امروز در این دنیایی که ظلموستم آن را فراگرفته، خاطرهای مرتب به ذهنم میآید:
روزی مادرم با صدایی لرزان، از مادربزرگم به خاطر تمام حمایتی که در این سالها از او کرده بود تشکر کرد. مادربزرگ در عوض گفت:
«از من تشکر نکن. تمام حواسات را معطوف بهترکردن زندگی دخترت بکن. ما شرایطمان را از نسل قبل به ارث میبریم اما برای نسل بعدی باید بهترش کنیم.
من تحصیلات زیادی ندارم، دوست داشتم تو بهتر از من باشی. حالا تو باید مطمئن شوی دخترت بهتر از تو میشود. مگر این همان روند طبیعی جهان نیست؟»
#کتاب فرزانگی در عصر تفرقه
نوشتهی الیف شافاک، نشر میلکان.
@LDplus
Post #5217
50