«باز هم چاییِ عصر،
سینه اش عطرِ تو را
دَم می کشد..
باز هم زلالِ
خوش نوشِ تو را
بر لبش چون آبِ
زمزم می کشد..
باز خورشیدِ
خرامان به غرور،
دیده آن صورتِ
چون ماهِ تورا
پشت کوهی سرخ،
می خوابد و باز
از خجالت چهره
در هم می کشد.!»
#مسلم_خزایی_ژاکاو
#ب
💫🦋🍂
Post #6044
373
- 👍 3
- 🔥 3