّبْعِيضِ ) ابنُ قُتَيْبَةَ فى أَدَبِ الكَاتِبِ و أبُو عَلى الفارِسىُّ وابنُ جِنِّى...
📗المصباح المنير ٣٣/١ .
لازم به ذکر است که القیومی نام ابن جنی را در زمره کسانی آورده که معنای تبعیض را برای باء برگزیده حال آنکه ابن جني در کتاب خودش و در دیگر اقوال نقل شده تصریح به عدم وجود چنین معنایی برای باء کرده و در زمره منکرین بوده است کما اینکه علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه نیز تذکری پیرامون این مسئله داده اند :
ووافق ابن جني سيبويه في ذلك ، وماذكر بعض مشايخنا من عد قول ابن جني موافقا لمذهب ابن مالك فهو سهو ، لتصريح الرضي بماذكرنا.
📗 بحارالانوار ٢٤٦/٨٠ .

وتكون الباء للتبعيض - أثبت ذلك الاصمعي والفارسي...
📗مجمع البحرين ١٤٦/١ .

الحادي عشر: التبعيض، أثبت ذلك الأصمعّي و الفارسيّ و القتبيّ‌ و ابن مالك...
📗الحدائق الندية في شرح الفوائد الصمدية ٣٧١/١ .

وَهَذَا الْمَعْنى أثْبته الْكُوفِيُّونَ والأصمعي والفارسي...
📗همع الهوامع في شرح جمع الجوامع ٤١٩/٢ .

◆نکته : إبن جني كه یکی از منکرین وجود معنای تبعیض برای کلمه باء هست از جمله شاگردان وی بوده و حدود ٤٠ سال با أبو علي مصاحبت داشته است .
❇️ و أخذ عن أبي علي الفارسي؛ وصحبه أربعين سنة وكان سبب صحبته إياه أن أبا علي الفارسي كان قد سافر إلى الموصل، فدخل إلى الجامع، فوجد أبا الفتح عثمان بن جني يقرأ النحو وهو شاب، وكان بين يديه متعلم وهو يكلمه في قلب الواو ألفاً، نحو "قام" و"قال"، فاعترض عليه أبو علي، فوجه مقصراً، فقال له أبو علي: زببت قبل أن تحصرم، ثم قام أبو علي ولم يعرفه ابن جني، فسأل عنه، فقيل له: هذا أبو علي الفارسي النحوي، فأخذ في طلبه، فوجده ينزل إلى السميرية، يقصد بغداد، فنزل معه في الحال، ولزمه وصاحبه من حينئذ إلى أن مات أبو علي وخلفه ابن جني، ودرس النحو ببغداد بعده .
📗نزهه الالباء في طبقات الادباء لأبي البركات الأنباري ٢٤٥/١ .
  • 👏 1
Post #444 30
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❺

سيد عليخان المدنيّ رضوان الله تعالي عليه «مـتـوفي ١١٢٠»👤
وی کی یکی از نحویین و أدباء شیعی است و کتب متعددی در علم نحو و همچنین کتابی پیرامون علم لغت دارد در کتاب خود که شرحی بر کتاب صمدیه شیخ بهائی رضوان الله تعالی علیه است پیرامون معانی کلمه باء، تبعیض را به عنوان یکی از معانی آن به شمارش در می آورد .

الحادي عشر: التبعيض، أثبت ذلك الأصمعّي و الفارسيّ و القتبيّ‌ و ابن مالك، قيل: و الكوفيّون، و جعلوا منه: عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ‌ [الإنسان/ 6] أي منها، قال بعضهم: و يمكن أن تكون الباء سببيّة، أي أنّ العين في اللطافة بحيث تدعو الناظر بها أن يشرب منها، انتهى.
📗الحدائق الندية في شرح الفوائد الصمدية ٣٧١/١ .
  • ❤ 1
  • 👏 1
Post #443 34
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❹

الأصمعي «مـتـوفي ٢١٦»👤
أبو سعيد عبدالملك بن قُريب که یکی از برجسته ترین عالمان مکتب بصره بوده است، و همواره مورد تایید و تمجید علماء در قرون مختلفه قرار گرفته، او هم معنای تبعیض را برای کلمه باء برگزیده است .

كلام علامه مجلسي رضوان الله تعالي عليه پيرامون وی :
مع أنها معارضة باصرار الاصمعي على مجيئها له في نظمهم ونثرهم، وهو أشد انسا بكلامهم، و أعرف بمقاصدهم من سيبويه المعاند للحق وأهله.
📗بحارالانوار ٢٤٤/٨٠ .


ثم قال: وتكون الباء للتبعيض - أثبت ذلك الاصمعي...
📗مجمع البحرين ٤١٢/٢ .

