📌باهنر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در اظهارنظری شاذ مطالبی را بیان نمود که در این یادداشت به آن میپردازیم:
🔹وی در ابتدا ارائه نظر در خصوص مذاکرات از سوی یکی از ائمه جماعات را زیرسوال برد و بیان نمود که این افراد با عدم علم به مذاکره اساساً نباید حرفی بزنند! اینکه امثال ائمه جماعات یا مردم به اظهارنظر در خصوص عملکرد و کنشهای مسئولین میپردازند میراثی سترگ از حدیث نبوی «کلکمْ راعٍ، وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ.» و مبنای قیام و ودیعهای از امام بزرگوار است. اتفاقا محل تامل آنجاست که چرا عدهای ورشکسته سیاسی با کارنامهای بیمایه هراز چندگاهی افاضاتی برای دیده شدن ارائه میکنند. خاطر نشان میشود این انقلاب برای مردم است.
🔹در اظهارات اخیر آقای باهنر، نوعی نگاهِ تقابلی به مقوله «مذاکره» مطرح شده که با بازخوانی دقیقتر، دچار چند مغالطه بنیادین است. وی با ادعای اینکه «مذاکره، ادامهی جنگ است»، سعی در حذفِ ابزارِ دیپلماسی دارد؛ اما این استدلال، واقعیتهای استراتژیک را نادیده میگیرد.
🔹استدلال ایشان بر این پایه استوار است که در جنگ یا باید تسلیم شد و یا از طریق مذاکره «بدهبستان» کرد. اما در تقابل با دشمنی همچون آمریکا، این پرسش اساسی مطرح است: در جنگ تحمیلی، طرفی که با بیرحمی و سفاکی حمله میکند، آیا مایل به تسلیم است یا خیر؟ در واقع، مذاکره نباید به معنای پذیرشِ «بدهبستان» با دشمنی باشد که حتی به امضای خود نیز پایبند نیست. تجربهی تلخ برجام و توافق اسلامآباد، نشان داد که وقتی طرف مقابل با هدفِ «تضعیفِ تدریجی» وارد میز میشود، مذاکره به جای پایان دادن به جنگ، به ابزاری برای «خسارتبارترینِ نوعِ تسلیم» تبدیل میشود.
🔹راهکار واقعی، نه جنگِ بیهدف است و نه مذاکرهی منفعل؛ بلکه «شکست دادنِ دشمن و عقبراندنِ او» است. این هدف تنها زمانی محقق میشود که مذاکره، برآمده از قدرتِ میدان باشد، نه اینکه میدان در خدمتِ دیپلماسیِ ضعیف قرار گیرد.
🔹ایشان در ادامه بیان میکند نیروهای نظامی ضمن آمادگی کامل نباید آتش به اختیار عمل کنند و باید تحت امر مرکز تصمیمگیری کشور باشند! این در حالی است که نیروهای مسلح بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، تحت امر مستقیم «فرمانده کل قوا» هستند، نه مجموعههایی که با رویکردهای سیاسی متفاوت، فرمانِ میدان را تغییر دهند.
🔹در ادامه برای امثال خانه به دوشهای سیاسی که هر روز به رنگ و رخی جامهی رویکرد سیاسی خود را تغییر میدهند باید گفت: مشکل، خودِ «مذاکره» نیست، بلکه «تفاوتِ نگاهِ مسئولین به مبانیِ عزتمندانهی انقلاب اسلامی» است. مذاکرهی مقتدرانه، که از موضعِ قدرت و برای تضمینِ حقوق ملی باشد، همواره مورد حمایت آحاد جامعه خواهد بود؛ اما مذاکرهای که به «ذلتِ اسلامآباد که تا چند روز پس از شهادت رهبر و خیل عظیم مردم» منجر شود، و در عمل دستاوردی برابر با هیچ داشته باشد، با تمامیِ آرمانهای انقلابی در تضاد است. مشکل مردم انقلابی با این جماعت فرومایه، خودبرتربینی و کجفهمی در مقابل ولی جامعه، مبانی و آرمانها است.
✍️قربانی
👈#تبیین_کوتاه
👈#یالثارات_الحسین
👈#خونخواه_رهبر
👈#مرگ_بر_آمریکا_اسرائیل
💠@masaf_najva
Post #241600
5.36K