تصویری که من از تو دارم، با حقیقتِ تو بسیار تفاوت دارد
و شبی که پذیرفتم تو با تصویرت فرق داری، شب عجیبی بود.
آن شب تنهاترین و بی پناهترین آدم روی زمین بودم
آن شب فکر میکردم "میمیرم"
ایمان داشتم که دیگر نمیتوانم در دنیا دوام بیاورم؛
اما شبهای زیادی گذشت
و من زنده ماندم
و تو همچنان بیتفاوت..
" تکههایی از یک کل منسجم"