TGViewer
Life’s Margin Notes Life’s Margin Notes @lifesmarginnotes · 37 subscribers
Post #121 25
روزمرگی | ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

یک روز «عادی» دیگه هم توی خاورمیانه گذشت.

ساعت ده صبح کلاس زبان ایتالیایی داشتم. با این حال که شب قبل رو از استرس (اینکه هر لحظه ممکنه یه صدای بلند بیاد و باید آماده باشم که از اتاقم— که کلی پنجره داره برم بیرون) توی خواب و بیداری گذرونده بودم، باز هم ساعت هشت صبح از خواب بیدار شدم. به خودم گفتم: «وانمود کن امروز هم یک روز عادی هست.» نمی‌دونم چرا همچین حرفی به خودم زدم، چون آخرین باری که یک روز عادی داشتم رو یادم نمی‌آد.
به هر حال، بعد از اون حرف برای خودم صبحانه آماده کردم، بعد از صبحانه مثل همیشه یک لیوان قهوه درست کردم، نشستم پای لپ تاپ و منتظر موندم تا کلاس شروع بشه.
وقتی کلاس شروع شد دیگه استاد مثل همیشه از ما نپرسید:
"Tutto bene? Avete dormito bene?!"
چون خودش جواب این سوالات رو می‌دونست.
کلاس امروز حتی یک غایب هم نداشت؛ انگار این شرایط برای همه عادی شده و فقط من نبودم که برای آروم کردن خودم می‌گفتم: «وانمود کن امروز هم یک روز عادی هست. اون نور توی آسمون فقط یک ستارهٔ دنباله‌دار هست که به طرز عجیبی وسط روز دیده می‌شه!»

حداقل امروز با خوردن غذای مورد علاقه‌م به پایان رسید!
More from @lifesmarginnotes
  1. Oct 7, 2026“Stay close to the wingleader until we return,” Tairn orders. Surely he meant to say squad…
  2. Oct 7, 2026document post
  3. Oct 7, 2026🥹🥹🥹
  4. Oct 7, 2026Lui è gentilissimo.
  5. Oct 7, 2026Il professore che mi ha fatto l'esame orale ora è il mio professore per il nuovo semestre.
  6. Oct 6, 2026𝖥𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗆𝖾𝗌𝗌𝖺𝗀𝖾. 𝖠𝗍 𝟥:𝟣𝟥 𝖠𝖬, 𝖺 𝗍𝗋𝖺𝗂𝗇 𝖺𝗋𝗋𝗂𝗏𝖾𝗌 𝖺…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →