نمیدونم از کِی اینقدر عوض شدم،
از کِی خندیدن برام سخت شد و از کِی یاد گرفتم پشت یه لبخند،
هزار تا غصه پنهون کنم…
فقط میدونم یه روزی آدمی بودم که با کوچیکترین چیزا خوشحال میشد،
اما حالا حتی نمیدونم چی میتونه دوباره خوشحالم کنه.
درد داره وقتی دلت برای کسی تنگ میشه که شاید حتی یه لحظه هم به یادت نباشه؛ وقتی هنوز خاطراتش توی قلبت زندهان،
اما توی زندگی اون دیگه جایی نداری… بعضی آدما میرن،
ولی جای خالیشون هیچوقت پُر نمیشه.
خستهام از اینکه همیشه بگم خوبم،
وقتی از درون هزار بار شکستم…
از اینکه حرفای زیادی توی دلمه،
اما هیچکس نیست که بتونم همهشونو بهش بگم.
کاش میشد برگردم به روزایی که هنوز اینقدر غمگین نبودم،
به روزایی که دلم از آدمایی که دوستشون داشتم،
نمیشکست.
ولی خب، زندگی همینه…
بعضیا میان که خاطره بشن،
بعضیا میمونن که درد بشن و بعضیا میرن تا بهمون یاد بدن نباید خودمون رو برای موندن هیچکس فراموش کنیم…
قَلمکلماتِ بیصدا🍂