❣#شعر❣
مثل یک مرز مشخص که میان من و توست
عطر آغوش تو سرخط امان من و توست
باد اگر فتنه بیانگیزد و رهزن گردد
خون غیرت به رگ هر شریان من و توست
غنچه از لب نگشاید گل باغ ملکوت
مگر از لعل تو که فن بیان من و توست
شانه بر بال هما گر بزند صبحِ صبا
روشن از کوکب اقبال جهان من و توست
کمر از کام کرشمه به وفور آلودن
اینهمه رقص سماعی هیجان من و توست
ابر گیسو زده بر شانه ی ملک و جبروت
اشک شوقیست که بر گونه روان من وتوست
آنکه در هیبت عمرانی تو غوطه ور است
باخبر هست که وصفش به زبان من و توست
هرکه از بهره ای این عشق ، نصیبی دارد
این غمِ کوه شده حاصل جان من و توست
دست خالی نرود هیچکس از دارِ فنا
تحفه ای هست محبت که ازآنِ من و توست
#اڪرم_نورانی✍
📕🍁 https://t.me/ld_idl
Post #3610
141