الحادى عشر: التبعيض، أثبت ذلك الاصمعي والفارسي والقتبى وابن مالك، قيل: والكوفيون، وجعلوا منه (عينا يشرب بها عباد الله) وقوله: 148 - شربن بماء البحر ثم ترفعت * متى لجج خضر لهن نئيج [ ص 111 و 335 ] وقوله: 149 - [ فلثمت فاها آخذا بقرونها ] * شرب النزيف ببرد ماء الحشرج قيل: ومنه (وامسحوا برؤسكم)
📗مغني البيب ١٠٥/١ .

ونَصَّ على مجيئها ( للتَّبْعِيضِ ) ابنُ قُتَيْبَةَ فى أَدَبِ الكَاتِبِ وأبُو عَلى الفارِسىُّ وابنُ جِنِّى ونَقَلَهُ الفَارِسىُّ عن الأصْمَعِىِّ .
📗المصباح المنير ٣٣/١ .

وَهَذَا الْمَعْنى أثْبته الْكُوفِيُّونَ والأصمعي والفارسي والعتبى وَابْن مَالك وَالْأول الْمُتَأَخّرُونَ .
📗همع الهوامع في شرح جمع الجوامع ٤١٩/٢ .
  • ❤ 1
  • 👏 1
Post #442 34
❇️ باء تبعیضیه در کلام عالمان زبان عرب و بررسی شواهد قرآنی و شعری آن ❸

مدرسه كوفه « كوفيين »👥
یکی از اساسی ترین و مهم ترین مبانی پیرامون مسائل علم نحو مربوط به مدرسه کوفه است، مدرسه ای که شاگردانی چون کسائی و فراء نتیجه آن هستند، کوفیین نیز معنای تبعیض را برای باء ذکر کرده اند .

ثم قال: وتکون الباء للتبعیض...قیل والکوفیون وجعلوا منه قوله تعالی: (عَیْناً یَشْرَبُ بِها عِبادُ اللهِ) قیل: ومنه قوله تعالی: (وَامْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ)
📗مجمع البحرين ٤٢/١ .
📗شرح التصريح علي التوضيح ٦٤٧/١ .
📗مغني اللبيب ١٤٢/١ .

وذكر ابن مالك أنها تكون بمعنى من التبعيضية كقوله:
شرب النزيف ببرد ماء الحشرج، أي من برد، وقال: ذكر ذلك في التذكرة للفارسي، وهو مذهب كوفي، تبعهم فيه الأصمعي، والقتبي في قوله:
شربن بماء البحر .
📗ارتشاف الضرب من لسان العرب ١٦٩٧/٤ .

الحادي عشر: التبعيض: وعبر بعضهم عن هذا بموافقة من، يعني التبعيضية، وفي هذا المعنى خلاف، وممن ذكره الأصمعي، والفارسي في التذكرة. ونقل عن الكوفيين، وقال به القتبي وابن مالك. واستدلوا على ذلك بقوله تعالى " يشرب بها عباد الله " أي: منها. وقول الشاعر:
شربن بماء البحر، ثم ترفعت ... متى لجج، خضر، لهن نئيج
وبقول الآخر:
فلثمت فاها، آخذاً بقرونها ... شرب النزيف، ببرد ماء الحشرج
وجعل قوم من ذلك الباء في قوله تعالى " وامسحوا برؤوسكم. وجعلها قوم زائدة. وجعلها قوم للإلصاق على الأصل. وقال بعضهم: إنها باء الاستعانة، فإن مسح يتعدى إلى مفعول بنفسه، وهو المزال عنه، وإلى آخر بحرف الجر، وهو المزيل. فيكون تقدير الآية: فامسحوا أيديكم برؤوسكم.
📗الجني الداني في حروف المعاني ٤٤/١ .

وأمَّا قولُهُمْ البَاءُ ( للتَّبْعِيضِ ) فمَعنَاهُ أَنَّها لا تَقْتَضِى العُمُومَ فيَكْفِى أنْ تَقَعَ علَى ما يَصْدُقُ عليه أَنَّهُ بعْضٌ واستَدلُّوا عَلَيْهِ بقَوْلِهِ تَعَالى ( وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ ) وقالوا البَاءُ هُنَا ( للتَّبْعِيضِ ) علَى رَأْىِ الكُوفِيِّينَ .
📗المصباح المنير ٣٣/١ .
  • ❤ 1
  • 👏 1
Older posts →

About this channel

How can I read @matareh_al_anzar without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for مطارح الانظار: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does مطارح الانظار have?
مطارح الانظار (@matareh_al_anzar) has 124 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does مطارح الانظار know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →