TGViewer
Channel Public Channel
مکتوب هفته

مکتوب هفته

@maktoob_hafte

بایگانی و اطّلاع‌رسانی یادداشت‌های جناب آقای دکتر محمّدعلی فیّاض‌بخش در ستون «مکتوب هفته» روزنامه‌ی اطّلاعات

توضیح:
مجموعه‌ی پیش رو، بایگانی «مکتوب هفته» از سال ۱۳۹۱ تا کنون است؛ هر چند نگارش ستون «مکتوب هفته»، از سال ۱۳۸۴ آغاز شده است.
Subscribers
1.36K
Photos
3
Videos
1
Links
36
Recent Posts 20 shown
Post #946 175
💠مکتوب هفته💠
میدان معلّمی

🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29342
پنج‌شنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵

سیزدهم مهرماه، مطابق با پنجم اکتبر، روز جهانی معلم نام‌گذاری شده است. حدود ده سال پیش شعار این روز از سوی یونسکو، «میدان دادن به معلمان » اعلام شد که یکی از بهترین شعارها در طول این سالیان بوده است.

میدان‌ دادن به معلمان چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟ اصولاً میدان معلمان کدام است و قواعد حضور در این میدان چیست؟ اگر بخواهیم این شعار را در جامعه و فرهنگ ایرانی عملیاتی کنیم، چه نکاتی را باید محقق گردانیم؟ در این‌جا به موارد ذیل اشاره می‌کنیم:

1⃣ میدان منزلت و کرامت: نام معلم در فرهنگ ایرانی مانند بسیاری از دیگر جوامع در هاله‌ای از منزلت و احترام معنوی درپیچیده است. حق هم همین است. تعلیم و تربیت عبارت است از اثرگذاری بر روی مواد انسانی در سمت و سوی کمال‌بخشی و هدایت. این مدّعا جز درخور فرد معلم نیست و «ذات نایافته از هستی بخش» نمی‌تواند جامه‌ای این‌چنین بر تن کند.
این‌ تکریم قطعاً فراتر از رفتارهای سمبلیک و تشریفاتی است.

2⃣ توانمندساری معلمان: یکی از مهم‌ترین مظاهر در منزلت‌بخشی به معلم، توانمندسازی او‌ در حرفه‌ی خویش است. نظام سنجش و ارزیابی معلمان، چه در شروع به کار و چه در حین خدمتِ معلمی، جزو موارد ضروری است. بورسیه‌های تحصیلی از سوی آموزش و پرورش و عمدتاً مرتبط با مراکز آموزش عالی داخل کشور در این مقوله موضوعیت می‌یابند.

3⃣ تشویق خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها: مهم‌ترین دستاوردها در صحنه‌ی تدریس و آموزش، محصول کار عملی و حرفه‌ای معلمان علاقمند بوده است. تئوری‌ها و نظریه‌های آموزش تا بدان‌جا ارزشمند هستند که در صحنه‌ی عمل و کاربری آزموده شده باشند. معلمان خلاق، خود مبنای کار نظریه‌یردازان آکادمیک هستند. بازدید و شناسایی کار این معلمان باید در دستور کار مجامع علمی قرار گیرد.

4⃣ نشست و برخاست بیشتر معلمان با دانش‌آموزان میدانی دیگر است که شعار مزبور را عملی می‌کند. همه‌ی ما بیش و‌ کم دارای خاطراتی هستیم که شیرین‌ترین‌هایش به دورانی باز می‌گردد که معلمی مهربان را خارج از کلاس و‌ مدرسه با خود همراه می‌دیدیم. اردوهای آموزشی و پرورشی، بستر بسیار سازنده و خاطره‌آفرین‌اند که میدان جذب و انجذاب میان معلم و شاگرد است.

این میدان‌ها را غنیمت شماریم.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #مهر
🔠 #سال1405
Post #945 407
💠مکتوب هفته💠
مدارس و آموزش خانواده


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29336
پنج‌شنبه ۲ مهرماه ۱۴۰۵

آموزش خانواده سرفصلی است که در سالیان اخیر موردتوجه بسیاری از مدارس قرار‌ گرفته است. به‌خصوص در مدارس غیردولتی اجرای منظم و هدفمند این آموزش‌ها، یکی از شاخص‌های امتیازبندی آن‌هاست. رویکرد سال‌های اخیر آموزش و پرورش و نیز برخی مدارس نسبت به آموزش خانواده را باید نیکو انگاشت و به دیده‌ی اغتنام نگریست.

به جرئت می‌توانم بگویم، پاره‌ای برنامه‌های آموزشی در برخی مدارس کشور ما -که والدین دانش‌آموزان را هدف و‌ مخاطب خود قرار داده- چه از حیث محتوا و چه از نظر انتظام برنامه‌ها، در دنیا نظیر چندانی ندارد
و اصولاً آن نوع صرافتمندی و محتوای آموزشی و تربیتی که در کشور ما متوجه پدران و مادران است، در کمتر کشوری به چشم می‌خورد.

اکنون که این رویکرد در حال گسترش و فراگیری است، ضرورت تدوین برنامه و تعیین سرفصل‌های موردنیاز باید موردتوجه و دقت قرار گیرد. این توجه از آن روی مهم است که این‌کار بزرگ و ارزشمند، همچون پاره‌ای جَوزدگی‌ها دستخوش افراط‌کاری نشود و سر از رفتارهای تصنّعی و شعاری و یا خارج از نیاز آموزشی-پرورشی در نیاورد.

پدران و مادران این مرز و بوم باید در سه مقوله، آرام و تدریجی، با امر آموزش و پرورش فرزندان خود کنار بیایند:

🔹 اول آن‌که اولیّات بهداشت و تغذیه و رشد فیزیولوژیک فرزندانشان را بدانند و به کار ببندند؛
🔹 دوم، مهارت گفت‌وگوی اثربخش و نشست و برخاست دلپذیر با بچه‌های خود را بیاموزند؛
🔹 سوم، اعتقادات دینی-ملّی را در اصول و پایه محکم کنند تا بتوانند این نسل را برای فردای ایران‌زمین، نسلی با غرور و‌ حمیّت به بار بنشانند.

محتوای سه سرفصل پیش‌گفته بسیار مهم است. هم باید از مطالب کلّی و شعاری و سخنرانی‌های تشریفاتی دور باشد و هم آمیخته به مباحث تخصصی و آکادمیک نگردد. حدّ کاربری و ارزش عملیاتی این‌مباحث، همان مرزی است که آموزش خانواده را به مفیدیت می‌رساند و پدران و مادران را نسبت به پیگیری مطالب علاقمند و پای‌بند می‌کند.

نشانه‌ها و تجربه‌ها نشانگر آن است که در صورت رعایت موارد فوق، استقبال والدین دانش‌آموزان چشمگیر خواهد بود؛ و این، یک همیاری بُردبُرد میان اولیا و مربیان خواهد بود.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #مهر
🔠 #سال1405
Post #944 1.64K
💠مکتوب هفته💠
مدارس و شوق زندگی


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29330
پنج‌شنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵


مدارس را دریابیم. چیزی به شروع سال تحصیلی نمانده است. اگر از دانش‌آموزان در مورد احساسشان نسبت به شروع مدارس بپرسیم، بعید است حرف دلشان قابل پخش عمومی در صداوسیما باشد. درعین‌حال جالب است که در میان گریزپاترین بچه‌ها نیز، گریز از مدرسه به صورت عملی و فعلیّت‌یافته دیده نمی‌شود یا آمار، آنچنان نادر و کمیاب است که قابلیّت ذکر ندارد.

این حسّ دوگانه از دو چیز است:
1⃣ بچه‌ها می‌دانند که تحصیل آموزشگاهی اولین و منحصرترین پلّکان ترقی و پیشرفت شخصی است؛
2⃣ نیز خوب دریافته‌اند که تکراری‌ترین اتفاق فعلا در زندگیشان همان مدرسه رفتن و تبعات آن است.

پس شوروشوق را چه جایی است؟ آیا نمی‌توان به این همه زحمت و تکلیف -که برای دانش‌آموزان فراهم و تحمیل کرده‌ایم- مراتب شوروشوق را هم بیفزاییم و واقعاً نام خانه‌ی دوم را زیبنده‌ی مدارس کنیم؟

اگر بچه‌ها در خانه‌ی اول خود در امنیت روانی به سر می‌برند، باید در خانه‌ی دوم نیز همین حس را داشته باشند.

اگر بلند‌مدت می‌اندیشیم، باید سندهای چشم‌انداز در نظام آموزش و پرورش فراتر از بسته‌بندی دانش‌آموزان در قالب محفوظات و روزمرگی‌های آموزشی باشد و حتما باید نگاه یکسونگرانه‌ی کنکورمحوری و دانشگاهْ‌هدف به نگاه جامع شهروندپروری و‌ مهارت‌آموزی برای احساس خوشبختی و‌ خوشحالی تبدیل شود.

