TGViewer
Channel Public Channel
ناگوری¦名残

ناگوری¦名残

@lingering_trace

بنشین.
شاید میان این چند کلمه،
حس مشترکی پیدا کردیم.☕️🍪
Subscribers
15
Photos
216
Videos
18
Links
21

Showing posts older than #552 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #551 12

Forwarded from 𝟬𝟱:𝟬𝟱

‏من زندگی بزرگسالی نمی‌خوام، منو ببرید استخر توپ.
Post #549 11

Forwarded from 𝟬𝟱:𝟬𝟱

هیچکس نمیتونه آرامش ذهنی منو ازم بگیره چون اصلا همچین چیزی ندارم.
Post #544 11
چند دقیقه دیگه وارد فصل جدیدی از زندگیمون میشیم
که من همیشه برای ورود به این فصل زیبا آرزو میکنم‌ که هم برای من و هم برای بقیه فصل قشنگ و پر باری باشه🍂🍁✨️
Post #543 12

Forwarded from سبز.

تهش یه جایی بالاخره قبول میکنی که باید رها کنی،
نه چون نخواستی، چون نمی‌شد.
چون گاهی علی‌رغم همه تلاش‌هات،
نمی‌تونی بعضی چیزها رو تغییر بدی.
Post #542 9

Forwarded from روزمرگی‌های یک روان‌درمانگر

معمولاً از آدم‌هایی که دوستشون داریم، انتظار داریم همون‌طور که ما عشق رو می‌فهمیم، اون‌ها هم بفهمن. اما آدم‌ها با زبان‌های عاطفی متفاوتی زندگی می‌کنن. یکی با حضور عشق می‌ورزه، یکی با مراقبت، یکی با آزادی دادن، و دیگری با کلمات. گاهی دو نفر واقعاً همدیگرو دوست دارن، اما بلد نیستن این دوست داشتن رو به شکلی که دیگری نیاز داره، نشون بدن.
Post #541 12
حقیقتا اونقدر برام‌ مهم نیست بقیه چه فکری دربارم بکنند...
Post #540 12
شاید خودخواه به نظر برسم ولی اونقدر اسون نبود دوست داشتنشون که انقدر راحت بگذرم...
Post #539 12
منِ پس از تو گفتی: نفرین میکنی؟ گفتم: نه، ولی از خدا میخوام هیچکس، اندازه من دوستت نداشته باشد.
نمیدونم نفرین حساب میشه یا چی ولی من دونفر و توی زندگیم خیلی دوست داشتم و برای اون دونفر واقعا اینو همیشه آرزو میکنم🫠
Post #538 12

Forwarded from منِ پس از تو

گفتی: نفرین میکنی؟
گفتم: نه، ولی از خدا میخوام
هیچکس، اندازه من دوستت نداشته باشد.
Post #537 12

Forwarded from منِ پس از تو

نیاز دارم مدتی نباشم،
سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم،
به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد....
دور باشم و رها
سبک باشم و آزاد...
آدم هایی را ببینم، که هیچ تصور بدی از آنها ندارم،
مسیرهایی را بروم که تا به حال نرفته ام،
عطرهایی را بزنم، که تا به حال نزده ام،
و لباس هایی را بپوشم که تا به حال نپوشیده ام.
در مکان هایی بنشینم که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند،
موسیقی هایی گوش کنم، که مرا یاد کسی نمی اندازند،
و نوشیدنی هایی بنوشم، که مرا بیخیال تر از همیشه کنند....
نه به کسی فکر کنم، نه نگران چیزی باشم، نه از پیشامد پیش نیامده ای بترسم!
من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالت ممکن باشم...
Post #536 12
مووود
Post #534 10
ناگوری¦名残 یعنی بیشتر از اینکه ناراحت باشم عصبیم انقدر عصبیم که اصلا نمیتونم توصیفش کنم👩‍🦯
حتی از مرور تک تک چیز ها عصبی میشم و بعد اشکم در میاد😂🤦‍♀️
Post #533 8

Forwarded from Olum (Zhra)

تو ترسو و مردد بودی ؛
و من نمی‌توانستم بجای دو نفر جسور باشم.
Post #532 10
یعنی بیشتر از اینکه ناراحت باشم عصبیم
انقدر عصبیم که اصلا نمیتونم توصیفش کنم👩‍🦯
Post #531 11
یه جوری اینجا رو چک میکنین من فکر میکنم حرفای خاصی میزنم پررو میشم هی چرت و پرت بیشتر میگم😂😂🤷‍♀️
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →