در سیارهای دیگر، در زمانی دیگر، میخواهم از تمدنی بزرگ سخن بگویم.
تمدنی بسیار شبیه به شما، اما با یک تفاوت اساسی:
هیچیک از انسانهای این تمدن چشم ندارند، آنها نابینا هستند.
این بخشی از واقعیت آنهاست. آنها هرگز چشمی نداشتهاند و به همین دلیل خودشان آگاه نیستند که بینایی ندارند.
در واقع، «شما نمیدانید که چه چیزی را نمیدانید!» بنابراین به خاطر نداشتن بینایی به حال خود تاسف نمیخورند.
چون هیچوقت بینایی نداشتهاند، نمیدانند دیدن چیست، نمیدانند نور وجود دارد و نمیدانند دارند چیزی را از دست میدهند.
گاهوبیگاه اتفاقی عجیب رخ میداد.
انسانی با تفاوتی شگفتانگیز متولد میشد:
او چشم داشت. و باید این واقعیت را پنهان میکرد!
سپس یک «شیفت» در سیارۀ آنها آغاز شد و کودکان بیشتری با چشم متولد شدند.
همهچیز شروع به تغییر کرد.💫
نسلبهنسل، آنها متوجه شدند نوعی حس ادراکی شگفتانگیزی وجود دارد که میتواند چیزها را از دور حس کند.
آنهایی که این حس را داشتند، از چیزی به نام «#رنگ» صحبت میکردند، واژهای که قبلا وجود نداشت!
«بینایی» همه چیز را تغییر داد.
این داستان سیارهای زیباست که وجود ندارد یا دارد؟!
🌍💫
کرایون💜
Post #4728
10.9K