کینگستون: «میتونم یه راز بهت بگم؟»لئو از دست تو😭😂
لئو چون داشت با گربه حرف میزد، بهش توجهی نمیکنه:
«سلام خوشگله. کنجکاوم بدونم… این گربه دختره یا پسره؟»
کینگستون میره اونطرف؛ انگار قهر کرده، .
کینگستون: «پنگ زیه! دیگه به من توجه نمیکنه. این سومین باره که امروز این اتفاق میافته…»
لئو: «چی گفتی؟»
کینگستون: «گفتم میتونم یه راز بهت بگم؟»
لئو: «خب باشه… بگو.»
کینگستون: «ولش کن، نمیگم. چون اصلاً به حرفم گوش نمیدی…»
لئو: «گوش میدم خب…»
کینگستون: «نظرت چیه با هم این گربه رو به سرپرستی بگیریم؟»
لئو: «نه نه، نمیشه… این گربه که صاحب داره.»
گربه مدام میومیو میکنه و لئو هم جوابش رو با میومیو میده. کینگستون هم میومیو میکنه، ولی لئو هنوز رو به گربهست. کینگستون دیگه حسابی از کوره درمیره 🤣
کینگستون: «دیدی؟ به گربه جواب میدی، ولی به حرفهای من جواب نمیدی…»
لئو: «مگه من به اون جواب دادم؟»
کینگستون: «خب، مگه همین الان جوابش رو ندادی؟»
لئو در مواجهه با غر زدنهای دوست پسری کم میاره، .
لئو: «ببخشید… ببخشید…»
کینگستون: «پنگ زیه! این بار دیگه واقعاً زیادهروی کردی…»
#ash