\[دوباره برگشتیم خونه!\]
\[آرمی، ممنون که امروز هم اومدین!\]
— جیمین، باز میری دوش بگیری؟ — هان؟ — دوباره حموم؟
\[دیگه پای ثابت ولاگها شده!\]
— جین باید بره حموم. — آره، درسته!
\[بحث سر اینه که کی با کی بره حموم!\]
— پس من با جینهیونگ میرم! — چی داری میگی؟ — دارم درباره خودم حرف میزنم! — نظر من چی؟ — مهم نیست! — من با جین میرم! — پس من باید منتظر بمونم.
— امروز خسته نباشین! — ممنون!
\[باز پیداش شد!\]
— به خدا ولم کن! — جیییین! — برو دیگه، دست از سرم بردار! — مگه دارم میندازمت بیرون؟! — برووو!
\[تنهایی هم برای خودش سرگرمی داره!\]
— این ولاگها واقعاً آدمو عوض میکنن!
— سلام کن! — سلام، من جینم! — از خودت بگو! — سلام، من جینم! — چند سالته؟ — خودمم دقیق نمیدونم! — متولد ۱۹۹۲ هستم. — آها، درسته!
— صبحونه چی خوردی؟ — چرا توی ولاگت ازم مصاحبه میگیری؟! — صبحونه برنج خوردم. — که اینطور!
— یه پیغام برای آرمیها بگو!
— لطفاً بنگتن بامب رو خیلی دوست داشته باشین! — فایتینگ! — هوووورا!
Post #57472
29
- ❤ 5