😢😐چرا هیچی مثل قدیم نیس؟کجان پدربزرگ و مادربزرگم که با بچه های خاله دور چراغ خوراک پزیشون بدویمو چراغو بندازیمو موکتو بسوزونیمو دعوایی نشنویم
دلتنگ ی بار دیگه خوابیدن تو رختخواب مادربزرگممو اون بوی نمورشو استشمام کنم
دلتنگ اینکه برام ی سیخ جیگرو ایستاده توی چراغ خوراک پزیشون کباب کنه و بوی نفتو دود بده
دلتنگ اینکه فقط یبار دیگه ببینمشون
این روزا من عجیییب دلتنگشونم
Post #409028
449
- ❤ 3
- 💔 1