بیانیه کانون صنفی معلمان به مناسبت روز جهانی معلم ۲۰۲۶
روز جهانی معلم، همگام با معلمان
۶۰ سال پشتیبانی از معلمی، ارتقای جایگاه حرفهای آن و همآفرینی فرداهایمان
پنجم اکتبر ۲۰۲۶/سیزده مهر ۱۴۰۵، روز جهانی معلم را گرامی می داریم.
شصتمین سالگرد تصویب توصیهنامه مشترک سازمان بینالمللی کار و یونسکو درباره جایگاه معلمان (۱۹۶۶). سندی که نخستین چارچوب هنجاری جهانی برای حقوق، مسئولیتها و شرایط کار معلمان را بنیان نهاد.
این توصیهنامه، در تعریف «جایگاه»، دو وجه بههمپیوسته را در نظر میگیرد:
منزلت و اعتباری که به معلم بهواسطه اهمیت کارش داده میشود،
و شرایط مادی و رفاهی که نسبت به سایر گروههای حرفهای به او تعلق میگیرد.
امروز، پس از شش دهه، این پرسش مطرح است که آیا این تعهد در عمل محقق شده است؟
پاسخ، با توجه به واقعیتهای پیش روی معلمان در سراسر جهان و بهویژه در ایران، نگرانکننده است.
در بعد جهانی، به تعبیر بیانیه یونسکو به مناسبت روز جهانی معلم، دگرگونیهای گسترده دهههای اخیر- فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی، شمول و فراگیری، مهاجرت، درگیری و آوارگی، رفاه یادگیرندگان و آیندههایی که روزبهروز نامعینتر میشوند- ، فشارهای نوپدیدی بر جایگاه معلم در سه بعد بنیادین بهطور همزمان وارد آورده است:
بعد نمادین، بعد حرفهای و بعد مادی.
در ایران، این فشارهای جهانی همراه با تضعیف شدید حقوق شهروندی به طور عام، با بحرانهای ساختاری و سیاستهای ناکارآمد درهمآمیخته و بحرانی چندلایه و وضعیتی به شدت وخیم پدید آورده است که ابعاد آن را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
بعد مادی و معیشتی. حقوق معلمان در ایران بهطور نظاممند از خط فقر عقب مانده است. براساس اعلام مراجع دولتی، تورم سالانه در مرداد ۱۴۰۵ به ۶۹.۹ درصد و تورم نقطهبهنقطه به ۸۹ درصد رسیده است؛ درحالی که متوسط حقوق ماهانه معلمان حدود یک سوم هزینههای زندگی در یک شهر متوسط را پوشش میدهد.
در چنین شرایطی باوجود آنکه بیکاری در جامعه گستردگی بیشتری یافته، شاهد استعفای اعتراضی برخی معلمان و خروج نیروهای کیفی از آموزش و پرورش هستیم.
در بعد حرفهای، معلمان با تسلط تمرکزگرایی شدید در آموزش و پرورش با محدودیت شدید آزادیعمل و نداشتن هیچ جایگاهی در نظام تصمیمگیریهای سیاستی روبهرو هستند. معلمان اغلب نه بهعنوان "همآفرینان" سیاست آموزشی، بلکه بهعنوان مجریان فاقد اختیار آن دیده میشوند.
نهادهای رسمی حکومتی نه تنها با پایین نگاه داشتن حقوق معلمان جایگاه اجتماعی معلمان را آشکارا پایین می آورند، با سرکوب مداوم نهادهای صنفی و مدنی حتی در شرایط جنگی، بهجای پاسخگویی به مطالبات مشروع معلمان، به سرکوب سازمانیافته تشکلهای صنفی روی آورده و در تلاشند تا مانع شکلگیری هویت مستقل حرفهای و تلاش سازماندهی شده برای احقاق خواسته های خود شوند.
مانع تراشیهای رسمی و غیررسمی برای فعالیت نهادهای صنفی، بازداشتهای خودسرانه، احضار یا بازجویی کنشگران در محاکم غیرقانونی«انقلاب»، بدون رعایت حداقل موازین آیین دادرسی و حق دفاع، نمونههایی از این اقدامات هستند.
از سوی دیگر جنگ و بحران اقتصادی، زیرساختهای آموزشی ایران را بیش از پیش، ضعیف نموده است. در چنین شرایطی، قطع گسترده اینترنت، فیلترینگ و کندی سرعت عمدی، ضعف شدید خدمات، گرانی شدید ابزارهای لازم برای آموزش غیرحضوری، معلمان، دانشآموزان و والدین آنها را با فشارهای روانی مضاعفی مواجه ساخته است که پیامدهای آن را در افت شدیدتر از پیش کیفیت آموزشی و یادگیری، بی انگیزگی شدید دانشآموزان و ترک تحصیل گسترده، مشاهده میکنیم.
در ادامه روند نزولی جایگاه آموزش رسمی و معلمان، با کاهش مداوم بودجه واقعی آموزش و نظارت ایدئولوژیک شدیدتر مواجهیم. سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۵ به ۲.۳۴ درصد کاهش یافته که پایینترین سطح در ۴۶ سال گذشته است و ایران را در رتبه ۱۴۱ جهانی قرار داده است. این رقم بسیار پایینتر از میانگین جهانی ۴ تا ۵ درصد است. در مقابل، بودجه رسمی نظامی ایران در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۵.۸۵ میلیارد دلار، معادل ۲۷ درصد از کل بودجه کشور بوده است.
همزمان، نظام آموزشی ایران به سازوکار کنترل ایدئولوژیک تبدیل شده است. معلمان ما دخالت سیاسی در آموزش را مانعی برای آموزش مؤثر میدانند و خواهان حذف سیاستزدگی در آموزش و زدودن تفکرات شکست خورده سیاسی و ایدئولوژیک از کتابهای درسی و نظام آموزشی هستند.
مجموعه این شرایط نهتنها جایگاه اجتماعی و حرفهای معلمان را کاهش داده، آموزش رسمی را نیز برای بسیاری بیاعتبار ساخته است.
⤵️