متأسفانه در سالیان اخیر و‌ در رقابت مدارس غیردولتی، دبستان‌ها نیز به سکّوی پرتاب ناگزیر به دانشگاه، به هر قیمتی(!) تبدیل شده‌اند.

باید دوباره به سیاهه‌ی اهداف در این سنین دقت‌کنیم: اهداف رفتاری در سنین دبستان چه چیزهایی هستند؟ اگر سخن از شوروشوق به میان آوردیم و لازمه‌ی یک تحصیل دلنشین با خاطره‌های ماندنی را محیط شوق‌آور مدرسه دانستیم، پس می‌باید مراتب شوروشوق را فراهم آوریم؛ آن‌گونه که در آستانه‌ی مهرماه، مهر مدرسه در دلشان موج افکنَد. آیا الان چنین است؟!


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #شهریور
🔠 #سال1405
Post #943 1.1K
💠مکتوب هفته💠
چمن‌های پاییززده


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29324
پنج‌شنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵


در آستانه‌ی دهه‌ی شصت و هنگامه‌ی حصر آبادان -که با یک نهیب امام (ره) و انگیزه‌ی بالای مردم و رزمندگان، به شبی شکسته شد- عزیزی از نزدیکانم در آبادان بود. در بازگشت، از جمله اخباری که به اعجاب و تحسین باز می‌گفت، این بود که جدای از رزمندگان، هرکسی بر سرٍ وظیفه‌اش بود، انگار جز آن کار را نداشت و وظیفه‌ی خود را در به سرانجام رساندن همان کار به بهترین وجه می‌دانست؛ از جمله، کارگر زحمت‌کش شهرداری که در بحبوحه‌ی تبادل آتش، به آبیاری چمن‌های یکی از میادین، بر سر شغل خود بود!

می‌گفت به او گفتم: این بحبوحه و آبیاری چمن؟! در جواب برآمد: این شغل، وظیفه‌ی من است و هرکس باید بر وظیفه‌اش باشد.

«هرکس باید بر وظیفه‌اش باشد»، از آن روز تا به امروز ذهن مرا دمی به خود وانگذاشته و از حکمت گفتار آن آبیار رهایم نساخته.

اگر در نقشه‌ی جامعِ یک زندگی عقلایی و نقش‌شناسی و مسئولیت‌دانی، هرکسی جای خود را به‌درستی بشناسد و پازل‌های این نقشه را با احساسات زودگذر و غیرپشتیبانی‌شده از عقل و خرد، آشفته و درهم نکند، زندگی در معنی درست خود پیش می‌رود؛ چه در جنگ و‌ چه در صلح؛ چه در میدان و چه در دیپلماسی؛ چه در مذاکره و چه در متارکه.

امروز کسانی که نه در میدان‌اند و نه دیپلمات، چه فشارهایی را که بر هردو جبهه نمی‌آورند و‌ در روند تصمیم‌گیری و اقدامِ اهلِ این دو حوزه، چه‌ جنگ روانی که وارد نمی‌سازند؛ درحالی‌که خود به همان وظیفه‌ی شِبهِ‌آبیاری‌شان هم عمل نمی‌کنند!

اگر یاد بگیریم که مصالح ملک و ملّت، دیده‌بانی همه‌جانبه می‌طلبد و اهلش را؛ دیگر هرکسی که از دور، دستی بر آتش دارد و از قضا بلندگویی در دست، به این راحتی به خود اجازه‌ی هر فرمان و اشتلمی را نمی‌دهد؛ نه میان‌داران میدان را سرزنش می‌کند، نه سکان‌داران سیاست را؛ بلکه -به‌خصوص اگر خود اهل جنگ نیست- نقشه‌‌راه جنگی به کسی دیکته نمی‌کند؛ ...و البته در غیر جنگ، چمنِ وظیفه‌ی خود را آبیاری می‌کند و سر بر شغل خویش فرو می‌بَرد.

مشکل می‌دانید کجاست؟ فعلاً رخت‌ِ‌جنگ‌نپوشیدگان و عافیت‌نوشیدگان، بنای تعیین تکلیف بر سابقه‌داران دفاع و رزم این مرز و بوم را دارند؛ غافل‌اند که چمن‌های زیر پایشان هم پاییز‌زده شده‌اند!


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #شهریور
🔠 #سال1405
Post #942 598
💠مکتوب هفته💠
رنج و‌ گنج


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29318
پنج‌شنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵

اگر رنج همزاد آدمی‌ست -که لقد خلقنا‌الانسان فی کبد (بلد:۴)- گنج این رنج نیز دیدنی و چشیدنی است. غصه‌ها و اندوه‌ها، بنا به تعبیر ابن‌مسکویه، الم‌ها و دردهای نفسانی‌اند که به سبب از دست دادن محبوب یا دست نیافتن به مطلوب به آدمی روی می‌کند (تهذیب‌الاخلاق و تطهیرالاعراق). …و مگر می‌توان محبوبی نداشت و مطلوبی را واگذاشت؟

آدمی بی‌خواسته و بی‌داشته، مگر می‌تواند گنج حیاتش را بیاید؟ زان دگرسوی، خواسته‌ها و نداشته‌ها، بر جان آدمی رنج می‌فکنند؛ چاره چیست؟

اگر به حکمت سعدیِ جان اعتماد ورزیم -که «آن‌چه نپاید، دلبستگی را نشاید»- باید از هرآنچه خواسته و داشته است دل برکنیم و دیده فروفکنیم و از آن روی که دنیا معبر دل‌کندن‌ها و فروگذاردن‌هاست، پس چگونه شاد زندگی کنیم؟

سعدیِ جان، نشاط عیشش را در عشقِ بی‌طِیش یافت و دم را غنیمت شمرد و عریانی خواهشش را در دل بستن به محبوب زمینی هرگز نپوشاند و در عین درویشی خوش زیست.

حافظ، لسان‌الغیب، در عیشِ عشق، هاله‌های رمز و راز و اسرار مگو را سایه‌گستر کرد و زبان، همچو سعدیِ جان به صراحت گفتار و ملاحت بیان آشکار نکرد، بلکه پرده‌درپرده، هم خویشتن خویش را درپیچید و هم کلامش را به طلسمی بازنشدنی درآویخت؛ زین سبب هرکه به او تفأل زند، شادمانه جواب گیرد و راهِ نیّتِ ازپیش‌برگرفته بپوید.

مولوی اما، در ترقّصِ دم‌غنیمتی، فتوا بدان‌گونه ساز کرد، که ابن‌الوقتی را علاجِ طیشِ عیش دید و گفت: صوفی ابن‌الوقت باشد ای پسر…و حقیر گوید: از غم فردا حذر کن، الحذَر!

من در پس عمری باختنِ عیشِ عاجل به خیال و تحذیرِ طیشِ آجل، فتوا به تسجیلِ سَبک زندگی سعدی می‌دهم؛ که وامانده از پدر در طفلی، به‌پای ایستاد؛ در نظامیه ادرار گرفت و پیش پیرانِ ره ادراک یافت و زان سپس با تقیه و وقایه، جان شیرین از بلای مغول یک‌سو به سلامت کشید و‌ جرعه‌ی عیش به سلامت سرکشید و شرق و غرب جغرافیای زمانه‌اش را در نوردید؛ گاهی به بلخ بامیانش گذر افتاد و گه سر به خیمه‌ی ازبکان فرو چکاند؛ گهی در دیاربکر مهمان پیری شد و گاه در کیش، به پای تاجر یاوه‌سرای بیش‌خواه نشست؛ لَختی در بازار شام دامنِ چاک به طیلسانِ روم رفو‌ کرد و زمانی در دامِ افرنگیان، به بردگی فراخوانده شد و هَلُمّ جرّا… هیهات که دمی سر از سرخوشی درویشی برکشیده؛ یا طرفة‌العینی گنج عیش را به پای رنجِ طیش فدیه‌کرده؛ حاشا ! که تارِ موی سامان را به پودِ گیسوی پریشان تنیده باشد؛ حاشا !

امیر کلام، امام علی علیه‌السلام گوید:

يَا ابْنَ آدَمَ، لَا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِكَ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي قَدْ أَتَاكَ (نهج‌البلاغه: حکمت ۲۶۷)

ای فرزند آدم! اندوه فردای نیامده‌ات را بر دوشِ امروزِ فرارسیده‌ات مفکن.

چه می‌شد اگر‌ من -که سعدیانه می‌نگارم- به حق و صدق، به سعدِ عیشِ پرگنج و بی‌رنج سعدی هم تشریف نزول می‌یافتم! که خسته و دردمند بندِ این‌ام و قیدِ آن؛ و خودنمایانه بر این طریقِ عیش‌کُش‌ام که:

چه سازم؟ که در چشم خلق اوفتد
مطابق به آیین دلق اوفتد!

