عشق نیروی جاذبه دارد | ۱۰۰ روز با لاکی ♡
صد روز، حاصل روزهای معمولی و آغاز لحظههای خوشحالی بیشماره.
یکی با جدیت دربارهی نجات جهان حرف میزنه و اون یکی سه جعبهی بزرگ خوراکی براش آماده میکنه! یکی موقع صبحونه کثیفکاری میکنه و اون یکی ماست به صورتش میماله. حتی با وجود کلی جا، باز هم اصرار دارن زیر یه چتر کنار هم باشن! 😂
توی محل فیلمبرداری، خیلی از این لحظهها توی فیلمنامه نیستن؛ خندههایی که ادامه پیدا میکنن و شوخیهایی که هیچکس دلش نمیاد متوقفشون کنه. تا جایی که یکی میگه: «چیکار کنیم؟ انگار خوشحالی بهمون سرایت کرده!»
خوشبختی گاهی همین چیزهای سادهست؛ با هم آفتاب گرفتن و دوچرخهسواری کردن، روی مبل لم دادن، از رؤیاهای کوچیک گفتن و برای آیندهی دور برنامه ریختن.
ما همیشه فکر میکردیم خوشبختی باید بزرگ و پرزرقوبرق باشه، اما در واقع توی همین لحظههای کوچیک پنهون شده؛ کج کردن چتر به سمت یه نفر، نزدیکتر کردن شونهها به هم و نگاه کردن به اون یکی، قبل از هر چیز، موقع خندیدن.
شاید عشق همین باشه؛ بیسروصدا، اما بارها و بارها، آروم به سمت یه نفر متمایل شدن... ♡


