Post #47
783
صدای پیانو آرام در اتاق میپیچد، هر نتش مثل قطرهای از باران است که روی شیشه میافتد. کتابی در دست دارم، صفحاتش پر از حرفهایی است که دل را گرم میکند. باران بیرون میبارد و هر بارش، ریتم قلبم را با خودش همآهنگ میکند. در این سکوت و صدای لطیف، آغوش تو تنها پناهی است که دلم میخواهد در آن غرق شوم؛ جایی که صدا، کتاب، باران و عشق همزمان معنا پیدا میکنند.