و من تا بندیِ قیدِ مدحِ این و ناشکیبِ غیظِ قدحِ آن‌ام، بلاشک در رنج بی‌گنج‌ام؛ که به قولِ سعدیِ جان:

راحت عاجل به تشویش محنت آجل منغّص کردن، خلاف رأی خردمند است،

خداوندان کام و نیک‌بختی
چرا سختی خورند از بیم سختی

برو شادی کن ای یار دل افروز
غم فردا نشاید خورد امروز

… و امروز در پی شش‌ماه آزار و خباثت‌ورزی بیگانه‌ی پلشت، چاره‌ای نداریم جز استقامت و تاب‌آوری با رنج زندگی به امید از دست ندادن گنج پایندگی.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #شهریور
🔠 #سال1405
Post #941 639
💠مکتوب هفته💠
نورُ علی نور
(به بهانه‌ی میلاد پیام‌آور رحمت)


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29312
پنج‌شنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵

چیزی نمانده تا کشتی نوح مسافران خود را در ساحل آرامش بنشانَد و عرشه از سنگینی این سفر پرخاطره و خطر بیاساید. آخرین تازیانه‌های آب بر پهلوی کشتی نواخته می‌شود. جز کرّ و فرّ موج -که سکوت ساحل را برمی‌آشوبد- صدایی به گوش نمی‌رسد. توفان فرو نشسته، شب به سرانجام رسیده و سحرگاهان رخ برکشیده است.

جاماندگان از کشتی نوح بر سینه‌ی کوه‌ها و دامان دشت‌ها و اعماق درّه‌ها بر پشت و سینه و پهلو افتاده‌اند. نجات‌یافتگان، خسته از سفری طولانی و عبرت‌آموز، اما سرخوش از فرجامی سعادت‌آمیز، دوباره پای بر خشکی می‌نهند. ناخدای پیر، هرچند هنوز در غم واماندن از فرزند، خط اندوه بر شیار چین‌درچین پیشانی خویش دارد، نیز به تسلّای سروش آرامش‌بخش الهی، مرهم فرزنددادگی را بر دل می‌گذارد؛ همان سروشی که ملاک خویشی و نزدیکی را، نه نسَب قرابت، بلکه حسَب اهلیّت اعلام کرد و روشنی هدایت را از دیجوری ضلالت بازشناساند….

از آن صبحدم بود که دوباره داستان هدایت آغاز شد. دنیا را تصفیه و‌ پالایشی می‌بایست، تا عرصه بر سکون و آرامش مؤمنان دوباره گشاده گردد و طعم شیرین ذلّ بندگی به آستان عزّ ربوبی دگربار کام جان‌ها را شهدآگین سازد و دوباره شد آنچه شد… .

در سلسله‌ی پیام‌آوران هدایت، پس از مسیح، کم از شش سده گذشت. آنک دوباره سایه‌ی شرک، نه تنها در آن شبه جزیره‌ی بزرگ عرب‌نشین، که در همه‌ی عالم، چتر گشوده است.

امین مکّه -که باید در طلیعه‌ی پیامبری‌اش به چلّه‌نشینی غار حرا آموخته گردد- در سالی -که پیل‌سواران شکست‌خورده، روی از کعبه برمی‌تابند و وامانده‌ی ابابیل می‌شوند- دیده به جهان می‌گشاید؛ درحالی‌که پدر را در همین نزدیکی از دست داده و مادر را در ایامی پس از تولد نیز؛ تقدیر آن است که یک‌تنه بر‌ پای خود بایستد.

خدا را! که جهان در پس چهارده سده از میلاد نور، همچنان چشم‌انتظار زیت دیگری است که بر آن چراغدان افزوده گردد؛ نورٌ علی نور.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #شهریور
🔠 #سال1405
Post #940 1.05K
💠مکتوب هفته💠
هنگامه‌ی پرورش


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29306
پنج‌شنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵

معمولاً مدارس غیردولتی از نیمه‌ی شهریور فعالیت‌های آموزشی خود را شروع می‌کنند؛ اگر نگوییم پیش از شهریور نیز به‌نوعی فعالیت‌های خود را داشته‌اند.

به ضرورت شرایط خاصی که بر سال تحصیلی گذشته بر مدارس حاکم شد، البته که فعالیت‌های این تابستان در مدارس قابل تحسین و شایسته‌ی قدردانی است؛ به‌خصوص که باری مضاعف را بر کادر آموزشی تحمیل کرد؛ اما نباید از نظر دور داشت که نگاه صرفاً آموزش‌محور در مدارس غیردولتی -که سال‌هاست در روندی رقابت‌جویانه بر دانش‌آموزان تحمیل می‌شود- واجد عوارضی ناخوشایند است.

▪️نخستین عارضه، دور کردن بچه‌ها از انگیزه و توانمندی در حوزه‌های مهارتی، تفکر، حل مسئله و خلاقیّت است که همگی تحت‌الشعاع یادگیری‌های محفوظاتی یا توان‌بخشی در تکنیک‌های نمره‌آوری است.

▪️دومین مشکل، وادادگی در تعاملات اجتماعی میان‌فردی و میان‌گروهی است؛ چیزی که در سیر استقلال و جامعه‌پذیری کودکان و نوجوانان از اهمیتی ویژه برخوردار است. تمرکز نمره‌سازی و رتبه‌آوری، ضمن آنکه به قطبی‌سازی در مجامع دانش‌آموزی می‌انجامد، دانش‌آموزان را از توجه به استعدادهای خاص و ویژه‌ی فردی‌شان باز می‌دارد.

نظام آموزشی متعادل، به توسعه و‌ گسترش مدارس فنی و حرفه‌ای، هنری و کارآموزی و شغل‌یابی‌های زودرس می‌پردازد و مدرسه را پیش‌ْجایگاهی برای جامعه‌پذیر شدن دانش‌آموزان می‌انگارد. بدین ترتیب آموزش و پرورش باید به جای الگوسازیِ نظام «یادگیری-نمره» برای ارزش‌گذاری بر نظام «مهارت‌آموزی-خودباوری» در استعدادهای ویژه نیز سرمایه‌گذاری جدّی را در نظر بگیرد.

باری؛ امید‌ می‌رود شروع فعالیت‌های آموزشی در شهریورماه از سوی مدارس غیردولتیِ به‌اصطلاح با کیفیت‌تر، همراه با توجه بیشتر بر فعالیت‌های پرورشی و ورزشی و مهارت‌آموزی و تثبیت هویتِ کارآمدی و خود‌‌پنداره‌ی قوی در همه‌ی دانش‌آموزان باشد و این بار، زودهنگامی مدارس پیش از مهرماه، هنگامه‌ای از باورهای پرورشی در همه‌ی حوزه‌ها را ایجاد کند.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #مرداد
🔠 #سال1405
Post #939 607
💠مکتوب هفته💠
حقوق بشر و کرامت انسانی


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29295
پنج‌شنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵


از زمانی که واژه‌ی «حقوق بشر» دستمایه‌ی اعمال نیّات سیاسی و فشارهای بین‌المللی شد، این مفهوم نیز از معنی تهی گشت و در ردیف دیگر واژگان شیک در قاموس دوگانه‌معیارها نشست.

اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر یک پیمان بین‌المللی است که در انجمن عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است.

ویژگی‌های حقوق بشر:
مطابق اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر کنوانسون ژنو و سایر اسناد بین‌المللی این حقوق ویژگی‌هایی را دارا هستند که می‌توان به مواردی همچون جهان‌شمولی، غیرقابل سلب، تبعیض‌ناپذیر و برابری اشاره کرد.

پرواضح است که ویژگی‌های برشمرده در فوق، چه میزان در رفتارها و مناسبات بین‌المللی از سوی قدرت‌های بزرگ مراعات می‌شود! و چه میزان به ابزاری برای فشار بر ناهمسویان این قدرت‌ها تبدیل شده است.

در تقویم ما، روز چهاردهم مرداد، روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی نام‌گذاری شده است. سلیقه‌ی بسیار خوبی در ترکیب این نام به کار‌ رفته:

حقوق بشر جز با رعایت کرامت انسانی محقق نمی‌شود.

شاید بهترین آموزه یا پروتکل در حقوق بشر اسلامی -که متضمن کرامت انسانی است- در آیه‌ی سیزدهم سوره‌ی حجرات آمده باشد:

«ای انسان‌ها ! شما را از مرد و زن آفریدیم و [در نژاد و زبان و جغرافیا] گونه‌گونه‌تان قرار دهیم؛ بدان روی که به شناسایی و تعامل باهم بپردازید؛ برترین شما، پارساترین شماست.»

داعیه‌ی تحقق حقوق بشر اسلامی، البته سترگ و بزرگ است. قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، این داعیه را تنها مقیّد به نام «انسان» کرده است و قید دیگری را بر آن نیفزوده است. نفْس انسان‌بودن، حق کرامت می‌آورَد؛ همان‌گونه که قرآن در آیه‌ی هفتاد سوره‌ی إسراء، بر این کرامت انسانی تأکید کرده‌است.

