سناریوی احتمالی حمله دشمن چگونه خواهد بود؟
پیش از جنگ ۱۲ روزه، برآورد غالب از کیفیت حمله دشمن، یک تهاجم هوایی کلاسیک به تاسیسات هسته ای بود. پیش از جنگ ۴۰ روزه نیز حداقل یکی از برآوردهای غالب، اجرای یک حمله نمادین از سوی آمریکا یا اسرائیل به نهادهای دولتی و امنیتی و انتظامی بود. با این حال هر دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان روندی بر خلاف این پیشبینیها را نشان داد.
این روزها یکی از غالبترین سناریوها در خصوص نوع حمله دشمن این است که دشمن یک حمله سنگین را به کوه کلنگ ترتیب داده و سپس با اعلام مختومه شدن پرونده هستهای ایران، اعلام پیروزی کرده و ترامپ به سایر پروندهها رسیدگی کند. این تحلیل، بر دو پایه استوار است:
۱. مشکلات داخلی آمریکا و انتخابات، به عبارتی معتقدین به این سناریو بر این باورند که اگر آمریکا قبل از انتخابات به دنبال حمله باشد، این شیوه را پیاده کرده و حالا می تواند بعد از انتخابات نیز تهاجم گسترده تری را دنبال کند. با این حال به جز انتخابات، تحلیلگران، سایر مشکلات آمریکا را دلیلی بر اجرای آن میدانند.
۲. دومین پایه بر پیامهایی استوار است که گفته شده آمریکا ارسال کرده و در آن خواستار حمله به کلنگ بدون پاسخ ایران و بسته شدن پرونده جنگ شده که از سوی تهران رد شده است.
نگارنده این طرح را رد نمی کند زیرا ما نیاز داریم که به مثابه یک سناریو برای آن نیز آماده باشیم اما در مقام تحلیل سناریو، باید به نکاتی توجه کرد.
۱. دلیل ارسال این حجم از تسلیحات و رایزنیهای گسترده در محور غربی - عبری - عربی چیست؟ آیا اگر آمریکا صرفاً به دنبال زدن کرکس و سپس عقب نشینی بود نیاز به ارسال این حجم از تسلیحات آفندی و پدافندی از یکسو، و رایزنیهای سیاسی، نظامی و امنیتی(از جمله دو جلسه آلمان و امارات) داشت؟ این فرضیه که این ها برای ارعاب مسئولان ایرانی است هم تقریبا سوخته است چون تجربه نشان داده نه کشور از ترس ناوهواپیمابر تسلیم می شود و نه ترامپ وقتی دست به مهره می شود با آن ها بازی نمی کند.
۲. تقلیل هدف حمله به پرونده هستهای اشتباه است. بدیهی است که اجرای یک حمله صرف به کرکس ضرر راهبردی برای ما ندارد و ما با سایر اهرم ها در منطقه، تنگهها و موشکی به دشمن پاسخ میدهیم. آیا آمریکا و اسرائیل پس از صرف این همه زمان، حمله ای به ایران می کند که در آن موضوعاتی تنگه هرمز، موشکی و حتی منطقه تعیین تکلیف نمی شود؟
۳. تقریبا مشخص است که نظرات رژیم صهیونیستی تاثیر چشمگیری بر پروپوزال عملیاتی حمله خواهد داشت. این نیز سخت نیست که بدانیم جدیدترین نظر اصلی و اساسی حاکم بر سرزمینهای اشغالی جهت "نابودی ایران" حمله به زیرساختهای حیاتی و انرژی کشور است. در این باره قبلا به طور مبسوط توضیح دادیم. زیرا حتی پلن B دشمن یعنی زمین سوخته کردن ایران بطوریکه تحرک خارجی کشور گرفته شود هم از رهگذر زیرساخت زنی میگذرد. در صورت تهاجم به زیرساختها، دامنه جنگ محدود خواهند ماند؟ پاسخ ایران مشخصاً به آتش کشیدن زیرساختهای منطقه است پس آیا رایزنیهای گسترده اخیر اعراب با دشمن و پالسهای مثبتی که در خصوص حمله به ایران و حمایت از آن میفرستند نمی تواند به معنای پذیرش هزینهها باشد؟
۴. در راستای مورد سوم، البته این نظریه در محاسبات دشمن وجود دارد که ترکیب زدن زیرساختها با ترور رئوس به همراه یک پیوست زمینی میتواند به سرعت باعث فروپاشی یا تسلیم تهران شود. به نظر میرسد این برآورد نیز مشابه برآورد اصابت اولین موشک به تهران و شورش مردمی و یا ترور رهبر معظم انقلاب و شورش مردمی(در جنگ های ۱۲ و ۴۰ روزه) است.
۵. بنابراین بدیهی است که ممکن است دشمن یکبار دیگر بخواهد و همچنین این محاسبه و برآورد را داشته باشد که با یک عملیات پر شدت و مستمر ۳ تا ۵ روزه به اهداف اساسی دست مییابد اما مشخصاً زمان اتمام، بستگی زیادی به ما دارد، چه از حیث پایداری ساختاری و تاب آوری ملی و چه از حیث تعیین گستره زمانی و مکانی و کیفی و کمی پاسخی که بتواند نظم ساز و از حیث راهبردی هم تاثیرمحور باشد.
@Muhallel
Post #75877
2.64K
- 👍 46
- ❤ 9