مجری: بعضیا حتی تو و مانمان رو هم با هم شیپ میکنن! نظرت چیه؟
حضار: اوه، قضیه جدی شد!
شییائو: جدیاین؟؟؟ 😭
شییائو: اول از همه، دلیل اینکه میخواستم بکشمش یه خصومت خانوادگی بود. دوما بخاطر این نجاتش دادم که مردم رو نجات داده بود و تازه، چون ارباب وی طرفش بود، و منم به اون وفادارم. چیزی که من مو به مو ازش پیروی میکنم، دستورهای اونه. و خودش هم دلایل خودش رو داره.
[اینجا زوئر و بقیه داشتن یونینگو نگاه میکردن و درحال سکته بودن که ری اکشنش چیه😭]
یونینگ: از چی میترسی؟ چیزی نیست اوکیه!
شییائو: خیس عرق شدم😭 تروخدا مارو شیپ نکنید، من از ارباب وی شائو میترسم!
یونینگ: نه عب نداره.
یونینگ: ولی خب، تماشاگرا آزادن هر کسی رو که میخوان شیپ کنن.
شییائو: فقط... وقتی شمشیراتون رو میکشید بیرون (یعنی شروع میکنید به شیپ کردن) دیگه منو نزنید!
مجری: اوه، صبر کن... یادم رفت، قسمت امروز چی میگفت؟ «ارباب وی میتونه خیلی انتقامجو باشه.»
Post #3485
139

مجری به وی شی یائو، یکی از ژنرال های #اسیر_زیبایی که زیردست وی شائو(یونینگ) بود میگه بعضیا تو و مانمان(زوئر) رو شیپ میکنن و این وسط همه از ترس اینکه یونینگ عصبانی شه داشتن سکته میکردن:)))))
- 😭 15