بگذارید به شما چیزی نشان بدهم، میخواهم چیزی را با من تجسم کنید که اکثر شما قبلاً [شبیه آن را] دیدهاید. چندین جعبۀ تودرتو که درون هم قرار گرفتهاند را تصور کنید.
شما یک جعبه را باز میکنید، [جعبه دیگری] درون آن است که کوچکتر است.
یک جعبه را باز میکنید، و هر بار یک جعبۀ دیگر را میبینید. وقتی به آن کوچکترین میرسید، زیبا و سرگرمکننده است.
[با خود میگویید:] «واو! من از ده تا از این جعبهها گذشتم تا به این موجود کوچولوی با مزه برسم. و اگر [این موجود] میتوانست صحبت کند، آیا او میدانست که واقعاً آنجاست؟»
...
ما در مورد پوست کندن پیاز واقعیتِ خودتان صحبت کردهایم، جایی که شروع به پوست کندن آن میکنید و هستۀ خود را پیدا میکنید. [اما] این موضوع عکس آن است. من درباره رهاسازی صحبت میکنم.
چند نفر از شما حاضرید بگویید:
«روح عزیز، اگر جعبۀ بزرگتری وجود دارد که من در آن هستم، آن را به من نشان بده.»
و این آگاهی به تنهایی باعث میشود که جعبههای داخلی از میان بروند [و تعداد آنها کاهش یابد].
شما ممکن است ده جعبه تودرتو داشته باشید و ناگهان به سه جعبه کاهش یابد؛ زیرا شما از عشق الهی و ابزارهایی که به عنوان یک انسان در اختیار دارید آگاه هستید. شما به تازگی سه یا چهار تا از جعبهها را کنار گذاشتید [و از محدودیتها و باورهای محدود کمتری تاثیر میپذیرید].
حالا این جعبهها چیستند؟
آنها همان چیزهایی هستند که به شما گفتهاند؛ هر یک از آنها نمایانگر آن چیزی است که به شما دربارۀ «[هویتِ شما و] آن کسی که واقعاً هستید» گفتهاند.
عزیزانم برخی از آن چیزها، نه فقط نادرست هستند، [بلکه] برخی از آنها هدفمند و عامدانه هستند.
برخی دیگر از آنها نیز بهترین چیزی بود که انسانها در آن زمان داشتند.
اما همه [این باورها] داستان یک خدای بزرگ و یک شمایِ بسیار کوچک را تعریف میکردند -که البته بخشی از آن درست بود- اما هیچ ارتباط [مستقیمی بین شما و آن خداوند] وجود نداشت. دیواری بین شما [و خداوند قرار داده شد].
این چیزی است که به شما آموزش داده شده است.
اگر شما درگیر و علاقهمند به برخی از سیستمهای معنوی سازمانیافته در این سیاره هستید، آنها در ابتدا به شما خواهند گفت که شما کوچک هستید! شما قرار نیست بتوانید چهره خدا را لمس کنید. شما شایسته نیستید!
بنابراین آنها قوانین متعددی دارند که به شما کمک میکند که لایق شوید یا حداقل بدون احساس ناشایستی به خدا نزدیک شوید. و شما شروع به فهرست کردن آن [قوانین] میکنید.
آنها از شما چه میخواهند که انجام دهید؟
اگر به شما بگویم که آن دستورالعملهای آنان همان جعبهها هستند چه؟!
دستورالعملهای آنان، همان جعبههایی هستند که شما را از دیدن جعبه بزرگتر باز میدارند.
و شما شروع به کنار گذاشتن و محو کردن این جعبهها میکنید و به جایی میرسید که میگویید: «اگر بتوانم از پل عبور کنم و به سوی [جعبه] بزرگتر بروم چه؟»
و آن [جعبه بزرگتر] روح شماست. ✨
...
شاید بالاخره بفهمی که جعبه بزرگتر، خود تو هستی در پیوند با آفریدگار، یعنی روحِ تو.💜✨
این حقیقت است.
هر زمان که بخواهی، آفریدگار دست خود را دراز میکند و میگوید:
«چرا مدتی به آن جعبه بزرگتر نمیآیی. برای مدتی به روحت سر بزن.💜»
و دیر یا زود آن جعبهها یکی میشوند، بنابراین هر روز از زندگیت بین جعبۀ بیرونی و درونی حرکت میکنی تا زمانی که آنها یکی شوند و این را «صعود» مینامند.
این جایی است که در حال حاضر در طرح این سیاره هستید، میتوان گفت اکنون در آن برنامهریزی که مدتها پیش از آمدن به اینجا تنظیم کرده بودید هستید.🌟♾
اگر همه اینها حقیقت داشته باشد چه؟
کرایون 💜
حلقه ۱۲
جعبههای تودرتو
٧ سپتامبر ٢٠٢٢
Post #3893
4.59K
- ❤ 6
- 👍 1