اینجا ایران است:
در محاورات روزمره خود جمله بالا را معمولا به چه منظوری بکار می بریم؟ یا وقتی این جمله را از دیگران می شنویم معمولا اولین چیزی که به ذهن ما می رسد چیست؟ آیا ذهنیت اکثر ما این نیست که بعد از شنیدن این جمله قرار است در مورد یک کم کاری، تقلب، ترجیح منافع شخصی به منافع جمعی، قانون گریزی و نظایر آن صحبت شود و ادای این جمله به عنوان مقدمه ای برای توجیه و طبیعی بودن این گونه رفتارها است؟ چطور می توان این ذهنیت را تغییر داد به نحوی که با شنیدن عبارت "اینجا ایران است" بصورت ناخودآگاه بعد از آن منتظر شنیدن مصداق و نمونه ای از رعایت اخلاق و انسانیت و قانون مداری توسط یک ایرانی باشیم؟ آیا جز این است که تک تک ما باید از خود شروع کنیم و با رفتار صحیح در راستای اصلاح این برداشت بکوشیم؟ تصور کنیم شرایطی را که وقتی برای کسی این سوال پیش بیاید که "چرا اینقدر وظیفه شناس و با وجدان و مسوولیت پذیر هستی؟" یا "چرا بدون آنکه موظف باشی به دیگران کمک می کنی؟" یا "به چه دلیل تا این حد به اخلاق و قانون پایبندی؟ " این توجیه بسیار معمول باشد که: چون اینجا ایران است. برای بهتر بودن بکوشیم.
اینجا ایران است.
@KnowledgePlus
Post #758
18.3K