غزل؛ قالبی که دوباره جان گرفت
اگرچه غزل پیش از منزوی نیز در شعر معاصر حضور داشت، اما او از جمله شاعرانی بود که تلاش کرد این قالب را از تکرار فاصله دهد. غزلهای او، ضمن حفظ ساختار کلاسیک، به لحاظ زبان و تصویر، به فضای معاصر نزدیک شدند. .......................................................
« خیال»
خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود
و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زاغاز به یکدگر نرسیدن بود
گل شکفته خداحافظ اگرچه لحظه دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود @kntucs
Post #1354
155
- ❤ 3