لئو: یه بار دیدم مادرم بهخاطر نوشیدن الکل مست شده بود. یهو وقت خوابمون رسید، اون موقع هنوز مدرسه میرفتم.
لئو: ولی نمیدونم چرا، مادرم اصلاً نمیخواست بخوابه. روی تخت مدام میخندید و نمیذاشت پدرم بخوابه.
لئو: بعد یهو چراغ رو روشن کرد و به پدرم گفت بلند شه و برقصه. به منم گفت بلند شم و باهاشون برقصم.
\*کینگستون از شنیدن اینکه مادرشوهر آیندهاش چنین عادت عجیبی داره، ماتش برده بود! 🤣
لئو: آره، خلاصه من و پدرم... به زور از خواب بیدار شدیم و مجبور شدیم برقصیم.
(کل خانواده مجبور شدن توی اون جشن شرکت کنن! 🤣)
\*کی فکرش رو میکرد داماد آیندهی مادر لئو، کینگستون باشه که خودش آیدله! 😭
کینگستون: پس مادرت اون موقع واقعاً خیلی مست بوده، نه؟
لئو: به نظرم همینطور بود... تمام بدنش قرمز شده بود، واقعاً خیلی قرمز...
کینگستون: بعدش، خودت اون اتفاق رو خندهدار میدونستی یا چه حسی داشتی؟
لئو: اون موقع به نظرم خیلی خندهدار بود...
مامان لئو احتمالاً با کینگستون خیلی زود صمیمی میشه، خخخخ! بالاخره کینگستون توی رقصیدن استاده، مگه نه خاله؟ ههههه😂😭
#ash