امید آن می‌بریم که این اصل جهان‌شمول را از صِرف مناسبت تقویمی به روابطِ عینی و عملیاتی فرا بریم و در روابط عملی در جامعه‌ی بزرگ ایران عزیز به الگویی جهان‌شمول، خارج از معیارهای چندگانه بدل سازیم.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #مرداد
🔠 #سال1405
Post #938 1.29K
💠مکتوب هفته💠
دست و پای توانمند


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29290
پنج‌شنبه ۸ مردادماه ۱۴۰۵

خوشبختانه وزیر محترم آموزش و پرورش، حضوری شدن مدارس در سال تحصیلی جدید را نوید دادند و بر عزم این نهاد عظیم بر جبران مافات تأکید کردند.

سال تحصیلی گذشته -اگر هم‌ با جنگ رمضان پیوند نمی‌خورد- برای دانش‌آموزان دندان‌گیر نبود؛ چراکه جنگ، نهم اسفند شروع شد و تعطیلی‌های مدارس به مناسبت‌های مختلف، همچون آلودگی هوا و ناترازی انرژی، به صورت سریالی قبل از جنگ ادامه داشت و البته جنگ تحمیلی بر این دشواری افزود.

در مکتوب پیشین پیشنهاد تکرار برنامه‌ی آموزشی برای پایه‌های سال پیشین را ارائه کردم؛ گرچه نیک پیش می‌دانم که افزودن یک سال به تحصیل بچه‌ها، نه در توان بودجه‌ی آموزش و پرورش است، نه در حوصله‌ی بچه‌ها!

درعین‌حال از این واقعیت عریان و ناخوشایند نمی‌توان به سا‌دگی عبور کرد که برنامه‌ی تحصیلی سال پیش اصلاً محقق نشد و نشانه‌ی آن، امتحانات مسامحه‌گرانه و سهل‌گیرانه‌ای بود که عمدتاً به صورت برخط از دانش‌آموزان به عمل آمد.

ارگان عظیمی مانند آموزش و پرورش، حتی در شرایط کاملاً عادی و آرام، از اختلالات مزمنی در رنج است که یک از صدِ آن، بودجه‌های طرح و نوسازی و نیز توسعه‌ی منابع انسانی است. اکنون که اختلال جدیدی به نام ناتمام ماندن سال تحصیلی و برنامه‌ی مدوّن آموزشی در میان است، گل به سبزه آراسته گشته که لازم می‌آورَد در همدلی با کارگزاران این وزارت، بر دل و جرئتشان برای جبران نارسایی‌ها بیفزاییم.

در این میانه، دردسترس‌ترین امکان برای تسریع کوتاه‌مدت در رفع اختلالات آموزشی، همانا والدین و معلمان هستند؛ دو‌گروهی که یکی عشق فرزندپروری دارد و دیگری شوق انسان‌سازی.

سزاوار است که این دو دست توانا با همیاری و همکاری بیشتر، کاری کنند که دوباره ارگان آموزش و پرورش بر دوپای بایستد و به لطف خدای مهربان این دست و پاها با فرماندهی مغزی توانا آموزش دهد و پرورش آفریند.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #مرداد
🔠 #سال1405
Post #937 1.37K
💠مکتوب هفته💠
یک از صدها

🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29284
پنج‌شنبه ۱ مردادماه ۱۴۰۵


سالی که بر تحصیل بچه‌های ما گذشت، سالی بی‌نظیر از حیث بلاتکلیفی، سردرگمی و عدم پر کردن برنامه‌های مصوّب بود. به نظر می‌رسد آن قدر بی‌برنامه گذشت که جا دارد در صورت عادی شدن اوضاع، اعلام کنند همه‌ی دانش‌آموزان در تمام پایه‌ها، همان پایه را تجدید کنند و بر همان صندلی‌های سال گذشته بمانند! می‌مانَد یک‌سال هزینه‌ی اضافی که هم بر خانواده‌ها تحمیل می‌شود، هم بر آموزش و پرورش؛ لابد باکی نیست! ...و این تازه از نتایج سَحر است!

نظام رسمی آموزش و پرورش، امتحانش را پس داده است؛ چه در کمّیّتِ آموزش، چه در کیفیّت پرورش و چه در بودجه و اعتبار که بی‌مایه فطیر بوده است. حساب اکثریت خانواده‌ها نیز این روزها روشن‌تر از آفتاب است در تنگناها و مضیقه‌های معیشت؛ چه برسد به تجدید یک سال اضافه‌ی تحصیل فرزندشان و هکذا دیگر امور!

پس پیشنهاد تجدید -اگر کسی هم بشنود- بعید است خریداری داشته باشد. باز هم می‌مانَد همان در و همان گردش پاشنه؛ تحصیل کم‌وبیش از ماورای حجاب مجازی و صرفه‌جویی زمان و مکان به سبب ناترازی انرژی و دیگر ماجراها. خب! تا کی!؟ فقط بگوییم خدا داند؟

راستی را؛ کسانی که فارغ از این واقعیات و بدون آنکه خود یا فرزندانشان درگیر این قبیل تنگناها باشند و دست و پنجه‌شان آن‌قدر لطیف است که با این قبیل امور نمی‌توانند دست‌وپنجه افکنند، تا کی می‌خواهند با ایجاد تنگناهای رسانه‌ای و روانی و خارج از مسئولیت‌پذیری، این قدر بر اصل مذاکره و تفاهم و برون‌رفت از بحران پنجه بکشند و درعین‌حال در بزنگاه‌ها غایب باشند و خاموش؟!

تازه، تحصیل بلاتکیف بچه‌ها، یک از صدها بلاتکلیفی‌هاست؛ باش تا صبح دولتش بدمد!


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #مرداد
🔠 #سال1405
Post #936 1.72K
💠مکتوب هفته💠
ریشه در خاک


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29278
پنج‌شنبه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵

کشورم است. وطنم، خاکم و ریشه‌ام است. اگر از این خاک کنده شوم، ریشه‌ام را دوباره کجا مستقر کنم؟ ...و ساقه‌ی وجودم را بر کدام سپهر بگسترانم؟ درخت وجودم اگر میوه‌ای درخور نداشته، شاخ و برگم که سایه‌ای افکنده؛ این سایه را کجا و بر سر چه کس و کسانی بگسترم تا هویتم را باور کنم؟

من درخت این خاکم. در خاک همسایه یا بیگانه فقط قد می‌کشم، اما قامت برنمی‌افرازم. خورشید آسمان همسایه چندان با من مهربان نیست. اگر برگ‌هایم را نسوزانَد، سایه‌ام را هم برنمی‌تابد. حتی اگر همسایه‌ی بیگانه مهربانی کند و ریشه‌ام را در خاکش تاب بیاورد، از من تراریخته‌ای می‌سازد که دیگر نه خودم هستم و نه برای ذائقه‌ی دیگری مأنوس.
من شمعدانی بالکن خانه‌ی پدری‌ام. گل و برگم مال گلخانه نیست.

من می‌خواهم بین دو رکعت نماز صبح و سفره‌ی صبحانه، با مرد و زن همسایه‌ام در کوچه‌ی خانه‌مان بلند سلام کنم، دو قرص تافتون را با همان بوی خوبش و نیمه‌گرمایش جلو بیاورم، او هم با جواب سلامی گرم‌تر لقمه‌ای بکند و بلند و‌ خندان بگوید: خدا برکت دهد!
من هنوز و هنوز نانی را که به دست‌های شاگرد شاطر خمیرش چنگ خورده، ترجیح می‌دهم به آن نان حجیم و مکعب‌شکل بسته‌بندی شده؛ هرچند بهداشتی‌تر؛ چرا که در تعارف صبحگاهی به همسایه، نمی‌توان لقمه‌ای از این کند، اما می‌شود به‌راحتی نیمی از آن قرص نان را به مهر بخشید. جوش شیرینش فدای این جوشش شیرین مهربانی همسایگی.

ناخن به صورت هم نکشیم. شب‌ها که مردمان ساده و صفادل و وطن‌دوست، پرچم‌دردست، با دلشان وحدت و یک‌پارچگی را طلب می‌کنند، با شعارهای محفلی توی ذوقشان نزنیم.

شما را به خدا بگذارید ما بمانیم با همین سلام‌وعلیک خوشدلانه‌ی صبحگاهی و تعارف تافتون و بربری صبحانه به یکدیگر؛ با دل و‌ دماغِ بردن کاسه‌ی آش رشته و کاچی زایمان خانگی و دو سیخ کبابِ خوش‌آب‌ورنگ به در خانه‌ی بغلی؛ بدون آن‌که این‌همه عشق و زندگی را فدا کنیم در سگرمه‌های صبح و دمغی شب، که: امروز سکه چند است و کجا دلار می‌دهند؟ فردا بالا می‌کشد یا سرجای امروزش می‌مانَد؟ پس‌فردا کجا کبابمان می‌کنند؟ این جمعه چه خط نشانی‌مان می‌کشند و هکذا...؟

من مال این خاکم. خاکم را شخم نزنید؛ ریشه‌کنم نکنید؛ در هَرس شاخ‌وبرگم مهربان‌تر بچینید؛ این‌قدر وجینم نکنید؛ بگذارید از «خودم» هم چیزی باقی بمانَد. به من آب بدهید؛ آب شیرین. گویند با گیاه اگر حرف بزنی، حرف زیبا و آرام، خوش‌تر برایت برگ می‌آورد و گل می‌کُند، لااقل مرا گیاه این خاک پاک ببینید. باهم بمانیم، اما هم‌زبانی و هم‌دلی با من را دوباره یاد بگیرید.

