ای پری چهره ترین هیبتِ بی نام و نشان
بنشین و تبِ شعر و هوسم را بنشان
نسخه پیچیده ام از پیش، تو هر وعده سه بار
کمی از شربت شیرین لبانت بچشان
یا بمان، جان بده این مُردهء فاسد شده را
یا برو، روح مرا سمت تباهی بکشان
کوهی و وسوسه ها در تو گدازش دارند
پشت من باش ولی، اینقَدَر آتش نفِشان
یک دو سال است جوانان، همه شاعر شده اند
شک ندارم «تو» گذر کرده ای از کوچهءشان...
Post #379378
5