TGViewer
معرفی عارفان معرفی عارفان @m_arefan · 2.84K subscribers
Post #229999 58
سلام و ادب و مِهر بر دوستان


فردوسی با سرودن #شاهنامه که الحق کار صعب و سترگی بوده و می‌باشد ، حق بزرگی بر ایران و ایرانی دارد و کار فوق‌العاده‌ای به جهان و ایران عرضه داشته است .

اندیشمندان و شاهنامه‌پژوهان بسیاری در مدح فردوسی و اثر سترگش ( #شاهنامه ) ، سخن گفته تا شاید جزئی از دین به او را ادا کرده باشند ، و بنده نیز به سهم خودم اثر بی‌نظیر فردوسی را ارج می‌نهم و به روان پاکش ، درود می‌فرستم .

ولی آنچه به استنباط بنده در این باب مغفول مانده است ، نقشِ همسرِ فردوسی می‌باشد و گویا کسی به آن نپرداخته است و یا اگر به آن پرداختند ، بنده ندیدم ، لذا از نظر بنده حداقل نصف ارزش #شاهنامه متعلق به همسر فردوسی می‌باشد ، تا نظر بزرگان چه باشد؟

فردوسی در داستان بیژن با منیژه - آغاز داستان به این نکته اشاره نموده است و همکاری و همراهی همسرش را ستوده است .

لذا با درود بی‌کران به روان پاک فردوسی و #همسرش ، آغاز داستان بیژن و منیژه را تقدیم دوستان می‌کنم .


#داستان_بیژن_با_منیژه - #آغاز_داستان



شبی ،،، چون شِبَه ، روی شُسته به‌قیر ،
نه بهرام پیدا ، نه کیوان ، نه تیر ،


دگرگونه آرایشی ، کرد ماه ،
بسیچِ گذر کرد بر پیشگاه ،


شده تیره ، اندر سرایِ درنگ ،
میان ، کرده باریک و ،،، دل ، کرده تنگ ،


ز تاجش ،،، سه‌بهره ، شده لاجورد ،
سپرده هوا را ، به زنگار و گَرد ،


سپاهِ شبِ تیره ، برداشت ( و ) راغ ،
یکی فرش ، گسترده ،،، چون پَرّ زاغ ،


چو پولادِ زنگار خورده ، سپهر ،
تو گفتی ،،، به‌قیر اندر ، اندوده ، چهر ،


نمودم ز هر سو ، به‌چشم ، اهرمن ،
چو مارِ سیه ،،، باز کرده ، دهن ،


هرآنگه که برزد یکی بادِ سرد ،
چو زنگی ، برانگیخت ز اَنگِشت ، گَرد ،


چنان گشت باغ و لبِ جویبار ،
کجا ،،، موج خیزد ز دریایِ قار ،


فرو مانده گردونِ گَردان ، بجای ،
شده سُست ،،، خورشید را ، دست و پای ،


زمین ، زیرِ آن چادرِ قیرگون ،
تو گفتی ، شدستی بخواب اندرون ،


جهان‌را ، دل از خویشتن ، پُرهراس ،
جَرَس برگرفته ، نگهبانِ پاس ،


نه آوایِ مرغ و ، نه هَرّای دَد ،
زمانه ،،، زبان بست از نیک و بد ،


نَبُد هیچ پیدا ، نشیب و فراز ،
دلم تنگ شد ، زان درنگِ دراز ،


بِدان تنگی‌اندر ، بجَستم ز جای ،
یکی مهربان بودم اندر سرای ،


خروشیدم و ، خواستم زو ، چراغ ،
در آمد بُتِ مهربانم به‌باغ ،


مرا گفت : شمعت چه باید همی؟ ،
شبِ تیره ، خوابت نیاید همی؟ ،


بدو گفتم : ای بُت ، نی‌اَم مردِ خواب ،
بیاور یکی شمع ،،، چون آفتاب ،


بِنِه پیشم و ،،، بزم را ، ساز کن ،
به‌چنگ آر چنگ و ، مَی آغاز کن ،


برفت آن بُتِ مهربانم ، ز باغ ،
بیاورد ، رخشنده شمع و چراغ ،


مَی آورد و نار و تُرَنج و بِهی ،
زدوده یکی جامِ شاهنشهی ،


گَهی ، مَی گسارید و ،،، گَه ، چنگ ساخت ،
تو گفتی ، که هاروت ، نیرنگ ساخت ،


دلم ، بر همه کام ، پیروز کرد ،
شبِ تیره ، همچون گَهِ روز ، کرد ،


مرا مهربان‌یار ، بشنو چه گفت : ،
از آن‌پس که گشتیم با جام ، جُفت؟ ،


مرا گفت آن ماهِ خورشیدچهر : ،
که از جانِ تو ، شاد بادا سپهر ،


بپیمای مَی ،،، تا یکی داستان ،
ز دفتر ، بَرَت خوانَم از باستان ،


که چون گوشَت ( گوش‌ت ) ، از گفتِ من یافت برخ ،
شگفت اندرو مانی ، از کارِ چرخ ،


پُر از چاره و مِهر و نیرنگ و جنگ ،
همه ، از درِ مردِ فرهنگ و سنگ ،


بِدان سروبُن گفتم : ای ماهروی ،
مرا امشب این داستان ، باز گوی ،


ز نیک و بدِ چرخِ ناسازگار ،
که آرَد به‌مردم ، ز هر گونه کار ،


نداند کسی راه و سامانِ اوی ،
نه ، پیدا بُوَد درد و درمانِ اوی ،


مرا گفت : کز من سخن بشنوی ،
به شعر آری از دفترِ پهلوی ،


بگفتم : بیار ای بُتِ خوب‌چهر ،
بخوان داستان و ، بیفزای مِهر ،


مگر طبعِ شوریده ، بگشایَدَم ،
شبِ تیره ، زاندیشه ، خواب آیَدَم ،


ز تو ، طبعِ من ، گردد آراسته ،
ابا مهربان‌یارِ پیراسته ،


چو گوئی به‌من باز ، پوشیده‌راز ،
مرا ، طبعِ ناساز ، گردد به‌ساز ،


چنان چون ز تو بشنوم دربدر ،
چنان چون ترا کامِ دل ، سربسر ،


بگویم به شعر و ، پذیرم سپاس ،
ابا مهربان یارِ نیکی شناس ،


بخواند آن بُتِ مهربان ، داستان ،
ز دفتر ،،، نوشته گَهِ باستان ،


به‌گفتارِ شعرم ، کنون گوش دار ،
خِرَد ، یاد دار و ،،، به دل ، هوش دار ،



#شاهنامه‌ص ۲۱۵
More from @m_arefan
  1. Oct 16, 2026گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما حضرت_عشق_مولانا
  2. Oct 16, 2026🌺🌿💫
  3. Oct 16, 2026دمی_با_حافظ...🍁🌹 رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند من…
  4. Oct 16, 2026ای فلک چرخ تو سر گشته تر از این بادا که مداری به مراد دل دانا نکنی شهریار
  5. Oct 16, 2026رنجورِ عشق، بِه نشود جز به بوی یار.... سعدی_جان🍂🩷
  6. Oct 16, 2026بی‌ رخ جان‌ پرور جانان، مرا از جان چه حظ؟ وحشی_بافقی🍂🩷
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →