مثل گیسوی تو در باد به هم ریخته ام
بی تو من باز به دامان غم آویخته ام
گرچه رفتی دلِ من تا به ابد خانه ی توست...
لحظه ها را همه با عطرِ تو آمیخته ام
از ازل طالع من دم زدن از عشق تو بود...
با همین قلبِ حزین شعرِ تر انگیخته ام!
همچو دیوانه که افتاده به ماهش نظرش...
از همان لحظه ی دیدارِ تو من شیفته ام
اشک چشمانِ تو شد باعث ویران شدنم...
ارگ بم بودم و بعد از تو فرو ریخته ام
جز تو ای عشق نفهمیده کسی حال مرا...
مثل گیسوی تو در باد به هم ریخته ام
طاهره_اباذری
Post #229928
24