قصهی زندگی من
بعضی آدمها،
از زندگی نمیروند؛
فقط یاد میگیرند
چطور بیصدا،
در گوشهای از خاطراتت زندگی کنند.
میدانی؟
هنوز هم
«قصهی زندگیِ من»
هر جا که ورق بخورد،
ردّی از تو میان سطرهایش مانده است.
سالها گذشته،
شبها عوض شدهاند،
ما هم شاید...
اما بعضی چیزها
هیچوقت عوض نمیشوند.
هنوز میان من و تو
تاریخِ بلندی نفس میکشد؛
تاریخی که
نه به تقویم احتیاج دارد،
نه به یادآوری.
اگر روزی گم شدم،
اگر فاصله،
از هر جادهای بلندتر شد،
کافیست
سرت را بالا بگیری؛
بعضی آدمها
همیشه جایی میان ستارههای تابستان
منتظر میمانند.
و اگر کسی پرسید
چرا هنوز،
بعد از این همه سال،
لبخند میزنی...
فقط بگو:
«این، پایان نیست.»
✍شاعر: حسنا سلیمانی
#مفدا_لرستان
🆔@lorestanmefda
Post #20731
23
- ❤ 1
- 👎 1
- 👏 1