چند دقیقه دیگه وارد فصل جدیدی از زندگیمون میشیم که من همیشه برای ورود به این فصل زیبا آرزو میکنم که هم برای من و هم برای بقیه فصل قشنگ و پر باری باشه🍂🍁✨️
معمولاً از آدمهایی که دوستشون داریم، انتظار داریم همونطور که ما عشق رو میفهمیم، اونها هم بفهمن. اما آدمها با زبانهای عاطفی متفاوتی زندگی میکنن. یکی با حضور عشق میورزه، یکی با مراقبت، یکی با آزادی دادن، و دیگری با کلمات. گاهی دو نفر واقعاً همدیگرو دوست دارن، اما بلد نیستن این دوست داشتن رو به شکلی که دیگری نیاز داره، نشون بدن.
نیاز دارم مدتی نباشم، سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم، به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد.... دور باشم و رها سبک باشم و آزاد... آدم هایی را ببینم، که هیچ تصور بدی از آنها ندارم، مسیرهایی را بروم که تا به حال نرفته ام، عطرهایی را بزنم، که تا به حال نزده ام، و لباس هایی را بپوشم که تا به حال نپوشیده ام. در مکان هایی بنشینم که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند، موسیقی هایی گوش کنم، که مرا یاد کسی نمی اندازند، و نوشیدنی هایی بنوشم، که مرا بیخیال تر از همیشه کنند.... نه به کسی فکر کنم، نه نگران چیزی باشم، نه از پیشامد پیش نیامده ای بترسم! من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالت ممکن باشم...