روایت داستان:
تونی هسیه (Tony Hsieh)، مدیرعامل فقید شرکت پیشروی زاپوس (فروشگاه آنلاین کفش و پوشاک که بعداً توسط آمازون خریداری شد)، با یک چالش بزرگ در واحد منابع انسانی مواجه بود:
❓چگونه مطمئن شویم نیروهای تازهاستخدامشده واقعاً عاشق فرهنگ و ارزشهای سازمان هستند و فقط بهخاطر حقوق و مزایا کار نمیکنند؟»
زاپوس برای تمام نیروهای جدید (از کارشناس مرکز تماس گرفته تا مدیران ارشد) یک دوره آموزشی آنبوردینگ و فرهنگ سازمانی ۴ هفتهای و بسیار فشرده برگزار میکرد. در این دوره، تمام حقوق و مزایای نیروها کامل پرداخت میشد. اما بخش شگفتانگیز ماجرا در پایان هفته اول اتفاق میافتاد. تونی هسیه و تیم HR یک پیشنهاد عجیب به کارآموزان ارائه میدادند:
«اگر احساس میکنید این شغل یا فرهنگ سازمانی ما مناسب شما نیست، همین امروز استعفا دهید؛ ما علاوه بر حقوق این یک هفته، مبلغ ۲۰۰۰ دلار (که بعدها به ۴۰۰۰ دلار هم رسید) نقداً به شما پاداش میدهیم تا بروید!»
در نگاه اول، پرداخت پول به کسی که میخواهد سازمان را ترک کند، هدر دادن منابع مالی به نظر میرسید. اما منطق پشت این استراتژی منابع انسانی بینظیر بود:
⭕️غربالگری تعهد در برابر انگیزه مالی: اگر فردی بهخاطر ۲۰۰۰ دلار حاضر بود شرکت را ترک کند، به این معنی بود که به اندازه کافی انگیزه درونی، تعهد اخلاقی و باور به اهداف شرکت ندارد. زاپوس ترجیح میداد ۲۰۰۰ دلار هزینه کند تا از شر یک «استخدام اشتباه» در هفته اول خلاص شود، تا اینکه ماهها بعد هزینههای سنگین بیانگیزگی، افت بهرهوری و خدمات مشتری ضعیف او را تحمل کند.
⭕️اثر روانشناختی تعهد (Commitment Effect): نیروهایی که این پیشنهاد وسوسهانگیز را رد میکردند و میماندند، از نظر روانشناختی تعهد بسیار عمیقتری نسبت به سازمان پیدا میکردند. آنها به خود میگفتند: «من برای پول اینجا نیستم؛ من به کاری که انجام میدهم و تیمی که در آن هستم ایمان دارم.»
آمارها نشان داد تنها حدود ۲ تا ۳ درصد افراد این پیشنهاد را میپذیرفتند و شرکت را ترک میکردند، اما همان ۹۷ درصدی که باقی میماندند، یکی از متعهدترین و وفادارترین فرهنگهای سازمانی جهان را در زمینه خدمات مشتری خلق کردند.
✍ منبع:
کتاب: Delivering Happiness: A Path to Profits, Passion, and Purpose
نویسنده: Tony Hsieh (2010)
@management_skill