— قوانین نانوشته فندوم یونینگ [ پارت ۳ ]
۴۰. جملهای که معمولاً آخر لایوش میگه:
«آرزو میکنم همگی یه شب آروم و قشنگ داشته باشید. چه خوبه که این شب شماها رو داره. با بودن شما، این شب هم لذتبخشه. لایو بعدی میبینمتون؛ تا اون موقع منتظرتونم. شب بخیر، دوستای من.» 💛
۴۱. یونینگ پادشاه رقص با نیمهتنه بالاست 😂 فقط کافیه پاهاش رو وارد ماجرا نکنه؛ اونوقت حسابی میرقصه.
گفته: «منِ احمق دارم اجرا میکنم و یه مشت دیوونه پایین نشستن و نگام میکنن.»
خودش دوست داره با این دیوونه بازیاش فنهاش رو بخندونه؛ پس چرا یه کم دیوونهبازی درنیاره؟ 😂
۴۲. یه بار برای ضبط برنامه The Masked Singer رفته بود و اتفاقی لوکیشنش روی شانگهای افتاد و همه فهمیدن کجاست. بعد توی لایو گفت: ″اون موقع من اتریش بودم و داشتم شنگجیانهای کوچولوی اتریش رو میخوردم.″ 🤣
(شنگ جیان غذای سنتی شانگهای ئه)
۴۳. یه شب کامل بیدار موند و با دست خودش روی هزار تا دستمال کوچیک، قلبهای کوچولو درست کرد؛ فقط برای اینکه محبت فنها رو جواب بده و ازشون تشکر کنه. ❤️
۴۴. یه بار توی فرودگاه، فنها جلوی گیت اشتباهی منتظرش بودن. یونینگ با گوشی از خودش فیلم گرفت، رفت وسط جمع فنها و بعد هم توی ویبو نوشت: «امروز من اومدم دنبالتون.» 😂❤️
۴۵. هرچقدر هم دیر بشه، بعد از اینکه لایوش تموم میشه یه کار رو حتماً انجام میده: لایوش رو مرور و بررسی میکنه.
میخواد ببینه موقع گفتن چه حرفهایی دوستهاش (موفن ها🥺) خوشحال شدن، چه چیزهایی رو نباید مطرح میکرد، و عملکردش تو ووکال چطور بوده. حتی نسبت به لایوهاش هم واقعاً جدیه!
۴۶. توی کنسرت چنگدو، متن آهنگ 《乞丐》 رو تغییر داد و مضمونش رو درباره اینکه به محبت و همراهی فنها خیلی وابستهست، اینکه اونا باهاش مثل یه بچهای که بزرگ نمیشه رفتار میکنن و همیشه در کنارش هستن، خوند؛ حتی وقتی سختی و مشکلات زیادی وجود داره. ❤️
۴۷. عاشق شهربازیه، حتی با اینکه از سوار شدن بعضی وسایلش میترسه.
میگه توی اون فضا آدم مشکلات زندگی رو فراموش میکنه؛ اونجا فقط به این فکر میکنی که کدوم وسیله جذابتره یا کدوم بستنی خوشمزهتره، نه اینکه چقدر کار عقبافتاده داری.
اونجا میتونه فقط خودش باشه.
یکی از آهنگهایی که خودش نوشته هم 《手写童话》 نام داره و درباره همین حس و شهربازیه.
۴۸. واقعاً حس موسیقیایی خیلی قویای داره!
آهنگ 讲真的 رو فنها بهش یاد دادن و فقط با دو بار شنیدن همونجا، یادش گرفت. آهنگ 《少年中国说》 رو هم فقط با دو بار شنیدن در محل اجرا یاد گرفت و تونست بخونه.
۴۹. یه سال قرار بود توی داندونگ براش جشن تولد برگزار بشه، ولی بهخاطر یه سری عوامل خارج از کنترل لغو شد. فنها از قبل هتل رزرو کرده بودن و امکان پس گرفتن پولشون رو نداشتن. یونینگ شخصاً با هتل تماس گرفت و کمک کرد پول فنها رو پس بگیرن.(البته قانون، قانونه؛ هتل واقعاً نمیتونست پول رو پس بده. اینکه پول از کجا اومد، دیگه بیشتر از این نمیگیم 😂)
۵۰. یک نفر با سوءاستفاده از اسمش کلاهبرداری کرده بود. یونینگ خیلی عصبانی شد و در ویبو نوشت:
″اگر مسئلهای دارید، مستقیم بیاید سراغ خودم! من حتی میتونم دیگه به فعالیت ادامه ندم؛ اما حق ندارید به فنهای من زور بگید.″
۵۱. یه بار فنها توی فرودگاه یه کت خیلی قرمز و ضایع گلگلی بهش هدیه دادن. اول خیلی حال نکرد باش و گفت نمیپوشمش. فن هم گفت: ″اگه نمیپوشی، پس بده بدم یکی دیگه″
اونم گفت: ″چرا بدم؟ وقتی دادی بهم، دیگه مال خودمه!″
بعداً توی کنسرت Dalian، جلوی همه روی صحنه همون کت گلگلی رو پوشید🥺
۵۲. توی فصل اول برنامه 《鲜厨100》 وقتی فیلمبرداری فضای باز داشتن، خودش برای فنها غذا درست کرد و حتی شخصاً غذاها رو سر میز برد.
آخرش هم بهشون نوشیدنی داد.
فنها وقتی نوشیدنی رو از دست یه نفر دیگه گرفتن، دوباره گذاشتنش کنار و گفتن باید خود یونینگ شخصاً بهشون بده. 😂
۵۳. یه بار یکی از فنها برای دیدنش اومده بود و کیف پولش رو گم کرد. یونینگ همونجا کنارش نشست و منتظر پلیس موند و حتی برای پیدا کردن محل اقامتش هم کمک کرد.
۵۴. تمام بچههای کوچولویی که در موزیکویدیوی 《过年的歌》 دیده میشن، بچههای خانوادهی فنها هستن.
۵۵. لیو یونینگ خودش گفته: «اگه هنرمند نبودم، میتونستم با یه جمله جوابتون رو طوری بدم که دیگه نتونید حرف بزنید.»
(واقعاً هم همینطوره؛ برای نمونه، جوابهای دوپهلو و طعنهآمیزش به اکانتهای حاشیهای رو ببینید.)
۵۶. چون فنها همیشه بهش میگفتن سیکسپک هاشو نشون بده، یونینگ گفته وقتی ۶۰ ساله شد یه کنسرت با مضمون «عمر طولانی و سلامت» برگزار میکنه و همه بیان؛ یه مشت پیرزن بشینن یه پیرمرد رو ببینن که روی صحنه پیراهن پیرمردیش رو پاره میکنه 😂