« خون در ࢪَگِ خود لختہ »
'' مُشت مُشت زغالاخته
خون در رگِ خود لَخته
و چنان فاحِشی به فنا رفته
گرفتهو کشیدهو بر باد رفته
بوسیده شده ، پرپر شده توسطِ من
این مَرد امشب
به خواب رفته ...
چنان فاحشه کم رویی در همین تخت
به فا.. رفته ''
Post #5131
10
Forwarded from 𝑫 𝑯, لواطـہ فـࢪشتگان
