دوستان یک ماجرای واقعی رو براتون باید شرح کنم که واقعا کل اینهمه سال که من توی آکادمیا برای بچه های ایران زحمت کشیدم، همه رو بهم ثابت کرد که به
اشتباه بوده.
ماجرا از اینجا شروع شد که استادیار دانشگاه تربیت مدرس به اسم آقای
مهدی ذوالفقاری ،https://www.modares.ac.ir/~m.zolfaghari دو تا از مقالاتی که باهم کار میکردیم رو یهو سابمیت میکنن، و اکسپت میگیرن، بدون اینکه اصلا به من خبر بدن، و بدون اسم من چاپ میکنن،
بعدش من خبردار شدم، ایشون کلی گریه و زاری و کلی مسیج که آقا من اشتباه کردم ، بدبختم، خانواده دارم، منو از کار بیکار میکنن و فلان، ول کن شکایت نکن،
همه مدارک لازم برای اثبات اینکه مقالات کاملا با نظارت من نوشته شده، ورژن های اولیه، کامنت های من روی مقاله، تغییراتی که اعمال کردم همه دونه دونه وجود داره
این لینک مقاله اول
https://link.springer.com/article/10.1007/s12053-019-09800-3 که هنوز کار نهایی نشده بود! یهو بعد از ورژنی که به این فرد فرستادم، دیدم وا! گوگل ریکام زده که فلان مقاله ای شبیه کارهات چاپ شده. بد نیست نگاه کنی، اومدم دیدم ورژن ماقبل نهایی فرستاده شده و چاپ شده !
مقاله دوم
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S095741742100590X#هم انگار برای شاگردشون ( به نام صمد غلامی که در گروه هم با این ID هست
@gami_saman ) بوده که دوباره همین اتقاق افتاد، به من گفت بجای اون مقاله، یکی دیگه رو بخدا باهم کار میکنیم،
این دومی رو فرستاد، من دوباره شروع کردم به کامنت و اصلاح این مقاله دوم. دوباره بعد از اعمال اونا، بدون اینکه با من هماهنگ کنن مقاله فرستاده شد و چاپ شد. بازم ورژن های مقاله رو دارم و همه چی موجوده.
حتی من کامنت های این استاد که چقدر به خودش فحش داد که من بیچاره ام و فلان و تورو خدا شکایت نکن و اینا رو هم دارم،
در این وسط، قبل از چاپ کردن مقاله دوم، ایشون گفتن دوتا دانشجو هم دارن که علاقهمند به مقاله نوشتن هستن اما تجربه ندارن. با اینا کار کن و فلان و اگه مقاله ای در اومد دیگه من از خجالت تو در بیام .
دو تا دانشجوش یکی همین صمد غلامی بود. و دومی یه شارلاتان بدتر از خودش بنام
مهراد اسدی ( مشخصاتش رو فرستادم)
من یکسال وقت گذاشتم این دو نفر یه مقاله نوشتن، موضوع هم خیلی ژورنال پسند نبود، اما اونقدر ما باهم جلسه داشتیم تا اینکه همه چی بلاخره رسید به سابمیت.
مقاله رو یکی دوجا فرستادیم ریجکت شد، تا اینکه special issue یک ژورنالی من دوتا از همکارهام داور بودن، گفتن مقاله کریپتو داری بفرست،
من این مقاله رو به عنوان نویسنده اول و این دو نفر رو هم نفر دوم و سوم زدم و یک استادی هم از دانشگاه ساوتهمتون رو فقط برای اینکه اعتبار کار بره بالا گذاشتیم نویسنده مسئول و فرستادیم.
دور اول داوری گرفت، همه هم راضی که مقاله داوری گرفته و این دو نفر شروع کردن به کار نکردن. به من یک جوابیه فرستادن که کلش رو ۱۰۰ ٪ از اول نوشتم. برای داوری مقاله ۲۶ صفحه جوابیه نوشتم. همش هست، چیزی که این دو نفر فرستاده بودن هم هست، کاری که من نوشتم هم هست، ۹۰ درصد چیزی که فرستادن رو عوض کردم چون اشتباه بود، مجبور شدم کلی دعوا کنم باهاشون و بیخیال اینا بشم و در کل جوابیه رو از اول درست بنویسم.
مقاله رو سابمیت کردیم ( با همون ترتیب ۴ نفری و بدون هیچ تغییری ) دوباره یک ریوایز بشدت سنگین دیگه از داوران گرفتیم، مجله بسیار مجله گیری هست.
بهشون گفتم بیا کار کنیم، صمد دقیقا گفت من نیستم، اسم منو هم نزن (مسیج اش رو هم میفرستم بهتون)
این شارلاتان، مهراد اسدی، گفت من دیگه جوابیه اینا نمینویسم. خودت جواب بده و من حقم اصلا خیلی بیشتره. متوجه نشدم کسی که ورژن اول نفر دوم بود و بعد دو دور جوابیه داوری کاری نکرد ، چرا یهو فکر کرد حقش بیشتره !!!!.
من دوباره با یکی از بچه های اینجا بالای ۲۰ صفحه جوابیه نوشتیم، یک کلمه این دو نفر نمیدونن چی اصلا نوشتیم چی سابمیت شده ، چون تقریبا ۷۰ درصد مقاله کلا عوض شد، مطالب اون ورژن اول رو انداختیم توی اپندیکس و اینبار ۵ نفری سابمیت کردیم.
چون این آقای صمد غلامی گفته بودن نه من کاری دیگه میخوام بکنم و نه اسمم تو لیست باشه، مقاله رو بجای اسم آقای صمد غلامی، اون فردی که از ساوتهمتون کمک کرد برای ریورژن دوم ، اسم اون رو جایگزین کردیم و فرستادیم،
ادیتور مقاله به من ایمیل زد که چرا صمد حذف شده. منم گفتم که خودش گفته علاقه ای نداره، و متن چت رو به ادیتور فرستادم ( توی چت صمد، من انگلیسی نوشته بودم جواب صمد فارسی بود اما اونا گفتن اوکیه، مترجم داریم)
در این حین من به جفتشون ( صمد و شارلاتان اسدی) ایمیل زدم که آقا تاییده بدین اگه نمیخواین در راند های بعدی داوری دوباره باشین، باید بگین، نمیشه مثل راند قبل هیچ کاری نکنید و من اسمتون رو بزنم، اگه اینجوریه من جفتتون رو حذف میکنم.