🎴هشدار به خانواده ها
داستان ترانه«۵۱۸»
لاله پوزخندی زد و گفت:
اون پسره از این موضوع
خبر داره ؟
سرمو تکون دادم و گفتم :
نه خبر نداره
لاله: کار خوبی کردی
بهش نگفتی
مطمئنم اگه بفهمه
ازت بیشتر سوء استفاده میکنه!
نگران نباش
خودمون یه کاریش میکنیم
باشه ...
سری تکون دادم و گفتم:
چیکار کنیم
صبح زود
یه لیوان زعفرون خوردم
اما انگار نه انگار
هیچ اثری روم نداشته !
لاله: خب با یه بار که
بچه نمیافته
لعیا :به طناز گفتم که
به آرش بگه
تا برام قرص پیدا کنه که
اونم گفته کسیو نمیشناسه.
لاله پوزخندی زد و گفت:
دروغ گفته
فکر کن آرش کسیو
سراغ نداشته باشه
یا خودش ترسیده و گفته
حتماً دردسر میشه
برای همین اینجوری دروغ گفته.
@kodaknojavan🌷🌿
Post #90306
121
