دو نفر به قصد سکونت و کشاورزی وارد سرزمینی شدند. یکی از آنها بعد از بررسی جایی را انتخاب کرد و مشغول کاشت درخت در آن شد. اما دیگری با این فکر که جای بهتری را انتخاب کند بین مکان های مختلف در رفت آمد و سرگردان بود. روزها و سال ها گذشت و درخت آن کس که زمینی را انتخاب کرده بود به مرور ریشه دواند و رشد کرد و بار نشست. شاید جایی که او انتخاب کرده بود و درختی را که کاشته بود بهترین نبودند. اما مهم این بود که بالاخره کارش به نتیجه رسید و به ثمر نشست. اما دومی با این فکر که باید جای بهتری را پیدا کنم همچنان سرگردان بود و بعد از اتلاف عمر و انرژی بسیار در آخر هم خسته شد و هیچ وقت به محصول و نتیجه ای نرسید. این داستان پاسخی نمادین بود به کسانی که برای مدت های طولانی معطل می مانند و بحث می کنند که مثلا با چه میکروکنترلری کار کنم؟ با چه زبان برنامه نویسی و کامپایلری کار کنم؟ ST بهتر است یا NXP؟ آیا با HAL کار کنم یا SPL؟ آردوینو خوب است یا بد؟ لینوکس یا ویندوز؟ پایتون یا سی؟ و سوالات و مقایسه های مشابه. مرحله "با چه کار کنم؟" و "چه از چه بهتر است؟" اگر بیشتر از یک حد طول بکشد به معنای اتلاف زمان و عمر خواهد بود. بعد از بررسی معقول مطابق تمثیل فوق بالاخره یک جا را انتخاب کنید و کاشت درختتان را آغاز کنید.
@KnowledgePlus
Post #714
13.7K