یک خودرو می‌خواهم که عصر جمعه -بعد از آنکه در نماز جمعه یا جماعت مسجد محل با همسایه‌ها و همشهری‌ها دل به دل دادم- زن و بچه‌ام را ببرم سر پل و درکه و فرحزاد، یا امام‌زاده صالح و شاه‌عبدالعظیم و سید‌ملک‌خاتون. خرید این خودرو را برای من و بچه‌هایم رؤیای آخرتمان نکنید. از پدرم از دوران بچگی آموخته‌ام که از بانک وام نگیرم؛ حتی اسلامی‌اش! بگذارید برای جهیزیه‌ی تک‌دخترم پس‌اندازی از همین حقوق حلالم جمع شود؛ ارزش پولم را با بالا و پایین‌کردن بورس و زدوبند‌ها نابود نکنید.

در یک کلام: مملکت برای همه‌‌ی ماست!


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #تیر
🔠 #سال1405
Post #935 946
💠مکتوب هفته💠
سایه‌سواران ایمن


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29272
پنج‌شنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵


این اولین بار نیست که مراسمی ملّی و فراگیر -که بهترین دستاوردش می‌تواند تجمیع روح ملّی و وحدت سرزمینی باشد- با حاشیه‌های بسبار تأسف‌برانگیز آلوده می‌شود و نقاط برجسته‌ی آن را به کورنقطه‌های مبهم و خاکستری می‌راند؛ مثل آن‌چه از معدودی سنگ‌پران و ناسزاگو نسبت به بر‌خی شخصیت‌های سیاسی در حاشیه‌ی تودیع و تشییع رهبر شهید (ره) شاهد بودیم.

یکی از عجایب معماگونه‌ی این‌گونه وقایع آن است که علی‌رغم اندک بودن مطلق حاشیه‌سازان، همواره حاشیه‌های امن و غیرپاسخگو برای آنان فراهم و راه‌های ستیز و چترهای گریز بر ایشان همواره هموار است و برافراشته؛ که این یک قلم الحق در زمره‌ی اسرار و رموز درآمده است.

نمی‌دانم در نظام حکمرانی ما، متولیان چگونه باید احترام امام‌زاده را داشته باشند. اگر ایران عزیز خط قرمز ماست، چگونه است که عبور از این خط توسط افراطیون بی‌مسئولیت، ماده‌ای از قانون را برنمی‌انگیزد؛ درحالی‌که گاه اظهاری و یا انتقادی کم‌اثر و بدون پژواک با عکس‌العمل‌های قانونی یا شبه‌قانونی مواجه می‌شود!

در زماتی که تمرکز و هماهنگی میان میدان و خیابان و دیپلماسی، باید عبوری سرافرازانه، موفقیت‌زا و‌ مصلحت‌آمیز را رقم بزند، عده‌ای خارج از این مسئولیت سترگ و از سر حرص دیده‌شدن یا بی‌کاری ناشی از تعطیلی مجلس، یا خوکردگی به شعارهای فضایی و مصون از رسیدگی قضایی، بر روان جامعه پیاده‌ روی می‌کنند.

این پیاده‌نظام‌های باجیره یا بی‌جیره، بی‌خبر از سواران یا پیادگان پای لانچرها و چشم‌دوختگان به آسمان و حافظان سرزمین ایران، علاوه بر آنکه گاه فتواهای دریدن و بریدن سر این و آن را‌ می‌دهند؛ نه‌تنها سرِ سرکرده‌ی نظام سلطه و زور را، تهدید تیغ‌نهادن بر‌گردن خدمتگزاران شب از روزناشناخته‌ی ملّی و میهنی را نیز همزمان صادر می‌کنند. حقّا که سکوت نجیبانه در برابر این‌همه نابخردی -اگر نگوییم تعمّد بر اغتشاش‌آفرینی- دست‌مریزاد دارد!

نگاهی از سر تأمّل و شک‌برانگیزی بر نجواها، آواها و نیز فریادهای سایه‌های این اشباح -که مدتی است صحنه‌ی روانی را بر سیاست‌گذاران و مجریان و ناخدایان برای عبور امن و ایمن کشتی کشور تنگ کرده‌اند و تنگه‌های داخل را به توپ ناسنجیده‌های گفتار و کردارشان بسته‌اند- ضرورتی است که هوشیاری جمعی را می‌طلبد و مهم‌تر از آن، مهار قانونی و قضایی را؛ پیش از آنکه پژواک حرکت بی‌نظیر هم‌دلی و همبستگی ملّی در یک‌هفته‌ی اخیر،زیر سایه‌های خاکستری سایه‌سواران از صدا بیفتد.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #تیر
🔠 #سال1405
Post #934 926
💠مکتوب هفته💠
تجمیع روح ملّی در تشییع


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29268
پنج‌شنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵

چرا هربار که سرمایه‌ی بزرگ اجتماعی، یعنی در یک کلام، مردم، با تجمیع انرژی ذاتی و لایزال خود، کشور را از گذرگاه‌های سخت عبور می‌دهند، قلیلی پرسروصدا بر این کالای نفیس چوب حراج می‌زنند؟ آیا دست داشتن و تملّک دو اهرم، یعنی رسانه و پول، کافی است تا در بحبوحه‌های حماسه‌های مردمی در حفظ کیان کشور، عده‌ای را آن‌چنان جرئت دهد، تا خلاف مصالح عمومی فریاد سر دهند؛ به‌خصوص که رسانه‌ی ملّی را ملک طلق خویش کرده باشند؟

یاد داریم که در تشییع شهید گرانقدر، سردار سلیمانی، ناگهان با فرونشست گلایه‌ها و دلخوری‌ها، مردم در تشخیص اولویت‌ها، چه میزان برنده‌ی صحنه شدند و در آن حضور فرامیلیونی چه پیامی را به دشمنان این آب و خاک مخابره کردند. شوربختانه اندکی نگذشت که همان اقلیت پر پژواک، با بعضی طرح‌ها و لوایح، پاسخ آن تجمیع بی‌نظیر انسانی را دادند و در را بر همان پاشنه‌های فرسوده‌ی پیشین چرخاندند.

دریغ و افسوس، عده‌ای که امید بسته بودند، تا حماسه‌ی تشییع سردار، سرآغاز بازگشت اصول به دو خیمه‌گاه اصولی و اصلاحی شود، با اتفاقات ناگوار بعدی -که ذکرشان تألّم‌زاست- دوباره سر به زانوی یأس نهادند و ناباورانه، حتی پس از پیروزی مردم در جنگ دوازده‌ روزه، با انواع صیانت‌ورزی(!)، شاهد نادیده‌گرفتن مردم شدند.

اگر تشییع رهبر شهید (ره)، دوباره در همان شور و حماسه‌های تجربه‌شده‌ی چند روزه خلاصه شود، اما برای عبرت‌پذیران و حاکمان و کارگزاران، بهره‌ی چندانی در جهت پاسداشت روح جمعیِ ایرانی نیاورَد، الحق باید بر آن دریغ آورد؛ هم حق آن خون به ناحق‌ریخته برآورده نخواهد شد و هم در سروصدای اقلیت، همه‌چیز مصادره به مطلوب خواهد گشت.

درک این نکته، که امروز کارگزاران و سیاست‌ورزان عملگرا، تا چه میزان درگیر حلّ و فصل مشکلات کلان کشور هستند، بر هر کودک دبستانی هم آشکار و هویداست؛ چگونه است که برخی سن‌وسال‌دارها، همچون شاگردان شلوغ و انگشت‌شمارِ کلاس‌ها، در صدد برهم‌زدن تمرکز در کلاس هستند؟!

تا این‌جا تازه حملمان بر صحت است؛ یعنی فرض را بر این می‌گذاریم که گروهی از سر بیش‌فعالی یا اصرار بر دیده و شنیده شدن، مرتب بر چهره‌ی این کلاس نودمیلیونی ناخن می‌کشند و سروصدا راه می‌اندازند؛ وگرنه اگر از خوش‌بینی و حمل به صحت فاصله بگیریم، فرضیات دیگری به میان می‌آید که کاممان را تلخ‌تر می‌کند.

امید که این بار، حماسه‌ی تشییع، آغازی بر دیده شدن مصالح ملی و صیانت ملک و ملت باشد؛ به جای غفلت از دو سه روز سرنوشت‌ساز؛ روزهایی که دوباره می‌تواند وحدت و تجمیع ملی را ارمغان این مرز و بوم سازد.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #تیر
🔠 #سال1405
Post #933 1.33K
💠مکتوب هفته💠
ناگهان در همین دهه!


