طُرفه میدارند یاران ، صبرِ من بر داغ و دَرد ،
داغ و دَردی کز تو باشد ، خوشتر است از باغِ وَرد ،
دوستانت را ، که داغِ مهربانی ، دل بسوخت ،
گر ، به دوزخ بگذرانی ،،، آتشی بینند ، سرد ،
حاکمی ،،، گر عدل خواهی کرد با ما یا ستم ،
بندهایم ،،، ار صلح خواهی جُست با ما یا نَبَرد ،
عقل را با عشقِ خوبان ، طاقتِ سرپنجه نیست ،
با قضای آسمانی ، برنتابد جَهدِ مرد ،
عافیت میبایدت ، چشم از نکورویان بدوز ،
عشق میورزی ، بساطِ نیکنامی درنَوَرد ،
هر که را ، دردی چو سعدی میگدازد ، گو مَنال ،
چون دلارامش طبیبی میکند ،،، داروست ، دَرد ،
#سعدی
Post #229683
35