- جملات وارونه -
" (گنج) (جنگ) میشود (درمان) (نامرد) و (قهقهه)
(هقهه)!
ولی (دزد) همان (دزد) است و (گرگ) همان (گرگ)
است و (درد) همان (درد) است...
آری نمیدانم چرا (من) (نم) زده است و (یار) (رای) عوض کرده است و (راه) گویی (های) شده و (روز) به زور) میگذرد.
و (آشنا) را جز در (انشا) نمیبینم و چه (سرد) است این (درس) زندگی؛
اینجاست که (مرگ) برایم (گرم میشود چرا که ...درد) همان (درد) است."
Post #6313
5
Forwarded from 𝑽ē𝑵𝑶𝑹

