لطیفهای از مثنوی #مولانا :
گوشوَر یک بار خندد ، کَر ، دو بار ،
چون که لاغ املی ( املا ) کند یاری به یار ،
گوشوَر یعنی کسیکه گوشِ شنوا دارد و در برابر کَر آمده .
لاغ یعنی لطیفه - جوک - شوخی .
املی کند یعنی بازگو کند - یعنی املا کند - یعنی بگوید برای دیگری .
معنی بیت :
میگوید : جمعی را در نظر بگیرید که یک نفر یک جوک یا لطیفه تعریف میکند ، کسانی که میشنوند و شنوا هستند ، میفهمند و میخندند ولی آن کَر که اصلاً جوک را نشنیده است ، وقتی میبیند دیگران میخندند ، کَر نیز میخندد و این فقط یک تقلید است .
" گوشوَر یک بار خندد ، کَر ، دو بار ، "
حالا چرا کَر ، دو بار میخندد؟
بارِ اول از رَهِ تقلید و سَوم ،
که همی بیند که میخندند قوم ،
عدهای در مجلس نشستهاند و میخندند ، و او نیز میخندد از رَهِ تقلید و سَوم .
این کلمهی سَوم یعنی یک تکلیف و یک خودنمائی . نمیخواهد که دیگران متوجه بشوند که او کَر ، است ، ناشنوا است . میبیند همه دارند میخندند او هم به خودش میگوید من هم باید بخندم برای حفظِ ظاهر و هماهنگی با جماعتی که حضور دارند . این خندیدنِ دفعهی اول هست . او این خنده را بر خود تکلیف میداند ، الزامی و ضروری میداند ، این سَوم است .
کَر ، بخندد همچو ایشان ، آن زمان ،
بی خبر ، از حالتِ خندندگان ،
شخصی که کَر ، هست ، ناشنوا هست ، وقتی در جمعی میبیند همه میخندند ، او هم به تقلید از آنها میخندد بدون اینکه بداند این خندندگان چرا دارند میخندند .
باز ، واپرسد که ، خنده بر چه بود؟ ،
پس ، دومکَرَّت بخندد چون شنود ،
#دومکَرَّت = بارِ دوم
کرّت بهمعنی بار ، مثلاً یک بار ، دو بار . بعد از خندهی همگان ، یواشکی از بغلدستیش میپرسد که این خنده برای چی بود؟ . بغلدستی بلند در گوشِ او جوک را تعریف میکند و میگوید برای این جوک همه خندیدند . آنوقت کَر که جوک را شنید و فهمید ، شروع میکند بلند بلند خندیدن که میشود دفعهی دومِ خندیدنِ کَر .
امّا بین خندهی اول و خندهی دوم خیلی اختلاف هست . بطور کلی مولانا میگوید بجای اینکه مقلّد باشیم ، محقّق باشیم در بیت فوق گوشوَر را محقق و کَر را مقلّد برمیشمارد و بین این دو تا خیلی تفاوت وجود دارد .
Post #229684
26