[شعر چهل و پنجم]
و هر کس تو را
آنگونه که خودش میخواهد میشناسد
آنطور که دلش میخواهد!
لمس میکند
جراحتهایی را که برجا گذاشته است
تربیت میکند
با ترکه خری را که از مسیرش منحرف شده است صاحب آن
کمی بعد میم مالکیت را داغ میکند بر پیشانیش
سپس محکم رهایش میکند
مثل کودکی که خسته شده از بادبادک قدیمیش
انگار نه انگار که خودش به این روز در آورده
تن سفید کاغذ هایش را
حالا
دیگر چه اهمیتی دارد
که اسم چه کسی روی آن هک شده باشد؟
وقتی باد او را باخود ببرد
تازه میفهمد
عقابی که هر روز از پنجره اتاق نگاهش میکند
همان بادبادک کوچکیست که اسیر طناب بود
#م_ع_ز_
#دفتر_شعر_سولی_لوگ
@lahze_ba_man
Post #3294
54
- ❤ 4