در روانشناسی، سوگ فقط واکنش به مرگ نیست.
انسان میتواند برای از دست دادن رابطه، هویت، امنیت، خانه، آیندهای که تصور میکرد، یا حتی تصویری که از خودش داشت، سوگواری کند.
به این تجربهها گاهی «سوگهای بهرسمیت شناختهنشده» گفته میشود؛ سوگهایی که اطرافیان ممکن است جدی نگیرند، چون «کسی نمرده»، اما دردشان واقعی است.
اما گذشتن از سوگ یعنی فراموش کردن؟ نه همیشه.
مدلهای جدید سوگ میگویند سازگاری سالم معمولاً یعنی رفتوبرگشت بین روبهرو شدن با درد فقدان و برگشتن به زندگی روزمره؛ یعنی گاهی گریه، گاهی ادامه دادن، گاهی یادآوری، گاهی ساختن دوباره.
پس اگر چیزی را از دست دادهای که دیگران نمیبینند، این به معنای بیاهمیت بودنش نیست.
بعضی فقدانها را دیگران نه میبینند و نه میشنوند، اما درون ما زندگی میکنند.
و «شفقت با خود» یعنی به خودت بگویی:
«حق دارم برای چیزی سوگواری کنم
که هیچکس آن را کامل نمیفهمد.»
✍🏻 دکتر مهرنوش اثباتی، روانشناس
#سوگ #فقدان
@UTpsychologic
@LDplus
Post #5234
67