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29258
پنج‌شنبه ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵


دهه‌ی محرّم امسال هم می‌گذرد. شاید دوباره در این دهه بمبارانی را تجربه کنیم از اظهارنظرهای نوروشنفکرانه؛ که:

▪️یک جامعه‌شناس، یادش بیفتد که باید دقیقاً در همین دهه، به تحلیل زیرساخت‌ها(!) در واقعه‌ی عاشورا پرداخت؛
▪️دیگری از جایگاه معلم روان‌شناسی، ناگهان به صرافت بیاید که باید به تحلیل روان‌شناختی و زیبایی‌شناختی رنگ مشکی بپردازد و از قضا مضرّات و پیامدهای سوء این رنگ را یادآور شود؛
▪️سومی از همه جالب‌تر، فیلسوفانه و‌ منصفانه(!) یادش بیاید که در کنار بعضی پلیدی‌ها و پلشتی‌های لشکر ابن‌سعد در روز عاشورا، باید نقاط روشن و نسبتاً تابناک زندگی جنایتکاران این واقعه را نیز دید و واقع‌بینانه هردوسوی ماجرا را واکاوی کرد...!

میزها ناگهان گرد می‌شود در تحلیل و نقد ‌و بررسی آسیب‌های عاشورازدگی؛ ...و همه هم از قضا در یک توافق نانوشته، در همین ده روز!

تحلیل زیرساخت‌ها، می‌رود به سمت و سوی اختلافات تاریخی و دیرینه‌ی دو قبیله، یکی بنی‌هاشم و دیگری بنی‌امیه‌ی منشعب از قریش؛ ...و حرکت امام حسین علیه‌السّلام فروکاسته می‌شود به یک رقابت و حسادت تاریخی ناشی از اختلافات خودبرتربینی قبیلگی؛
تحلیل روان‌شناختی، می‌رود به سراغ افسردگی‌‌های ناشی از رنگ مشکی، دقیقاً در همین دهه؛ و یادشان می‌رود که هر از گاهی، همین روان‌شناس‌ها(!) رنگ مشکی را نماد عشق نامیده‌اند و می‌نامند؛
رهنمودهای تربیتی متمرکز می‌‌شود بر دور کردن کودکان از دسته‌های سینه‌ و زنجیرزنی و نیالودن روح لطیفشان به نقل‌های تاریخیِ تداعی خشونت و صلاحدید حذف حرمله از تاریخ.

میزگردنشینان، هزار و یک‌ معضل ناشی از کم‌کاری‌ها و بی‌فکری‌های طول سال و سالیان خود را فراموش می‌کنند و ناگهان یادشان می‌افتد، که رسیدگی به تحریفات و آسیب‌شناسی مراسم و شعائر عاشورا، دقیقاً در همین دهه از اوجب واجبات است و در این شرایط تحریم، حتی واجب‌تر از نان شب مردم.

«عوامْ‌روشنفکرانِ» کوچه‌بازاری هم در کلاس‌های واتساپی و اینستاگرامی، ناگهان و دوباره نگران و دغدغه‌مند هزارچیز می‌شوند؛ ...که از قضا فقط در همین‌دهه ظهور می‌کند؛ از محیطِ‌زیست و مضرّات ظروف یک‌بارمصرف و آلودگی صوتی و ریخت‌و‌پاش اسراف‌گونه‌ی نذری و طبق معمول، غصه‌ی فقرا؛ تا تأکید فراوان بر تمرکز بر پیام عاشورا !...و البته همه‌ی این نگرانی‌ها در همین دهه!

نه این‌که با سبک و سیاق عزاداری‌های سال‌های اخیر مشکل ندارم؛ امّا سخنم در شکایت از روشنفکرزدگی‌های عوامانه است که آسیبش کمتر از رفتارهای آسیب‌زا به نام دین نیست.
در جامعه‌ای که آنومی‌زده‌است، همه‌چیز یا از این سوی بام می‌افتد یا از آن سوی. حد وسط نایاب است. «شعائری»ها تا حد شعار «حسین‌اللّهی» و «زینب‌اللّهی» به قیادت چند مدّاح کم‌سواد و‌ معرکه‌گردان پیش می‌روند و از این سوی بام می‌افتند؛ ...و برخی متفکران و استادان دانشگاه‌ تا سرحدّ فروکاستن واقعه‌ی عاشورا به اتفاقی تاریخی و ناشی از جبر تاریخ فرو می‌آیند و در ژست‌های اداآمیز و اطوارگونه، بی‌سوادی و یا بی‌معرفتیشان را در بازی کلمات، لفافه‌پیچ می‌کنند و از آن سوی بام می‌غلتند. اوّلی، ریتم و آهنگ و عادی‌سازی سماع و ترقّص در مجلس عزای حسین علیه‌السلام را در یک جمله مباح می‌سازد که : «أنا مجنون الحسین»؛ ...و دومی، یکسره از همه‌ی ترقّص‌های سال، والنتاین و آنتالیا و جشن جوانه‌ی دندان نوزادش در هتل حیات(!) و خرج عمل دماغ و دنده‌اش فارغ می‌شود و یادش می‌رود که کجاها اُوِردوز کرده؛ دفعتاً دل‌نگران آن می‌شود که مبادا در طبخ چندخروار برنج، اسراف شود و پیام امام حسین علیه‌السّلام مخفی بمانَد!

گروه اول که عجالتاً گوش به حرف احدی از عالمان واقعی نمی‌دهند و کار خود می‌کنند و بازارشان به حمایت‌های آشکار و‌ نهان گرم است.
...امّا گروه دوم؛ یعنی اندیشمندان و‌ متفکران و جامعه‌شناسان و روان‌شناسان و همه‌ی‌‌ دل‌نگران‌های پیام امام حسین علیه‌السلام را به امام حسین قسم می‌دهم، از بعد از ماه صفر امسال، بحث‌های کارشناسی‌شان را شروع کنند و تا ابتدای ماه محرّم سال آینده به یک جایی برسانند. سپس دهه‌ی اول ماه محرّم آینده از اعصاب و روان ما فاصله بگیرند و ما را بگذارند و یک دهه عزاداریمان! دست همه‌شان درد نکند!

🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #خرداد
🔠 #سال1405
Post #932 821
💠مکتوب هفته💠
تقویم‌های خجسته


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29252
پنج‌شنبه ۲۱ خردادماه ۱۴۰۵

امروز، بیست و یکم خرداد، در انبوه مناسبت‌های تقویمی، روز «خانواده و تکریم بازنشستگان» آمده است.

بی‌مقدمه چند نکته و مطلب تمام! ⬇️

1⃣ استقرار و سکون خانواده به دو عامل اساسی وابسته است: معیشت و عطوفت. اوّلی که نباشد، دومی نمی‌تواند با زور و توصیه و نصیحت بپاید. اکنون یا فکری به حال معیشت خانوارها کنیم و سپس بر موج‌درموجِ عطوفت در خانواده امید بورزیم؛ یا جسارتمندانه، این یک قلم مناسبت را در تقویم سال آینده قلم بگیریم؛

2⃣ قرآن، فلسفه‌ی تشکیل خانواده را «سکون، مودّت و رحمت» ذکر کرده است (روم: ۲۱). دلمشغولی همیشگی بر گذران امور معیشت، سکون و قراری باقی نمی‌گذارد، تا ستون مودّت و رحمت در آن پا بگیرد و سقف الفت و عطوفت بر آن برافراشته گردد. اوّل، بنیان و پایه را محکم سازیم و سپس جوانان را به ازدواج ترغیب کنیم و آن‌گاه پندِ رحمت و عاطفه در فضای زوجینی بر آنان روا داریم؛

3⃣ در جامعه‌‌ی بدون چشم‌انداز -پنج‌ساله و بیست‌ساله‌اش مهم نیست!- بر سر شاخ بنشینیم و بُن ببُریم، همین می‌شود که از یک‌سو یکسره به پند و اندرز و کارشناسی‌های فضایی سیمایی، جوانانِ مجرّدمانده را به باد نقد و نصیحت می‌گیریم و بعضاً ازدواج‌های رمانتیک میدانی را برجسته می‌کنیم؛ از دگرسو در فردای ازدواجِ آن دو جوان، مسکن و خودرو و حتی ارزاق روزانه‌‌شان را به خدای روزی‌رسان می‌سپاریم!

4⃣ عمردادگان و زندگی‌ساختگان، یعنی بازنشستگان را در تلاطم اضطراب‌ها در اولیّات زندگی رها می‌سازیم و هر از گاهی به وعده‌ای، توصیه به تاب‌آوری‌شان می‌کنیم و چه بسا همان وعده را به وعید بدل می‌نماییم؛ آن‌گاه یک روز را، آن هم در ثبت تقویم، تکریمشان می‌فرماییم!

5⃣ مقدّرات معیشتی را در انواع ملاحظات سیاسی و تنازعات احزاب، به تنگنا می‌فکنیم و از کلمه‌ی مقدّس پایداری و تاب‌آوری، فقط نمدی اسمی بر کلاه خود می‌بافیم.

روز خانواده و تکریم بازنشستگان در تقویم، خجسته باد!


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #خرداد
🔠 #سال1405
Post #931 833
💠مکتوب هفته💠
عبور از کدام گذرگاه غدیر؟


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29246
چهارشنبه ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵

گویند در آن صحرای خشک، صدها نفر به فرمان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله گرداگرد غدیر شانه‌به‌شانه ایستادند تا پیام خداوند را از زبان رسولش بشنوند.

رسانایی این پیام، چرا در همان زمان نارسا شد و در عبور از کلام پیامبر، در غرور زمانه رسوب کرد؟
از علی علیه‌السلام چه دیده بودند که در تداوم حضورش، بر آن هراس آوردند و پیام پیامبر را هرس کردند و میوه‌ی غدیر را نشکفته چیدند؟

پیامبر درباره‌ی علی علیه‌السلام گفته بود:
او در ذات خدا اهل معامله و‌ سهل‌انگاری نیست.

لابد می‌خواستند دین خدا را پس از پیامبرش، به سهل‌انگاری گیرند و باری‌به‌هرجهت انگارند؛ توگویی نوایی بوده در گوشه‌ای که بایدش از شور انداخت و صدایی بوده که باید از پژواکش مانع شد.

آنچه در پیام غدیر، می‌رفت تا بیت‌الغزل عاشقانه‌ی همه‌ی اعصار شود، علم‌ و‌ دانش نبوی بود که می‌بایست از دروازه‌ی تفسیر و تبیین علوی می‌گذشت؛ بر این گذرگاه علم، تاب نیاوردند و باب علم نبی را در طول قرون و اعصار، باز و‌ گشوده برنتافتند. علی علیه‌السلام -پیش از آن‌که از جانشینی پیامبر، زودهنگام برافتد- در جهل مردمان زمانه‌ی خویش، از منبر علم پایین کشیده شد و خسارت، این بود.

امروز ما در کدام گذرگاه غدیر ایستاده‌ایم؟ گذرِ شنیدن جانشینی علی پس از پیامبر و سر نهادن به پیام علوی؟ یا گذر از یک برکه در صحرایی خشک و برهوت؛ ...و‌ همچنان تشنه ماندن در کنار کوثر علوی؟

مبارکی ایام، به تبرّک پیام آن ایام است؛ پیام غدیر، قطره‌ستانی از دریای مواج علم نبوی است که در ساحل دُرَربار دانش علوی قابل دستیابی‌است؛ وگرنه بهره‌ی ما از غدیر، هرساله فقط می‌شود مدحی و ثنایی و بس؛ ...و سپس گذر کردن از کوثر علوی به وادی برهوت بی‌دانشی؛ ...که این هم خسارتی دیگر است.

عید سعید غدیر بر تشنگانی که در برهوت بی‌دانشی، از کوثر فهم و علم غدیر، پیاله‌ای می‌ستانند و‌ کامی از آب حیات علوی تازه می‌کنند، مبارک باد!


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #خرداد
🔠 #سال1405
Post #930 1.25K
💠مکتوب هفته💠
مردمان در روز و در شب!


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29237
پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵

فراوان شنیده و خوانده‌ایم که در جریان جنگ جهانی اول، چه میزان سختی بر مردمان ما در این کشور تحمیل شد؛ از قحطی ارزاق تا تلفات بی‌شمار مردم بی‌گناه. این که در آن زمان، ایران چه نسبتی با جنگ جهانی داشت و آن جنگ خانمان‌سوز را باید کجای دلش می‌گذاشت، مقوله‌ای دیگر است و جای تأمل؛ اما روایت تاریخ و نقل‌های سینه‌به‌سینه، هنوز و همچنان بار سنگینی از آن جنگِ بی‌ربط به ایران را بر جان‌ها باقی گذاشته‌است؛ جنگی که ایران نه سر پیازش بود و نه ته آن؛ اما می‌بایست به حکم قوی نبودن بخشی از جور آن را بکشد.

امروز جنگ همه‌جانبه و نابرابر، گرچه آثار آنی‌اش را گذاشته و تبعات آتی‌اش در پی است، اما دو نکته این جنگ را از آن جنگ متمایز می‌کند: یکی بنیه و قوّت نسبی رزمندگی و دو دیگر، عزم عمومی مردمی در پاسداری از حاکمیت ملّی و حفظ وحدت سرزمینی.

اگر از بگومگوهای داخلی -که متأسفانه گاه جناح‌ها را از مصالح ملّی غافل می‌کند- بگذریم، حال مردم ما در عین بار کمرشکن تورّم و گرانی، حال پایمردی و فهم آینده‌نگری برای خطّه‌ی مردخیز و زَرریز ایران است؛ اگر برخی ادّعاها و سر و صداهای تفرقه‌آمیز، ولو به نام «پایداری» مجال دهد!

در این میان نهایت کوته‌نظری و فرصت‌طلبی است، اگر برخی خودآگاه یا ناخودآگاه در این مقطعِ وحدت و انسجامِ قابل قبول و حداکثری مردم، به دنبال دوختن کلاهی از این نمد باشند؛ فرقی نمی‌کند که خودروساز باشد یا بانک‌دار؛ ارزاق‌فروش باشد یا تعمیرکار؛ مجلسی باشد یا محفلی؛ در یک کلام، اقتصادی باشد یا سیاسی.

یادمان نرود، در روزهای پیش از جنگ، چه دوازده روزه چه بعد از آن، سرگرمی و بعضاً غوغاآفرینی هرروزه‌ی برخی در مناصب مختلف، عمدتاً تقنینی، چه بار غفلتی را نسبت به وقوع حوادث آینده بر کشور و مردم تحمیل کرد؛ که بازگفتن آن‌ها، هم عبور از خطوط قرمز دوران جنگ است، هم شماتتی که دیگر دورانش گذشته است؛ اما آینده را چه‌ کنیم؟

آیا این مردم را برای آینده‌ی ثبات بعد از جنگ هم نیاز داریم؟ آیا قرار است جنگ الی‌الابد ادامه یابد؟ پاسخ سؤال دوم را لااقل من نمی‌دانم؛ اما سؤال اول جوابش از آفتاب روشن‌تر است؛ پس:

🔹 رسانه‌ی رسمی و عمومی، پایش را کمتر بر عصب‌های جهنده‌ی مردم بگذارد و از مجریان ملیح و نمکین بخواهد، آحاد مردم را در این انسجام و هم‌دلی، یکسان احترام کنند؛

🔹 دولتمردان، به جای طفره رفتن از پاسخگویی در برابر اقداماتی که مردم دلیلش و منبعش را نمی‌شناسند، جرئت‌ورزی مسئولیّت‌پذیری را بیش به خرج دهند.

🔹 تریبون‌داران، مردمان را در روز همان‌گونه ببینند که در شب!

با وحدت و هم‌دلی و مهربانی پیروزیم و هیچ دخلی و شباهتی به دوران جنگ جهانی اول و دوم نداریم.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #اردیبهشت
🔠 #سال1405
Post #929 601
💠مکتوب هفته💠
کنام پلنگان و شیران
(به مناسبت ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان پارسیِ فردوسی)


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29231
پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵


زبان و ادبیات پارسی به اذعان زبان‌شناسان، در گروه فاخرترین زبان‌های دنیاست. سیر تحول و دگردیسی این زبان از پیش از ساسانیان تا امروز، روندی پرماجرا و سراسر رمز و راز و‌ شگفتی داشته است.

کهن‌سرزمین پارس با دیرینه‌زبان پارسی، همواره هویت و صلابت خود را در جغرافیای عالم حفظ کرده و بالیده است. گنجینه‌ی شعر و‌ ادب پارسی، بی‌تردید سرآمد ذخایر جهانی زبان است. استحکام و ریشه‌داری این زبان موجب شد که در طول زمان و‌ در تلاطم‌های گوناگون روزگاران، کمر خم نکند و از پای ننشیند و حتی در مواجهه با زبان عربی، هویت و اصالت خود را حفظ کند. اگر امروز زبان پارسی آگنده از واژگان عربی است، نه به معنی استحاله در این زبان، بلکه به مفهوم پذیرش هوشمندانه، داوطلبانه و‌ ویرایشگرانه‌ی آن زبان بوده است. کاربری بی‌شمار لغات عربی در ساختار پارسی، انفعال در برابر زبان عربی نیست؛ بلکه روح‌بخشی و تقویت زبان پارسی است؛ لیک در بالندگی و بنیه‌پروری و ماندگارسازی این زبان.

