📌 حمله نه؛ لااقل تهدید پیشدستانه کنید!
(محمد اصغری)
در منطق نبرد، هیچ خطایی مرگبارتر از این نیست که درست در لحظهی شکنندگی و آسیبپذیری موقعیتی دشمن، به جای تصاعد حسابشده تنش برای تحمیل شکست یا عقبنشینی، پالس استیصال مخابره کنی.
رژیم امروز لرزانترین روزهای نظامی و سیاسی خود را پس از هفتم اکتبر سپری میکند؛ دشمنی که از یک سو با انبارهای تهکشیدهی موشکهای رهگیر و خلأ پدافندی روبهروست، و از سوی دیگر، در تنگنای دو انتخابات سرنوشتساز به دام افتاده است. اما در این بزنگاه، چه صدایی از اتاقهای تصمیمگیری کشور به گوش میرسد؟
از یک سو وفاقیها جار میزنند که آمریکا هرچقدر هم بزند، ما میز مذاکره را ترک نمیکنیم! جملهای که در الفبای سیاست، معنایی جز حراج اعتبار بازدارندگی و تضمین بیپاسخ ماندن تجاوز ندارد. از سوی دیگر، ستاد انتخاباتی 20ساله قالیباف، تمامقد به میدان آمده تا دکترین جنگ تعیینکننده را سلاخی کند و راه را بر هرگونه ابتکار عمل آفندی ببندد. فاجعه دقیقاً همین جا رقم میخورد. این دوگانهی انفعال، نهتنها اراده حمله پیشدستانه را در نطفه خفه کرده، بلکه جسارت تهدید پیشدستانه را هم از کشور گرفته.
برای خواندن دست دشمن، باید میان دو مفهوم در مطالعات امنیت خط کشید: سیگنالهای عمدی (هیاهوی رسانهای و تهدیدات پرسروصدای علنی) و سیگنالهای غیرعمدی (تحرکات واقعی و خاموش لجستیکی). مرور دو جنگ گذشته، یک الگوی ثابت را پیش چشم ما میگذارد. دشمن دقیقاً زمانی ماشه را کشید که در فضای رسانهای سکوت حاکم بود، تا جایی که ۴۷ دقیقه پیش از حمله، از پیشرفت مذاکرات سخن میگفتند، اما در میدان، چرخدندههای لجستیکی جنگ کاملاً فعال میچرخید.
اکنون، دستکم در کوتاهمدت، ورق کاملاً برگشته. در میدان، شاخصهای واقعی برای جنگ بزرگ غیرفعال است؛ اما در رسانه، طبل هیاهو و سیگنالهای عمدی با بلندترین صدا کوفته میشود؛ تا جایی که ترامپ آشکارا از مادر بمبها و هدف قرار دادن تأسیسات مشخص میگوید. چرا؟
پاسخ را باید در یک خطای شناختی جستجو کرد. ما عادت کردهایم آمریکا و اسرائیل را بازیگرانی همواره تهاجمی و فارغ از ترس ببینیم؛ غافل از اینکه دشمن نیز در مقاطع عدم تقارن دفاعی، به شدت میترسد. امروز، بزرگترین کابوس نتانیاهو و ترامپ، پیشدستی ایران در دقیقهی نود پیش از انتخابات است. غافلگیری در برابر یک هفت اکتبر دیگر یا دریافت ضربهی پیشدستانه در آستانهی رأیگیری، در منظومهی محاسباتی نتانیاهو حکم یک هولوکاست سیاسی را دارد. دشمن دقیقاً از سر همین وحشت در شرایط خلأ پدافندی است که به سیاست لبهی پرتگاه پناه برده است. آنها با پمپاژ سیگنالهای عمدی ارعاب، به دنبال ایجاد فلج تحلیلی، بازدارندگی روانی و مهار ارادهی تهران هستند تا از این دالان آسیبپذیری به سلامت عبور کنند.
سکوت در برابر تهدیدات علنی ترامپ و خودداری از ترسیم خطوط قرمز متقابل، یعنی تن دادن به انفعال و هدیه دادن زمان به حریف، تا با خیال راحت گزینههای عملیاتیاش را بهینهسازی کند. و این، تکرار همان خطای محاسباتی است که آتش دو جنگ قبلی را افروخت.
اما دکترین ابتکاری و آفندی ایران، فارغ از پاسخ ولو منفی به درخواستهای مذاکراتی آمریکا چیست؟ حتی بدون شلیک یک گلوله، یک دستگاه محاسباتی منسجم میتوانست بر پایهی راهبرد ابتکار در موازنه تنش، میان اولویتهای نظامی، افکار عمومی داخلی و افکار عمومی دشمن، یک طراحی همافزا و پیشدستانه انجام دهد. اگر تهران در واکنش به این لفاظیها، رسماً زیرساختهای حیاتی سرزمینهای اشغالی را به حملات نامتقارن تهدید میکرد، یا نام تأسیسات انرژی مشخصی را به عنوان بانک اهداف قطعی جهت تخریب صددرصدی روی میز میگذاشت، آیا ترامپ باز هم پیش از انتخابات چنین راحت از مادر بمبها سخن میگفت؟ یا در پرونده لبنان، اعلام پیشدستانه این خط قرمز که ایران قصد اسرائیل برای حمله به لبنان را رصد کرده و در صورت هرگونه تعرض، مستقیماً وارد میدان خواهد شد، نتانیاهو را در یک تلهی دوگانهی راهبردی قفل میکرد؛ جایی که عدم حمله به معنای عقبنشینی و تحقیر انتخاباتی او در جامعهی اسرائیل بود، و اقدام به حمله نیز با سد بازدارندگی حداکثری ایران و آمادگی ذهنی افکار عمومی ما روبهرو میشد.
چرا در تهران چنین طراحیهای کمهزینه اما فلجکنندهای رقم نمیخورد؟ پاسخ روشن است. سرگیجهی تحلیلی، هراس مزمن از شکستِ طرحهای ابتکاری، و تقدیس احتیاط توسط سیاستمدارانی که هنوز در سراب اسلامآباد سیر میکنند، قوهی تخیل استراتژیک کشور را عقیم کرده است. وقتی در لحظهی هراس دشمن، به جای ترسیم خطوط قرمز خشن، ایدهی جنگ تعیینکننده را میکُشیم، در واقع داریم به حریف زمان، امنیت و جسارت هدیه میدهیم تا پس از انتخابات، با انبارهای پرشده از موشکهای رهگیر، برای تمام کردن کار نیمهتمامش بازگردد.
@MuhammadAsghari
Post #75900
1.14K
- 👍 36
- 👎 5
- ❤ 2
- 🔥 1