راحتی یا کارایی. برای یک متخصص کدام مهم تر است؟
سال ها پیش اپراتور یک دستگاه صنعتی در برابر درخواستی برای انجام یک محاسبه ساده مثل ضرب دو عدد و وارد کردن حاصل به عنوان ورودی یک دستگاه، جمله تامل برانگیزی را به این شرح گفت که: "مهندس ما نمی توانیم از مغز خود کار بکشیم". در واقع از منظر آن فرد هر ساز و کاری در دستگاه که مستلزم کار کشیدن از مغز بود یک عیب و ضد ارزش محسوب می شد که شاید برای شخصی در آن جایگاه این یک اعتراض به حق و موجه بوده باشد. اما مشکل این است که این رویکرد اصالت کار نکشیدن از مغز و تمایل به روش ها و ابزارهای ساده تر اکنون به سطوح آموزش عالی و دانشجویان و حتی برخی متخصصان تسری پیدا کرده و میران راحتی کار با یک ابزار به یکی از اصلی ترین و اولیه ترین ملاک ها تبدیل شده است. در مورد افراد غیر حرفه ای، این ترجیح در استفاده از روشهای ساده تر هیچ اشکالی ندارد و حتی بسیاری از ابزارهای ساده اصولا برای استفاده توسط همین نوع افراد ساخته شده اند. اما برای یک فرد متخصص و حرفه ای مسئله کاملا متفاوت است و از آنجایی که رسیدن به بهترین نتیجه و خروجی لزوما همیشه با راحت ترین روش ها ممکن نیست، اگر یک متخصص عادت کند که فقط در مسیرهای آسان تر حرکت کند و از ابزارهای ساده تر استفاده کند، عملا خود را در رسیدن به بهترین نتایج محدود کرده است. از این منظر برای یک متخصص حرفه ای که می خواهد بهترین باشد معمولا راحتی در برابر کارایی از درجه دوم اهمیت برخوردار است و روشی را انتخاب می کند که برای کاربرد مورد نظرش بهترین نتیجه را ایجاد کند. حتی اگر آن روش، سخت تر و پیچیده تر باشد. البته این بدین معنا نیست که همیشه برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید از روش ها و ابزارهای پیچیده تر و سخت تر استفاده شود و اگر در کاری با استفاده از یک ابزار ساده تر بتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم، تعصب به خرج دادن و نفی مطلق آن ابزار ساده هم می تواند چندان موجه نباشد.
@KnowledgePlus
Post #940
6.83K