🎧«سرکوب»
کار طولانیه، حوصله کن
پُرکاربودن به خیلی چیزا بستگی داره
مهمترینش انگیزهست، وقتی به آینده فکر کنی کمکار میشی
ببین رپ یه اسبِ وحشیه که سوارکار نداره
نمیتونه کسی ازش توو ایران مایه حلالوار درآره
تاجاییکه هنرمند هیچ فرقی با یه خلافکار نداره
پس هرکی سَرِ میز ما اومد بگو که قرارداد نیاره
اینه که تا قسطها زیاد شد کمکم ورسها کم شد
ازاونطرف چه جرمهایی که با یه امضا حل شد
یعنی که سلیقه طرف همیشه دخیله وسط
همینه تحمیلِ نظر نتیجه تخریب اثره
ولی وقتی که از سرت آب بگذره کلاً
میگی بهتره خودم تکلیف رو یکسره کنم
تا اینجا عمرم رو ضرر کردم هزینهش هم میدم
من که تا همینجا اومدم پس بقیهشم میرم
منی که از اعتماد بیجا هنوز آبستنم
ولی درنهایت میدونم اینو که باعث منم
دیدم اونها که با خنده جلو میان ناکِسترن
در آخر دیدم متکی به مشتی خاکسترم
فهمیدم فقط پدرمادر میگه پسرمدخترم
بقیه که این اسمو ببرن مُفتبرن
دخترم؟ با ولم کن حرکت کاملاً فوله
یارو عَلَنی میخواد با چشم تو رو حامِلهت کنه
میگه تو پسرمی قدمت رو چشممه
میبینی پاش برسه حاضره گردنتو بشکنه
هرکی میخواد شیکمتو سفره کنه
تا به خودت بیای اون دورا یه نقطه شده
من دیوونه میرم بیرون، ولی عاقل میرم خونه
دیگه، هیچی نمیتونه منو غافلگیرم کنه
حتی اون که با شخصیت یه صدای سلامت
میگه دارم میرم فلانجا ولی کرایه ندارم
میگی کمک کنم که از بقیه خواهش نکنه
فردا میبینی همونجاست یارو کارش همونه
اینه که شکّ از توو خیابون و کوچه میاد
و مغز تبدیل میشه به «هوشِ سیاه»
اینجا بچه تمرین میبینه با یه لحن محکم
اول از همه یاد میگیره اون بیرون همه گرگن
میفهمه فقط خودشو ببینه بقیه همه نوکر
و بالأخره شک به آدما درون ذات بچه گل کرد
توو اون سن آرزوهاش مثِ ناموسشه ولی
نابودی آرزوها میشه آموزش بعدی
یعنی آیندههات بهت تحمیل شدن
بذار منظورمو یهجورِ دیگه تکمیل کنم
یادمه بچه بودم توو جمع یکی صدام کرد
بزرگِ جمع بود، یهکم نگام کرد
بهم گفت: میخوای چیکاره شی؟ بهش گفتم: فضانورد
گفت: پول رو زمینه، دنبالش توو فضا نگرد
تو درسهاتو قبول شو، فضامضا پیشکشت
با دو تا جمله میخواست آرزوهام هیچ بشه
میدیدم همه نمه میخندیدن زیرِ لبی
میخواستم که آب شم برم زیر زمین
الآن هم زیرزمینم وقتی خوردم از همه لگد
حداقل اینجا هیشکی منو مسخره نکرد
اونیکه رو نداشت توو داشت ولی میدونست چشه
مُدام با خودش گفت از این بدتر هم میتونست بشه
هرچی بود گذشت فقط جای زخمش موند
مینویسم و مینویسم و بالا میره گردش خون
روزی رو میبینم جوری حالم خوبه که چسبیدم به سقف
اون روز اگه منو دیدی فقط بگو حقش بود
البته شاید فکر بکنی که موزیک شغل منه
ولی نه موزیک یه عشقه که تووم شعلهوره
ولی درواقع این روزا هدفهام توو بیراهه اسیره
سن که میره بالا میفهمی بیمایه فطیره
اسم امروز هست فردا، نه میگین چرا؟
خب فردا از ما بهترون میان ما میریم کنار
نمهنمه دوروبرتو خالی میکنن میبینی میپیچن
پس الآن آینده رو میسازم، میگیری چی میگم؟
یه وقتی میرسه پیروچروکیده شی
خطهای صورتت راه مرگو کروکی کشید
میخوام اون روز کنار دریا باشم کف پامو
بذارم توو آب و تماشا کنم نوههامو
توو ساحل باهاشون بازی میکنم گل میخورم
بعد خسته میشم رو ماسهها شل میکنم
باده خیام میرم بالا بهیاد ایام
یه حال کمیاب، یه حس عجیب داره جریان
توو رگام، با این رؤیا سرگرمم فقط
حقیقت بهم گفت که برگردم عقب
انگار یه تکون، یه زمینلرزه
منو دوباره برگردوند به همین لحظه
به من راهِ چاهو یاد دادن، نه راهوچاهو
افتادم توو چاه و همونجا رو آبوجارو
کشیدم، کی میتونست بره جلو بهتر از من
اینا که اسم بردی همه مثِ پسرمن
ببینم اینا زمان شروع ما کجا بودن؟
حالا تیکه میندازن واسه ما شاهغلام شدن
اینا توو وان حموم خونهشون ناخدا بودن
دُم در آوردن واسه ما ناقلا شدن
اینهمه سال کارو بینم کی دید؟!
اینا میخوان بگم این زیرزمین اینم کلید؟
میکروفون توو دست تو یعنی اتم دست داعش
بهتره که این کلید بمونه دست صاحبش
نظر تو خودجوشه
سالم نیست، بو میده، کُد روشه
منو نقد نکن از خودتون مایه بذارین
صدتومنی پارههای لای هزاری
همین مونده اینا برام تِز بدن
فقط بهت این رو لای پرانتز بگم
ما خیلی کارا کردیم، نگفتیم که ریا نشه
این روزا قضاوت هرکی اَ رو قیافشه
واسه من این قصهها عادیه
همه قاضی شدن، این استعداد ذاتیه
بری میگن فرار کرد وطنفروش
اگه بمونی هم میگن یارو اطلاعاتیه
زندهباد حاشیه، تو مغزش چیاست یارو
آدم حساب کار دستش میاد
کار درستو میکنی میگن قصدش ریاست
کاری هم نکنی میگن قلبش سیاست
من کارم غمگینه، چون بارم سنگینه
کمبود گذشتههام فقط با رپ تأمینه
وقتی زوار زندگیم داره راحت درمیره
اون لحظهست که خودکارم با کاغذ وَر میره
من رپ نکردم رو شکمسیری
واسه کَلکَل و بچهبازی یهکم پیریم
Post #4250
236
English Language Mohsen Chavoshi + Dj MorTeza Chizari – Amir Bi Gazand Remix
- 👍 3