خواستم انقدر خوب باشم که کسی از من نرنجه، ببخشم، کوتاه بیام و سکوت کنم.
تا یه روز فهمیدم دارم خودمو ذره ذره خرج رضایت آدمایی میکنم که همیشه چیزی برای دلگیر شدن و قضاوتت پیدا میکنن. تلخ تر از همه این بود که بین این همه مراقبت برای نرنجوندن دیگران، نفهمیدم چقدر خودمو رنجوندم.
Post #503
10
Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕» (﮼دایان؛)