بیانیه مفهومی روز جهانی معلم ۲۰۲۶ یونسکو
همگام با معلمان:پیشینه
۶۰ سال پشتیبانی از معلمی،
ارتقای جایگاه حرفهای آن،
و هم آفرینی فرداهایمان
بیانیه مفهومی یونسکو به فراخور روز جهانی معلم (2026)
شصت سال پیش، جامعهی جهانی با به رسمیت شناختن نقش بنیادین معلمان در پیشبرد آموزش و سهم آنان در زندگی افراد، اقتصادها و جوامع، به یونسکو (UNESCO) و سازمان جهانی کار (ILO) مأموریت داد که یک سند هنجاربنیاد تهیه کنند تااستانداردهای مشترکی را برای حرفهی معلمی بنا نهند. هدف این سند آن بود که «تضمین کند معلمان از جایگاهی متناسب با نقش خود برخوردار شوند.»
امروزه معلمان باید با دگرگونیهایی روبهرو شوند که در سال ۱۹۶۶ پیشبینی آنها دشوار بود؛ از جمله فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی، شمول و فراگیری، مهاجرت، درگیری و آوارگی، رفاه یادگیرندگان و آیندههایی که روزبهروز نامعینتر میشوند.
این فشارها بر جایگاه حرفهی معلمی در چند جنبه اثر میگذارد:
• جایگاه نمادین: زمانی که از حرفهی معلمی به اندازهی کافی مورد قدردانی و پشتیبانی قرار نمیگیرد؛
• جایگاه حرفهای: هنگامی که معلمان از استقلال، پشتیبانی، فرصتهای یادگیری یا امکان مشارکت و طرح دیدگاههای خود درباره سیاستگذاریها برخوردار نیستند؛
• جایگاه مادی: آنگاه که حقوق و دستمزد، حجم کار، منابع و محیطهای کاری به معلمان اجازه نمیدهد نقش خود را به شکل کامل ایفا کنند.
در سال ۱۹۶۶، «جایگاه» معلمان اینگونه تعریف شد: «جایگاه یا اعتباری که به [معلمان] داده میشود تا هم میزان اهمیت و ارزشگذاری نسبت به نقش و شایستگی آنان در انجام این نقش را نشان دهد؛ و هم در شرایط کاری، میزان دستمزد و سایر مزایای مادی که در مقایسه با دیگر گروههای حرفهای به آنان تعلق میگیرد را بازتاب دهد.»
این تعریف، در کنار دیگر توصیهها و اسناد هنجاربنیاد یونسکو، به سه بُعد جایگاه معلم اشاره دارد:
۱. بُعد نمادین: شامل جایگاه اجتماعی معلمان و میزان قدردانی از آنان؛مفهوم «منزلت یا جایگاه» که در توصیهنامهی (۱۹۶۶) مطرح شده، انتظاراتی را که جوامع از معلمان دارند دربرمیگیرد؛ اما حقوق و مسئولیتهایی را نیز که با این انتظارات همراه است، مشخص میکند.
۲. بُعد حرفهای: بیانگر اختیار، شایستگی و مسئولیت معلمان؛
۳. بُعد مادی: دربرگیرندهی حمایت مالی و شرایط توانمندساز لازم برای انجام وظیفهی آنان.
این توصیهنامه، دولت را مسئول اصلی اجرای این تعهدات میداند و در برخی موارد نیز نقش سازمانهای معلمان و کارفرمایان را مورد توجه قرار میدهد. این سند بر سرمایهگذاری در حرفهی معلمی برای ارتقای جایگاه معلمان در هر سه بُعد تأکید دارد، هرچند حمایتهایی را که جامعه و نهادهای گوناگون میتوانند برای حفظ یا ارتقای این جایگاه فراهم کنند، تنها بهصورت ضمنی به رسمیت میشناسد.
بُعد نمادین ــ یعنی قدردانی و به رسمیت شناختن آموزش بهعنوان حرفهای معتبر، و معلمان بهعنوان کنشگران عرصهی
سیاستگذاری ــ که نیازمند رویکردی است که کل جامعه را دربرگیرد؛ با این کار نگرش مثبت عمومی نسبت به حرفهی معلمی تضمین میشود و اجرای کامل توصیهنامه امکانپذیر میگردد.
همچنین، حرفهی معلمی بر مجموعهای از دانش، تجربهی عملی، بنیانهای اخلاقی و خدماتی استوار است که معلمان را بهعنوان یک جامعهی حرفهای به یکدیگر پیوند میدهد.
هویت حرفهای و احساس تعلق از تربیت معلمها آغاز میشود و بوسیلهی نهادهایی مانند دانشگاهها، شوراهای معلمان و دیگر سازمانهایی که از رشد حرفهای و پیشرفت شغلی معلمان حمایت میکنند، تقویت میشود.اعتماد جامعه به معلمان و همچنین استقلال و اقتدار آنان، به میزان به رسمیت شناخته شدنشان بهعنوان متخصصان شایسته بستگی دارد.
در پایان، حقوق کار و منابع اختصاصیافته به آموزش و حرفهی معلمی، هم بُعد حرفهای و هم بُعد نمادین جایگاه معلمان را تقویت میکند. وضعیت کاری معلمان بر شرایط یادگیری دانشآموزان تأثیر میگذارد؛ حقوق، حجم کار و محیط کاری بر رفاه و انگیزهی معلمان و همچنین بر یادگیری و رفاه دانشآموزان و جوامع آنان اثرگذار است.
از آنجا که «منزلت» [متغیری وابستهای] است، جایگاه اجتماعی معلمان به اهمیتی بستگی دارد که جوامع و کنشگران به آموزشوپرورش میدهند، و البته به برداشتهای آنان از نیازهای آن. این برداشتها به انتظارات از روندهای حقوقی، سیاسی و نهادی ترجمه میشود که کار معلمان را تضمین میکند و یا سد راه آن میشود؛ که این خود با عاملهایی اقتصادی همچون دستمزد، شرایط کاری، تخصیص منابع و سرمایهگذاری عمومیِ پایدار در سامانههای آموزشی درهمتنیده است.
⤵️