معمولا "اضطرار " موجب این میشود
که به انتهای نشخوار فکری
و قضاوت مان نسبت به زندگی
برسیم
"اضطرار " موجب این خواهد شد
که متوجه شويم
دانستگی ما هیچ کاربردی ندارد
خاطرات ما و باید و نبایدها
دستاورد محسوب نمیشود
اینجاست که زیستن آغاز میشود
و اگر از ورطه ی آن " اضطرار "
جان سالم به در ببریم
آن ادراک برای ما باقی خواهد ماند
که دانستگی هیچ اصالتی ندارد
تصور کن که در حال صخره نوردی
هستی و به جایی رسیدی
که عبور دشوار است
نه راه پس داری و نه راه پیش
آنجاست که حضور میابی
اضطرار یعنی
جایی که عجزت را ملاقات میکنی
جایی که دانایی و توانایی هیچ کاربردی ندارد
جایی که ادعا به نقطه ی صفر میرسد
جایی که عظمتش باعث میشود
اراده ی شخصی را واگذار کنی
Post #599
51
Audio
- ❤ 4
- ❤🔥 3
- 😍 1