امروز ما همچون نیاکان پارسی‌زبانمان به پارسی می‌گوییم و‌ می‌نویسیم و ورود لغات بیگانه و از جمله عربی، به هیچ روی نه نام زبان ما را عوض کرده و‌ نه ساختار آن را؛ بلکه مرام زبان ما را مستحکم‌تر نموده است. این، قوت و گنجایش زبان پارسی بوده که توانسته علی‌رغم دربرگیری بی‌شمار واژگان عربی، همچنان پارسی بمانَد؛ هیچ‌کس امروز زبان ما را جز به «پارسی» نام نمی‌نهد و شبهه‌ی پارسی-عربی نمی‌بَرد. بنابراین تلاش‌های بی‌ثمر و بی‌فایده در زدودن واژه‌های اصالتاً عربی از زبان پارسی، نه نشانه‌ی عشق به زبان پارسی است،که اگر این تلاش ممکن می‌بود، تا کنون بی‌نتیجه نمانده بود. بسیاری از ملل خاورمیانه پس از نفوذ اسلام در سرزمین‌هاشان، یکسره زبان پیشین خود را وانهادند و با وجود برخورداری از پیشینه‌ی مستقل ملّی و هویتی، عرب شدند؛ زان روی که زبان عربی را همچون ما پارسیان میزبانی نکردند، بلکه یکسره خانه را به او سپردند و نیز میزبانی را و‌خود میهمان آن زبان شدند.

بدین ترتیب، شکایت از این امر، که زبان پارسی آمیخته به عربی‌ست، ناشی از زبان‌ناشناسی است. زبان ما پارسی است و همان‌گونه که زبان‌های اروپایی (در عین برخورداری از ریشه‌ی آنگلوساکسونی و پیش از آن، ریشه‌ی لاتینی یونانی) هویت مستقل خود را دارند، پارسی نیز همچنان پارسی است و بر ماست تا هماره پارسی را پاس بداریم.

یک کلام، لاتینی و آنگلوساکسونی، ردپای قوی در همه‌ی زبان‌های اروپایی دارد؛ اما هیچکس انگلیسی را آلمانی نمی‌داند و آلمانی را فرانسوی نمی‌پندارد و ایتالیایی را اسپانیایی نمی‌انگارد؛ پس آخر کلام:
زبان پارسی، پارسی است، گیرم در زیستی مسالمت‌آمیز در طول تاریخ، آغوش مهر و رسانایی و قوت‌زایی و منظورپروری خود را به زبان عربی گشوده است.

امروز نگاهبانی و حرمت‌نهی به زبان پارسی، وظیفه‌ی ملتی است که هویتش پارسی است و قومیتش، با همه‌ی تنوع و تعدد گویش‌ها، با زبان پارسی شناسنامه می‌گیرد.
اولین قدم برای ماندگارسازی این گنجینه‌ی میراث‌برده از تاریخ و نیاکانمان، آشنایی و انس و همدمی هرچه بیشتر با ذخایر این زبان و همنشینی با ادیبان و شاعرانی است که گرچه صدها سال است در خاک خفته‌اند، اما میراث ادبی‌شان باید تا ابد بر تارک پارسیان، نشان افتخار باشد؛ ...که فردوسی پاکزاد گفت:

دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود


پی‌نوشت:
«شود» در مصرع دوم، بر خلاف تصور عامه، به معنیِ «از دست برود» است.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #اردیبهشت
🔠 #سال1405
Post #928 1.07K
💠مکتوب هفته💠
دوران رهایی از دو تنگنا


🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29225
پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵


وضعیت تاب‌آوری امروز مردم در پاسداشت حریم ملک و میهن، شاید از جهاتی در مقایسه با دفاع هشت‌ساله، چشمگیرتر و حماسی‌تر باشد. البته نباید حماسه‌های ماندنی و مثال‌زدنی آن دوران را در حجاب عصر و زمانه از یاد برد و از چشم انداخت؛ اما این بار اوضاع و احوال از بسباری جهات، هم مهم‌تر است و هم سرنوشت‌سازتر.

حضور خستگی‌ناپذیر بخش عظیمی از مردم در شور و شعار و شعور شبانه، جلوه‌ای است که این دوران را از دوره‌ی بشکوه دفاع هشت‌ساله نیز متمایز کرده؛ حتی کسانی که خیابان را در این بیش از دو ماه تجربه نکرده‌اند، در بوم‌رنگ حضور حاضران، نقش و رنگ خود را دارند و این چیزی است که بر هر چشم بینا و دل منصفی نمایان است.

نکته‌ی مهم و خط باریکی که نباید آن را از نظر دور داشت و در دو طرف باریک آن نباید لغزید، بهره‌گیری بهینه و به‌موقع از فرصت منحصربه‌فردی است که فراهم آمده؛ فرصت حمایتی کشوری از هدایتی حاکمیّتی.

انصاف دهیم، که حاکمیت ما فرصت‌هایی را که می‌توانسته بهینه‌تر استفاده کند، چندین‌بار از دست داده است و این مقوله البته ممکن است محل چالش دو رویکرد باشد؛ که عجالتاً جای بحثش اینجا نیست؛ اما اگر به واکاوی تاریخی فرصت‌سوزی‌ها بپردازیم، لااقل به دو عامل می‌توان منتسبش کرد:

1⃣ تلقّی و تصوّری که از تأخیر و تعلّل، به خیال امتیاز و نفع بیشتر، اقدامات به‌موقع را از حیّز انتفاع می‌انداخت؛

2⃣ نوعی محافظه‌کاری و احتیاط‌ورزی تصمیم‌سازان و مجریان در برابر شعارهای تندی که عمدتاً هم از سوی کم‌مسئولیّت‌ها و حتی افراد کاملاً غیر مسئول، صحنه را به تنگنا می‌کشاند.

نگاه و استنباط عمومی در حال حاضر، خوشبختانه این‌گونه القا می‌کند و امید‌ می‌آورَد، که راهبران امور کلان کشور، از دو تله‌ی پیش‌گفته برون‌رفت‌هایی را جسته‌اند و بر مصالح و منافع آتی کشور آن‌قدر دل‌مشغول‌اند که خود را درگیر هیچ‌کدام از دوتنگنای پیش‌گفته نسازند.

…و لطف خداوندی و تاب‌آوری بندگی بی‌تردید بهترین‌ها را رقم خواهد زد؛ آمین.


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #اردیبهشت
🔠 #سال1405
Post #926 1.12K
💠مکتوب هفته💠
شرمنده در برابر مردم!

🖋دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

📚روزنامه اطلاعات
شماره 29219
پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵


در نامه‌ی حمایت‌آمیز نمایندگان مجلس از هیئت مذاکره‌کننده و ریاست آن، امضای چندنفر (زیر ده نفر) غایب بود؛ همان کسانی که معمولاً در هر امر چالشی و تنش‌زا نامشان می‌درخشد.

یکی از کم‌سن‌وسال‌ترین آن‌ها در توجیه عدم حمایت خویش، قریب به این مضمون آورده بود، که واژه‌ی «حمایت مطلق» ممکن است برای ایشان تبعات حقوقی و اخلاقی داشته باشد و وی را در آینده شرمنده‌ی مردم سازد!

البته ما عادت‌‌زده‌ی این قبیل توجیهات هستیم؛ نه تعجب می‌کنیم، نه در صدد پاسخ برمی‌آییم. از قدیم گفته‌اند: باب توجیه باز است؛ تا مصلحت اسلام (!) چه چیز را اقتضا کند.

…اما بد‌ نیست ایشان و هم‌قطارانشان کمی تأمل کنند در اقدامات فراوان قبلی‌شان در شئون مختلف کشور و سرنوشت‌سازی برای مردمان؛ که آیا همین متّه به خشخاش را در عواقب شرعی، حقوقی و اخلاقی نهاده اند؟ یا این مورد، یعنی مذاکره برای برون‌‌رفت موفقیت‌آمیز از وضعیت تعلیق فعلی، ناگهان مشمول عاقبت‌اندیشی حضرات شده است؟

بگذارید بدون تعارف و رودربایستی به این آقایان عرض کنم:

خدا نیاورَد آن روزی را که شما شرمنده‌ی مردم شوید! اصلاً شرمندگی چرا؟ مگر ما مردم کیسه‌ی زر دست شما سپرده‌ایم که اگر کاستی و فتوری در وظایف و تکالیف شما ایجاد شد، بخواهید شرمنده شوید؟! البته این سخن را از سر تواضع فرمودید؛ وگرنه ما مردم کجا و شائبه‌ی شرمندگی شما در برابر ما کجا؟! حتما مزاح فرمودید؛ یا نهایت افتادگی و فروتنی را بیان داشتید.

…و اما تعجب از آن نزدیکِ دویست و هفتاد نماینده‌ی دیگر است، که‌ چرا به اندازه‌ی این شِش هفت‌نفر همکارشان، ملاحظات آینده‌ی کشور و احتراز از شرمندگی در برابر مردم را به جای نیاوردند!


🔠 #مکتوب_هفته
🔠 #اردیبهشت
🔠 #سال1405
Older posts →

About this channel

How can I read @maktoob_hafte without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for مکتوب هفته: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does مکتوب هفته have?
مکتوب هفته (@maktoob_hafte) has 1.36K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does مکتوب هفته know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →