🌟 #دکلمه 🌟
نمیدونم باید از کجا شروع کنم، نمیدونم اول باید از چی حرف بزنم؛ ولی میدونم این من، دیگه اون منِ سالِ قبل نیست. روزایی رو گذروندم که حالا شکستهتر، غمگینتر، تنهاتر و ناراحتتر و البته با تجربهترم. کسایی تو زندگیم اشکمو درآوردن که فکر میکردم قراره اشکامو پاک کنن، دلتنگِ کسایی شدم که فکر میکردم چون اونا رو دارم، دیگه قرار نیست دلتنگ بشم. حرفایی باعثِ شکسته شدن قلبم و نابودیِ روحم شدن که هیچوقت فکر نمیکردم از عزیزترین آدمهایِ زندگیم اونا رو بشنوم. جایی که نیاز داشتم بغل بشم و تنها نمونم، ترک شدم. جایی که لازم بود اشکام پاک بشه و دستم گرفته بشه، از همیشه تنهاتر شدم. روزهایی رو با حسهایِ از یاد نرفتنیای زندگی کردم که ازم آدمِ دیگهای ساختن. روزایِ خوبی هم داشتم؛ روزایی که از تهِ دلم برایِ چند دقیقه هم که شده، خوشحال بودم. چون جایی و پیشِ کسی بودم که دوست داشتم تا آخرِ عمرم کنارِ من بمونه و ازش دور نشم. کسایی رو از دست دادم که فکر میکردم هیچوقت قرار نیست از هم جدا بشیم، کنارِ کسایی وایستادم که بودنم تو زندگیشون اذیتشون میکرد، ولی چون دوستشون داشتم، مجبور بودم به ادامه دادن و موندن. خیلیا رو اذیت کردم با بودنم، این وسط کسایی هم بودن که لبخند رو لبم آوردن و پناهم شدن تو روزایی که بیپناهتر از همیشه بودم. تا بودم تو زندگیِ کسی، سعی کردم همیشه اونی باشم که هر چقدرم سختی میکشه، باز باری از رو دوشِ طرفِ مقابلش برمیداره و نمیذاره غمِ یه سری چیزا تو دلش جا بگیرن. ناراحتِ اونی که دوستم نداشت، دلمو شکست، از زندگیم رفت، بهم بدی کرد، اشکمو درآورد، نیستم؛ از هیچکس ناراحت و عصبانی هم نیستم. چون من میدونم حداقل با بدیهایی که بهم شد، آدمِ بدی نشدم. دیدم و گذشتم. هر جا لازم بود خودمو کم کردم از زندگیِ کسی که بودنم رو قدر نمیدونست. یه جاهایی هم شد که ناخواسته دل شکستم و باعثِ غمگین شدنِ کسی شدم؛ تلاش کردم همه چیزو درست کنم و وقتی فهمیدم بودنم تو زندگیش بیشتر اذیتش میکنه، خودم رو ازش گرفتم تا دوباره باعثِ غمگین شدنش نشم. من فهمیدم که نباید برایِ موندنِ کسی تلاش کنم؛ چون اگر کسی واقعا دوستم داشته باشه، ازم دور نمیشه و فاصلهیِ بِینِمون رو با کسی پر نمیکنه. دلتنگِ یه روزا و یه حسایی هستم که شاید دیگه هیچوقت نشه تجربهشون کنم! دلتنگیم برایِ یه سری آدما که حالا چه از زندگیم رفتن و چه هستن، ولی اون آدمِ روزهایِ قبل نیستن هم، سرجاشه. با همهیِ اینها، من یاد گرفتم آدم وقتی یکی رو واقعا دوست داشته باشه، هیچوقت دلش نمیاد قلبش رو مچاله کنه، جایِ لبخند اشک بیاره تو چشماش و بعد دستش رو رها کنه. یاد گرفتم هر چقدر هم که بشکنم، تهِ تهِ همهیِ غما و غصههایی که آدما بهم هدیه میدن، خدا با یه آغوشِ باز منتظرمه. پس ناراحتِ هیچ نبودنی نیستم؛ من بازم مثلِ همیشه سعی میکنم خوب بمونم و به راهم ادامه بدم.
#تینا
📕🍁 https://t.me/ld_idl
Post #3592
44